ویرگول
ورودثبت نام
سحابی
سحابیسحابی؛ قبرستان ستارگان یا محل تولد...؟
سحابی
سحابی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

بی‌درمان

بعضی دردها را می‌توان گفت، نوشت و حلاجی کرد.

بعضی دردها را می‌توان درمان کرد و جای زخمشان به مرور محو می‌شود.

بعضی دردها را نه... نمی‌توان کاری برایشان کرد؛ نه کسی آن را می‌بیند، نه درک می‌کند و کاری می‌توان برای آن کرد...

دردی که تقصیر تو نبود. نمی‌دانی از کجا آمد؟ فقط می‌دانی قبل از تو هم بود... به دنیا آمدی و چشم باز کردی، فکر می‌کردی همه این درد را دارند؛ اما وقتی به دیگران نگاه کردی تازه متوجه شدی که نخیر، این درد فقط برای توست. شاید هم در عالم بچگی می‌دانستی این درد عادی نیست... با فطرت انسان جور در نمی‌آید؛ اما نمی‌توانستی ثابت کنی...

هنوز هم نمی‌توانی...نمی‌شود به دیگری بفهمانی که این‌ها که من می‌بینم دردند. فکر می‌کنند بزرگنمایی می‌کنی.

من فقط می‌دانم همه درد دارند؛ آن هم از نوع ناگفتنی‌اش...

کسی چه می‌داند؟ شاید سعدی هم برای همین گفت:

گهی بر درد بی‌درمان بگریم/ گهی بر حال بی‌سامان بخندم

دردزخم
۱۲
۴
سحابی
سحابی
سحابی؛ قبرستان ستارگان یا محل تولد...؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید