شاید اگر همه به موقع دیده میشدند، مورد توجه بودند و سرکوب نمیشدند، جهان اینقدر آشوب نبود...
همه جا پر شده از تبعیض...
شاید اگر در خانواده کودکی طرد نمیشد، در مدرسه فقط به دانشآموزان درسخوان توجه نمیشد، در جمع دوستان عدهای مسخره و تنها نمیشدند و در جامعه گروهی منزوی نمیشدند، جهان جای بهتری برای زندگی بود.
کسی چه میداند؟ شاید دیگر کسی حسادت نمیکرد و به فکر نابودی دیگران نبود... شاید هم حسادت به صفر نمیرسید فقط کمتر میشد.
یکبار مطلبی از زبان یک معلم میخواندم که اعتقاد داشت بعضی از بچهها با بدقلقی و بدرفتاری دنبال جلب توجه هستند. کافی است راه ارتباط با آنها را یاد بگیری. دیگر دست از توجهطلبیِ منفی برمیدارند. کافی است بدانی علایقش چیست؟ ورزش، سینما یا تکنولوژی؟
و چقدر سخت است دیگری را با تمام تفاوتهایش دوست داشتن... شاید هم لازم نیست همه را دوست داشته باشیم؛ گاهی بپذیریم و فاصله بگیریم.
مثل پالت رنگی که اگر رنگهایش با هم ترکیب شوند، کدر میشوند.
