ویرگول
ورودثبت نام
سحابی
سحابیسحابی؛ قبرستان ستارگان یا محل تولد...؟ «می‌توانید پست‌های منتخب را در بخش لیست‌ها بخوانید.»
سحابی
سحابی
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

کتاب‌هایی احتمالاً برای این روزها!

در این پست قرار نیست کتابی معرفی کنم. البته اگر شما کتابی خوانده‌اید که این روزها برایتان اثربخش بوده، خوش‌حال می‌شوم به من هم پیشنهاد دهید.

تازگی‌ها کلی حرف دارم اما نمی‌توانم چیزی بگویم. می‌خواهم بنویسم اما چیز منسجمی به ذهنم نمی‌آید. می‌خواهم گریه کنم اما نمی‌توانم. می‌خواهم بمیرم اما نمی‌توانم.

...

این روزها که به کتاب‌فروشی‌ها سر می‌زنم، در برخی قفسه‌ها کتاب‌های تاب‌آوری و توسعه‌فردی را چیده شده می‌بینم که برای کمک به اوضاع فعلی جامعه این کتاب‌ها را در دسترس قرار داده‌اند.

کاری ندارم که این کتاب‌ها با نویسنده‌های اروپایی و آمریکایی، دغدغه‌های دیگری دارند و معلوم نیست نوشته‌هایشان به درد ما می‌خورند یا نه... راه‌حل آن‌ها نهایت برای تعارض بین فردی و دعواهای سطحی خانوادگی و مشکلات معمولی با شکم‌های سیر کاربرد داشته باشد. نمی‌دانم... شاید هم بعضی‌هایشان کاربرد داشته باشد!

البته من که نمی‌گویم کتاب نخرید؛ حداقل در اینجا که همه خواندن و نوشتن را دوست دارند و احتمالاً بیشتر کتاب می‌خوانند. خودم که دوست داشتم آن‌قدر پول داشتم که از هر مغازه‌ای، دست‌فروشی و هر کس که کسب‌وکاری دارد، جنسی می‌خریدم که این مدت ضرر کردن‌شان کمی جبران شود. چه می‌دانم... برای همه شان که جا نداشتم؛ مثلاً هدیه می‌دادم به دیگران...

اما وقتی در بخش کتاب کودک، کتابی با عنوان «جنگ» می‌بینم قلبم مچاله می‌شود. لعنت به دنیایی که باید کتابی برای کودکان نوشته شود تا نامش جنگ باشد یا به آن ربطی داشته باشد.

راستی در آن روزها و شب‌ها چه چیزهایی باید به کودکان گفته می‌شد؟ این همه سروصدا چطور توجیه می‌شد؟ چهارشنبه‌سوری است؟ بازی است؟ جشن است؟ صداها از خانه‌ی همسایه‌هاست؟

کودکان باهوشند... ترس را با یک نگاه به صورت بزرگ‌ترها حس می‌کنند. مگر می‌شود آدمی در آن شرایط نترسد؟ مگر می‌توان ترس را پنهان کرد؟ مگر می‌شود انکار کرد؟ مگر می‌شود قوی بود؟

کتابتوسعه فردیکتاب کودک
۰
۰
سحابی
سحابی
سحابی؛ قبرستان ستارگان یا محل تولد...؟ «می‌توانید پست‌های منتخب را در بخش لیست‌ها بخوانید.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید