از پشت یک تیبا دارم حرکت میکنم. چیزی که به چشمم میآید اینه که یک دستی از ناکجا، یک بطری آب معدنی کوچیک برای راننده بلند میکند. برای اینکه سبقت بگیرم از سمت چپ تیبا حرکت میکنم و برای اینکه ادامه داستان را ببینم سرم را برای یکی دو ثانیه به راست میچرخانم. صورتِ صاحبِ دستهای کوچک دورِ بطری آب معدنی را میبینم. پسرک شش ساله از صندلی عقب به مادرش که پشت فرمان نشسته آبرسانی میکند. مامان، بطری را میگیرد و در حالی که با یک دست فرمان را نگه داشته، با دست دیگر دو قلپ آب مینوشد و بطری را دوباره به دستان کوچک میسپارد. در همین لحظه یکی از دستان کوچک را با همان دست آزادش میگیرد و روی لبهایش میگذارد و آرام میبوسد
خب من دیگه روزم ساخته شده
لحظه را در ذهنم تثبیت میکنم و از تیبا گذر میکنم

#محمدامین
#محمد_امین
#تئاتر
#بک_استیج
.