ویرگول
ورودثبت نام
محمدعبادی
محمدعبادیقلم جادوییم رو دیدین؟ نه! من محمدم هوش طبیعی هستم یک انسان مجهز به تخیل.علم.و.......هستم داستان های تخیلی و رمزالود
محمدعبادی
محمدعبادی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

بخش دوم: «بحرانِ اراده و زنجیرِ زمان»

اخطار هرگونه کپی از اشعار شاعر ممنوع می باشد و فقط با اجازه شاعر و یا نوشتن تخلص شاعر«تنها»زیر شعر امکان پذیر است

(این بخش به این موضوع می‌پردازد که انسان چگونه میان «آزادیِ فکر» و «اسارتِ زمان و سرنوشت» گرفتار است)

۴. تویی که در بندِ، زمان، هستی و، رها می‌شوی
چو موجی، که در، ساحل، همی، زیبا، و، ناپدید می‌شوی

۵. چو فرمانِ، تقدیر، از، تو، پنهان، است، و مجهول
تو در، دَستِ، سرنوشت، به، حیرت، و، مکتوم می‌شوی

۶. اگرچه، با، خرد،، می‌کنی، تسخیرِ، این، جهان
به، بندِ، خواهشِ، نفس،، باز، به، اسارت، می‌روی


تحلیل فلسفی بخش دوم:

۱. مفهوم «تضاد آزادی و جبر»
در این بخش، تمرکز از «ماهیت» (خاک و ستاره بودن) به سمت «عمل» و «زمان» می‌رود. سوال این است: آیا ما واقعاً آزادیم یا فقط بازیچه‌ی زمان و سرنوشت هستیم؟

۲. تحلیل معنایی:

  • بیت چهارم: به پارادوکسِ «حرکت» اشاره دارد. انسان می‌خواهد حرکت کند و آزاد باشد (مثل موج)، اما هر حرکت و هر زیبایی‌ای که خلق می‌کند، در نهایت به ساحل (پایان و مرگ) ختم می‌شود و ناپدید می‌گردد.

  • بیت پنجم: به مفهوم «مجهول بودنِ سرنوشت» می‌پردازد. انسان با تمام وجود می‌خواهد زندگی را کنترل کند، اما در برابر جبرِ زمان و تقدیر، در برابرِ عظمتِ آن، درمانده و ساکت (مکتوم) می‌ماند.

  • بیت ششم: به یک نکته‌ی روان‌شناختی و فلسفی مهم اشاره می‌کند؛ اینکه حتی اگر انسان با «خرد» خود بتواند جهان را بفهمد، باز هم ممکن است به دلیل «خواهش‌های نفسانی» (غریزه‌ها و امیال مادی)، دوباره به بندِ اسارت و محدودیت‌ها برگردد.


انسانشاعر
۰
۰
محمدعبادی
محمدعبادی
قلم جادوییم رو دیدین؟ نه! من محمدم هوش طبیعی هستم یک انسان مجهز به تخیل.علم.و.......هستم داستان های تخیلی و رمزالود
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید