
اخطار هرگونه کپی از اشعار شاعر ممنوع می باشد و فقط با اجازه شاعر و یا نوشتن تخلص شاعر«تنها»زیر شعر امکان پذیر است
(این بخش به پارادوکسِ «بیهودگی و شکوه» میپردازد؛ اینکه انسان با وجود دانستنِ مرگ، باز هم دست به خلق کردن و ساختن میزند)
۱۰. تو، در جستوجویِ، نامی، هستی، در، غبارِ، باد
که، از، همهی، تاریخ،، بماند، تا، ابد، یاد
۱۱. چو، سازندهای، که، در، میانِ، موج،، سنگ، میسازد
که، میداند، که، صخره،، از، زمان،، میگذرَد، و، میگذاشت
۱۲. چه، باشکوه، این، تلاشِ، تو، در، برابرِ، نیستی
که، در، چشمِ، ابدیت،، تو، هستی،، یک، رقصِ، مستی
۱. مفهوم «تراژدیِ زیستن» (The Tragic Hero/Existence):
این بخش به مفهوم «سیسیفوسی» (نسبت به اسطوره سیسیفوس) نزدیک است. انسان میداند که تمام کارهای او، از بنا کردن بناهای عظیم گرفته تا نوشتنِ اشعار، در نهایت توسط زمان و فرسایشِ طبیعت از میان خواهد رفت، اما باز هم این کارها را انجام میدهد. این «تلاشِ آگاهانه در برابر بیمعنایی»، همان چیزی است که به انسان شکوه میبخشد.
۲. تحلیل معنایی:بیت دهم: به نیازِ انسان برای «نامآوری» و «خالد شدن» اشاره دارد. انسان میخواهد با خلق کردن (هنر، علم یا قدرت)، ردپایی از خود بر جای بگذارد که از میانِ غبارِ زمانِ گذرا، جان سالم به در ببرد.
بیت یازدهم: با یک استعارهیِ بسیار قدرتمند، به پوچیِ تلاشِ انسان در برابرِ عظمتِ طبیعت اشاره میکند. ساختنِ سنگ در برابرِ موج، یعنی تلاش برای ایجادِ ثبات در جهانی که همهچیز در آن در حالِ جریان و تغییر است.
بیت دوازدهم: این بیت، نقطهیِ اوجِ فلسفیِ این بخش است. شاعر، این تلاشِ انسان را (هرچند که در مقیاسِ ابدیت، کوچک و گذرا باشد) یک «رقصِ مستی» و «باشکوه» مینامد. یعنی ارزشِ زندگی در «نتیجه» نیست، بلکه در خودِ «عمل و تلاش» است.