همکار، تضاد، تعامل

محیطای کاری خیلی مهم هستن، مخصوصاً برای کارمندا حتی اگه خودشون بهش دقت نکنن، چون معمولا اکثرِ عمرِ بیداریِ افراد توی محل کاریشون سپری میشه، در حقیقت بعضی از آدما بیشتر از اینکه خونوادشون رو ببینن همکاراشون رو میبینن. حال این وسط با یه مقوله ای مواجه هستیم، اینکه دیدگاه آدما نسبت به همدیگه متفاوته و یسری اصول و ارزش ها برای بعضیا وجود داره و برای بعضیا نه، یسری موارد ار نظر بعضیا اوکیه ولی از نظر بعضیا غیر قابل تحمله.

تضاد بین ارزشا تا جایی که همه بتونن کنار بیان با شرایط مشکلی نداره، مشکل جاییه که بعضیا فک میکنن ارزشای درست دقیقا همون چیزیه که خودشون فک میکنن و بقیه باید دقیقا همونارو رعایت کنن، و متوجه نیستن که خودشون خیلی جاها ممکنه پا روی ارزشای بقیه بذارن (شاید اصلاً به این موضوع فکر نکنن شایدم بقیه براشون مهم نیستن).

این وسط چندتا راهکار هست:

  • رودربایستی و حرف نزدن
    این مورد شاید کوتاه مدت جواب بده، ولی توی طولانی مدت شما بدهکار میشین. به همین دلیل بود که این متن رو نوشتم. یه همکار داریم که زیاد پیش اومده که کاراش با ارزشای من تضاد داشته ولی به دلیل همکار بودن به رو نیوردم، اما این وسط من میشم آدم بده و کسی که باید حتما ارزشای اون شخص رو رعایت کنم.
  • مقتدر عمل کردن
    این مورد هم کدورت بوجود بیاره. اگه هر کسی بخواد بخاطر هر مشکل یا تضادی که براش بوجود بیاد بخواد ذهنش رو درگیر بکنه و به بقیه تذکر جدی بده که نمیشه! هر آدمی یسری چیزا براش مهمه و واقعا سخت میشه یه تیمی پیدا کرد که تمام ارزشا و رفتاراشون عین هم باشه! نمیشه که بقیه همیشه اونجوری باشن که من میخوام.
  • سعی در تعامل
    آها به جای جالبی رسیدیم. اگه کسی باشی که تا الآن گذشت کرده، از نظر بقیه زیاد حقی برای حرف زدن نداری. در صورتی که اگه کسی باشی که مداوم گیر میدادی به بقیه، نا خود اگاه بقیه حرف تو رو بهتر قبول میکنن، اما من دوست ندارم همچین آدمی باشم چون هم ذهن و اعصابم رو دوست دارم هم کارا و اهدافم ارزششون بالاتر از اینه که بخوایم با درگیری با بقیه تداخلی توشون بوجود بیاریم.

پس چه اتفاقی میفته؟ اونی که از اول گیر میداده میشه کسی که حق به جانب حرف میزنه و بقیه هم ناخودآگاه یا اون رو تأیید میکنن یا واسه اینکه کمتر صداشو بشنون یجوری رفتار میکنن که فکر کنه بقیه قبولش کردن.

بنظرم بهترین راه برای کنترل تضادها اینه که سعی کنیم خودمون رو کنترل کنیم ولی هر چند وقت یبار یه چیزی بگیم تا بقیه فک نکنن هر کاری میکنن درسته و ما هیچ مشکلی با هیچ کارشون نداریم. یه حرفی یکی از همکارا چند سال پیش میگفت: محبت مکرر میشه وظیفه مسلم. پس سعی کنیم مواردی که خیلی اهمیت ندارن رو ندید بگیریم ولی برخی موارد رو حتماً بیان کنیم اما دوستانه و با تعامل (البته میدونم خیلی سخته چون خیلیا هستن که فقط فکر میکنن حق با اوناست و خیلی وقتا مثلاً ریلکس و آروم سعی میکنن هرجور شده حرف خودشون رو به کرسی بشونن، به قول یاس کسی که خوابه رو نمیشه بیدار کرد).



منتشر شده در ویرگول توسط محمد قدسیان https://virgool.io/@mohammad.ghodsian

https://virgool.io/@mohammad.ghodsian/%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-ascueab0xktq