ویرگول
ورودثبت نام
Mohammad Peiravi
Mohammad Peiravi
Mohammad Peiravi
Mohammad Peiravi
خواندن ۸ دقیقه·۳ روز پیش

از تأمین مالی تا تاب‌آوری زنجیره تأمین: همکاری بین بانک و بیمه در خدمات زنجیره تأمین

یکی از نتایج و دستاوردهای تحول دیجیتال در صنعت بانکی، تغییر ماهیت و نحوه ارائه خدمات مالی به مشتریان حقیقی و حقوقی بوده است. تغییراتی که هم دسترسی به خدمات را آسان نموده و هم نحوه ارائه آنرا تغییر داده است. از آنجایی که بانک‌ها معمولاً در بخش مشتریان حقیقی با هم رقابت می‌کنند و سعی دارند سپرده‌های مالی مشتریان حقیقی را به سمت خود هدایت کنند، برخی از بانک‌ها تمرکز خود را بر روی مشتریان حقوقی گذاشته‌اند و تلاش می‌کنند در این بخش خدمات نوآورانه‌ای ارائه نمایند. یکی از این خدمات مشتریان حقوقی، تأمین مالی زنجیره تأمین است. موضوعی که در طی دو یا سه سال اخیر بسیار در صنعت بانکداری پررنگ شده است و تقریباً بانک‌هایی که بیشتر با مشتریان حقوقی سر و کار دارند، به پیاده‌سازی آن در صنایع مختلف پرداخته‌اند. تأمین مالی زنجیره تأمین یا SCF به عنوان ابزاری برای بهبود گردش نقدینگی، کاهش نیاز به سرمایه در گردش و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط شناخته شده است. بسیاری از بانک‌ها با استقرار پلتفرم‌های SCF توانسته‌اند رابطه مالی میان خریداران، تأمین‌کنندگان و تولیدکنندگان را هوشمندانه‌تر مدیریت کنند و جریان نقدی را سرعت ببخشند.

شکاف در تأمین مالی زنجیره تأمین

اما با وجود رشد قابل توجه SCF و توجه گسترده بانک‌ها به آن، یک واقعیت اساسی همچنان نادیده گرفته می‌شود: این‌که زنجیره تأمین علاوه بر نیاز مالی، دارای مجموعه‌ای پیچیده از ریسک‌های پنهان و آشکار است که صرفاً با تزریق اعتبار یا خرید دین، مدیریت نمی‌شود. تأمین مالی تنها یکی از ابعاد پشتیبانی از زنجیره تأمین است و زمانی که این زنجیره در معرض اختلال، وقفه یا نکول قرار می‌گیرد، جریان مالی هم به شکل مستقیم آسیب می‌بیند.

واقعیت این است که بخش عمده‌ای از ریسک‌های زنجیره تأمین در ماهیت خود «غیرمالی» هستند اما اثر آن‌ها کاملاً مالی است. اگر بخواهیم یک نگاه کلی به ریسک‌های مالی و غیرمالی زنجیره تأمین داشته باشیم، می‌توانیم از ریسک نکول خریدار، ریسک نقدینگی، ریسک اعتباری و ریسک نرخ ارز (یا نرخ بهره) به عنوان ریسک‌های مالی و از ریسک عملیاتی تولید، ریسک حمل‌ونقل (لجستیک)، ریسک تجاری و کیفیت، ریسک شوک قیمت مواد و نظایر آن به عنوان ریسک‌های غیر مالی نام ببریم. در تأمین مالی زنجیره تأمین، بانک معمولاً ریسک نکول خریدار را می‌بیند و بر اساس رفتارهای پرداخت، اطلاعات اعتباری و سابقه تجاری او، تأمین مالی اسناد را انجام می‌دهد. اما اغلب بانک نمی‌تواند ریسک‌هایی را که در زنجیره وجود دارد، به‌طور کامل ارزیابی کند. هر کدام از ریسک‌هایی که بیان شد می‌تواند SCF را تحت تأثیر قرار دهد و به طور مستیقم جریان مالی را تغییر دهد. در واقع، SCF در ظاهر معامله را تأمین مالی می‌کند، اما توانایی محافظت از معامله در مقابل اختلالات واقعی زنجیره را ندارد.

با وجود این چالش‌ها، آیا باید SCF متوقف شود و یا باید به دنبال راه‌حلی برای شناسایی و کاهش ریسک بود؟ آیا بانک ظرفیت و توانایی ورود به موضوع ریسک را دارد؟ درست در این نقطه است که مفهوم بیمه زنجیره تأمین یا SCI به‌عنوان حلقه مفقوده SCF مطرح می‌شود.

بیمه زنجیره تأمین

SCI تنها یک بیمه اعتباری ساده نیست که صرفاً عدم پرداخت خریدار را پوشش دهد. SCI یک مفهوم گسترده‌تر است که به‌جای تمرکز بر نقطه نهایی پرداخت، ریسک‌های «جریان کالا» را هم در نظر می‌گیرد. زنجیره تأمین، یک خط صاف نیست بلکه مجموعه‌ای از روابط چندلایه میان تأمین‌کنندگان، تولیدکنندگان، لجستیک، واردکنندگان، صادرکنندگان و خریداران است. هر یک از این نقاط می‌توانند منبع ریسک باشند و در صورت بروز مشکل، کل جریان مالی را مختل کنند. بنابراین بیمه زنجیره تأمین می‌تواند ریسک‌های عملیاتی، ریسک‌های لجستیک، ریسک‌های تجاری، ریسک‌های کیفیت و حتی ریسک‌های قانونی را پوشش دهد؛ ریسک‌هایی که تأمین مالی حتی در پیشرفته‌ترین مدل‌های SCF، توانایی پیش‌بینی یا جبران آن را ندارد.

SCF بدون SCI مانند پرداخت بدون وثیقه است

بانک وقتی در قالب SCF یک فاکتور را زودتر از سررسید پرداخت می‌کند، در حقیقت به توان عملیاتی و یکپارچگی زنجیره اعتماد می‌کند. بانک فرض می‌گیرد کالا در زمان مقرر تحویل می‌شود، کیفیت مطابق قرارداد است، تأمین‌کننده بالادستی دچار وقفه نمی‌شود، حمل‌ونقل بین‌المللی دچار بحران سیاسی نمی‌گردد و قیمت مواد اولیه آن‌قدر به‌طور ناگهانی نوسان نمی‌کند که تولیدکننده نتواند تعهد خود را انجام دهد. اما تجربه نشان داده که همین «فرضیات» بیشترین ریسک را ایجاد کرده‌اند. از بحران کرونا و توقف زنجیره‌های جهانی تا افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، از بحران حمل‌ونقل تا ورشکستگی شرکت‌های کلیدی، هر بار یک حلقه کوچک در زنجیره گسسته شده و زیان آن به کل سیستم منتقل شده است. این رخدادها نشان می‌دهد که اگر نظام بانکی بخواهد SCF را در مقیاس بزرگ و پایدار اجرا کند، ناگزیر است لایه SCI را نیز فعال کند تا جریان مالی از اثر اختلالات عملیاتی مصون بماند. البته باید این نکته را ذکر کرد که پیشتر بیمه اعتباری به‌طور عمده برای پوشش ریسک عدم پرداخت فاکتور توسط خریدار در نقطه نهایی معامله طراحی شده بود. این بیمه‌ها یک محصول تک‌رشته‌ای و مالی‌محور هستند. در مقابل، بیمه زنجیره تأمین یک مفهوم بسیار جامع‌تر است که به دنبال پوشش ریسک‌های کل جریان کالا از نقطه تأمین تا تحویل نهایی است. بیمه زنجیره تأمین تنها بر نکول خریدار تمرکز نمی‌کند، بلکه ریسک‌های متنوعی مانند شکست تأمین‌کننده در تحویل به‌موقع، چالش‌های لجستیک ناشی از تحولات ژئوپلیتیک یا حوادث طبیعی، و مشکلات کیفیت تولید را در بر می‌گیرد.

 برای عملیاتی شدن، SCI نیازمند داده‌های لحظه‌ای از وضعیت کالا است، بنابراین بیمه زنجیره تأمین یک محصول چند‌رشته‌ای و داده‌محور است که برای اولین بار ریسک‌های عملیاتی را مستقیماً به جبران خسارت مالی مرتبط می‌سازد. این تفاوت در دامنه، SCI  را به یک راه‌حل حقیقی برای تکمیل شکاف ریسکی SCF تبدیل می‌کند. این مدل تنها یک محصول جدید نیست، بلکه یک «راهبرد» برای بانک و بیمه است.

جایگاه SCI در ایران

همانگونه که گفته شد نظام بانکی ایران نیز در نقطه‌ای قرار گرفته که توسعه SCF به‌سرعت در حال افزایش است، اما هنوز مکانیزم‌های مدیریت ریسک در سطح زنجیره تقویت نشده‌اند و در همان سطح اولیه است. بخش عمده‌ای از تأمین مالی فعلی مبتنی بر اعتبار مشتری یا قرارداد فروش است، اما ریسک‌های مرتبط با تأمین‌کننده، تولید، حمل‌ونقل، گمرک، تأخیرهای عملیاتی و نوسان قیمت‌ها در مدل‌های فعلی پوشش نمی‌یابند. این عدم پوشش باعث می‌شود بانک‌ها در موارد اختلال زنجیره با ریسک عدم بازپرداخت مواجه شوند، حتی اگر خریدار در حالت عادی معتبر باشد. در چنین شرایطی بیمه زنجیره تأمین می‌تواند نقش یک ضربه‌گیر اساسی را ایفا کند و شکاف میان ریسک عملیاتی و ریسک مالی را پر کند.

نکته کلیدی دیگر این است که اکثر بانک‌های بزرگ، به‌ویژه در ایران، شرکت بیمه اختصاصی یا وابسته نیز دارند. این هم‌زمانی بانک و بیمه می‌تواند فرصت استراتژیک کم‌نظیری در هلدینگ‌های فناوری اطلاعات و نوآوری بانک‌ها ایجاد کند. در حالی که در بسیاری از کشورها هماهنگی میان شرکت‌های بیمه و بانک‌ها برای پوشش زنجیره تأمین دشوار است، در ایران وجود ساختار مالکیتی هلدینگی در بانک‌ها اجازه می‌دهد بانک و بیمه یک محصول یکپارچه طراحی کنند؛ محصولی که در آن SCF جریان مالی را تضمین کند و SCI ریسک‌های عملیاتی و تجاری را پوشش دهد. چنین هم‌افزایی نه‌تنها ریسک بانک را کاهش می‌دهد، بلکه به بیمه هم امکان می‌دهد که وارد بازار جدیدی از محصولات هوشمند مدیریت ریسک شود و ارزش‌آفرینی بیشتری نسبت به بیمه‌های سنتی داشته باشد.

از منظر نوآوری خدمات مالی، ترکیب SCF و SCI می‌تواند یک تحول کامل در بازار ایجاد کند. SCF جریان نقدینگی را تسهیل می‌کند و باعث کاهش هزینه سرمایه می‌شود، اما SCI این جریان را در برابر شوک‌ها مقاوم می‌کند. نتیجه، زنجیره‌ای است که هم نقدشوندگی بالایی دارد و هم تاب‌آوری عملیاتی. این مدل می‌تواند پایه‌ای برای معرفی محصولات جدیدی مانند تأمین مالی مبتنی بر داده‌های تولید، بیمه مبتنی بر عملکرد زنجیره، مدل‌های قیمت‌گذاری پویا و نظایر آن باشد. در حال حاضر، نرخ تأمین مالی بر اساس اعتبار خریدار (داده‌های مالی) تعیین می‌شود و حق بیمه نیز به‌صورت جداگانه بر اساس ریسک‌های استاندارد محاسبه می‌گردد. اما در مدل یکپارچه، پلتفرم‌های هوشمند بانک و بیمه، داده‌های اعتباری را با داده‌های عملیاتی زنجیره تأمین ترکیب می‌کنند. این داده‌ها شامل رصد لحظه‌ای وضعیت حمل‌ونقل، سابقه عملکرد تأمین‌کننده، و نوسانات قیمت مواد اولیه است. با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته، ریسک واقعی و لحظه‌ای هر معامله ارزیابی می‌شود. نتیجه این ارزیابی، یک قیمت‌گذاری پویا است که در آن نرخ تأمین مالی (SCF) و حق بیمه (SCI) بر اساس بهبود یا وخامت شرایط عملیاتی زنجیره تأمین به‌طور مستمر تنظیم می‌شود. این رویکرد، قیمت‌گذاری را عادلانه‌تر، ریسک بانک را کمتر و کل زنجیره تأمین را به سمت عملکرد بهتر تشویق می‌کند. از سویی دیگر، پلتفرم‌های هوشمند بانک نیز می‌توانند از ترکیب داده‌های اعتباری، داده‌های حمل‌ونقل، داده‌های تولید و داده‌های پرداخت استفاده کنند تا ریسک واقعی هر معامله را ارزیابی کرده و نرخ بیمه و نرخ تأمین مالی را به‌صورت پویا و دقیق تعیین کنند.

توصیه راهبردی به بانک‌ها

به‌طور خلاصه، SCF به‌تنهایی برای پوشش ریسک‌های پیچیده زنجیره کفایت نمی‌کند. این ابزار، جریان نقدی را فعال می‌کند اما جریان کالا را تضمین نمی‌کند. در مقابل، SCI امکان می‌دهد کل زنجیره، از نقطه تأمین تا تحویل، در برابر ریسک‌ها محافظت شود. هم‌افزایی میان بانک و شرکت بیمه در یک هلدینگ مالی نیز باعث می‌شود ارائه این خدمت نه‌تنها عملی باشد، بلکه یک مزیت رقابتی برای بانک ایجاد کند. ایجاد ساختارهای مبتنی بر SCI در کنار SCF می‌تواند تحول تازه‌ای در مدیریت ریسک، نوآوری مالی و پایداری زنجیره تأمین ایجاد کند؛ تحولی که برای اقتصاد امروز، چه در سطح خرد و چه کلان، ضرورتی انکارناپذیر است.

بانک‌ها باید از امروز برای مرحله بعدی تحول SCF آماده شوند. ورود به SCI نه یک انتخاب، بلکه یک الزام راهبردی برای محافظت از دارایی‌ها، کاهش نکول و توسعه پایدار خدمات تأمین مالی است. بانک‌هایی که زودتر این مدل را در همکاری نزدیک با شرکت بیمه خود پیاده‌سازی کنند، می‌توانند زنجیره‌های تأمین صنایع بزرگ از فولاد و پتروشیمی تا کشاورزی و کالاهای مصرفی، را به محصولی پایدار، قابل بیمه و قابل تأمین مالی تبدیل کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بانک را از یک «تأمین‌کننده اعتبار» به «شریک عملیاتی صنعت» تبدیل می‌کند.

 

زنجیره تأمینتأمین مالی
۱
۰
Mohammad Peiravi
Mohammad Peiravi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید