قطع شدن اینترنت، برخلاف تصور اکثریت مردم، نهتنها فاجعه نیست، بلکه میتواند یک اقدام پیشگیرانهی هوشمندانه تلقی شود. چیزی مثل بستن درِ خانه برای جلوگیری از دزدی، آن هم وقتی کلیدش را قبلاً به همه دادهایم. تجربه سالهای اخیر نشان داده تبعات هر اتفاق سیاسی یا نظامی در کشور، هک و نفوذ به سامانههای مختلف است. این موضوع را هم در جنگ 12 روزه شاهد بودیم و هم در حوادث قبلی، مخصوصاً اگر «سامانهای» باشد که اسمش با «ملی»، «هوشمند» یا «یکپارچه» شروع میشود و یا به یکی از سازمانها و ارگانهای خاص و خدمترسان مثل بانک منتسب باشد.
از آن طرف، ما با یک واقعیت غیرقابلانکار روبهرو هستیم: نیروی متخصص امنیت سایبری کم است. نه به این دلیل که نداریم، بلکه چون یا مهاجرت کرده، یا در حال پر کردن فرم مهاجرت است، یا کلاً به این نتیجه رسیده که امنیت واقعی یعنی خاموش کردن لپتاپ و رفتن به دنبال کاری که منافع مالیش را تأمین کند. در چنین شرایطی، انتظار اینکه در بحران، این تعداد محدود متخصص بتوانند هم حمله دفع کنند، هم سامانه بالا نگه دارند، هم پاسخگو باشند و هم شب بخوابند، کمی خوشبینانه یا بهتر بگوییم خیالپردازانه است.
پس راهحل چیست؟ ساده، کمهزینه و بومی: قطع اینترنت. طبق یک اصل نانوشته در امنیت سایبری: شبکه امن، شبکه قطع است. وقتی اینترنت نیست، حمله هم نیست. وقتی حمله نیست، هکی هم نیست. وقتی هک نیست، گزارش امنیتی هم لازم نیست. وقتی گزارش لازم نیست، کسی هم سوال نمیپرسد و وقتی کسی سوال نمیپرسد، یعنی همهچیز امن است. این همان «امنیت از نوع نبودن مسئله» است؛ رویکردی که سالها در سایر حوزهها هم جواب داده است.
در نهایت، باید پذیرفت که وقتی زیرساخت، نیروی انسانی و مدیریت بحران همزمان ضعیفاند، بهترین استراتژی دفاعی این است که زمین بازی را جمع کنیم. نه توپ، نه داور، نه بازی، نه گل خورده. صفر-صفر، مساویِ کاملاً امن. قطع شدن ۱۲روزه اینترنت شاید برای مردم سخت باشد، اما برای امنیت سایبری کشور، یک مرخصی اجباریِ بسیار مفید است.