خٌلَّص تدتاک: خب امروز چطوری پروژمون رو بکشیم؟!!

آرزو های بزرگ فقط یک چشم انداز(vision) نیستند بلکه این چشم انداز ها همراه با یکسری استراتژی هستن تا به واقعیت تبدیل بشن. این حرف را آسترو تلر کارآفرین، دانشمند و کاپیتان کارخانه شلیک به ماه گوگل یا همون X Company می گه.

اول از همه بریم سراغ نکات مهم این تدتاک:

خٌلَّص:

اگه کاری می کنید که پاشنه آشیل داره اون رو همین الان پیدا کنید و اول از همه برید سراغش. بهتره که امروز کارتون شکست بخوره تا فردا. البته پاشنه آشیل به معنی شکست نیست بلکه باعث می شه شما به سراغ راه حل های جدید و بهینه تر برید.

ولی شکست برای کارمندها سخت و باعث می شه در اون ها ترس ایجاد بشه. برای حل این مشکل مسیر رو براشون هموار کنین. اگه تونستن پروژه ای رو با مدارک کافی درش رو ببندند اون ها رو تشویق کنید، حتی بهشون ترفیع بدین.

اشتیاق به شک و تردید با خوش بینی بی حد و مرز در مقابل هم نیستن بلکه در کنار هم هستن چون با کمک هم می تونن پتانسیل ها رو فعال کنن.

شرح و بسط:

آسترو به موارد بسیاری توی این تاک اشاره می کنه و تجربه هایی از پروژه های مختلفی رو هم مثال می زنه که خیلی جالب هستن.

از اینجا به بعد من حجم بیشتری از این صحبت ها رو میارم که به نظرم نوشتنشون خالی از لطف نیست ولی باز هم همه صحبت های این تدتاک نیست.

در کارخانه شلیک به ماه برای شروع یک پروژه باید به این سه مورد باور داشته باشن:

  1. یک مشکل عظیم رو حل بکنن
  2. بتونن راه حلی اساسی برای اون ارایه بدن
  3. بتونن اون رو با تکنولوژی بسازن
به کمک این چارت به این سوال جواب داده می شه:آیا این پروژه رو شروع بکنیم؟
به کمک این چارت به این سوال جواب داده می شه:آیا این پروژه رو شروع بکنیم؟

کارخانه شلیک به ماه جایی پر از هرج و مرج هست. چرا؟ چون همیشه در حال شکست خوردن هستن!!!

از اون فراری نیستن و با آغوش باز اون رو پذیرفتن و بعنوان ابزاری قدرتمند ازش استفاده می کنن.

یک صبح عادی در کارخانه شلیک به ماه: سلام چطوری؟خب، امروز چطوری می تونیم پروژمون رو بکشیم؟

اون ها می خوان، اگه پروژه شون پاشنه آشیلی داره اون رو همین الان بدونن در ابتدای راه، نه در پایان.

البته اگه برای پروژه ای پاشنه آشیلی پیدا کردن این به معنی مرگ اون پروژه نیست بلکه سعی می کنن تا به دنبال راه حل بهینه بگردن. زاویه دیدشون رو عضو کنن تا شاید بتونن اون پروژه رو نجات بدن.

وقتی قرار پروژه ای شروع بشه اول سراغ کارهایی باید رفت که می تونن باعث شکست پروژه بشن

گاهی باهوش بودن کافی نیست تغییر زاویه دید قدرتمندتر هستش.

ولی کار کردن در این فضا خیلی ناپایدار هستش و کارمندها با این فضا راحت نیستن چون از شکست می ترسن و در مقابل اون مقاومت دارن و از طرفی هم نمی شه سر آدم ها داد زد و گفت: یالا زودتر شکست بخور. خب چطور این مشکل حل می کنن؟

باید مسیر رو براشون هموار کرد. یعنی چی ؟ وقتی کارمندا با شواهد کافی یک پروژه رو می کشن دوستانشون اون ها رو در آغوش می گیرن حتی رئیسشون! بابت اون تشویق می شن. حتی ممکن ترفیع هم بگیرن.

https://www.ted.com/talks/astro_teller_the_unexpected_benefit_of_celebrating_failure