نیروی انسانی = برج هیجان جنگا

چندی پیش در رابطه با دسته بندی نیروهای انسانی در هر سازمان مطلبی را منتشر کردم.

نیروهای گلدمن-سیلورمن-برنزمن-وودمن...

با توجه به تجربه 10 ساله ای که در بازار کار مهندسی این مملکت داشتم و با توجه به مانیتورینگ تیم ها و شرکت ها پس از خروج خودم از آنها به نتایج جالبی رسیدم !



شرکت دوران پس از اینکه در تیم تولید خودش من رو کنار گذاشت کمتر از 1 سال محصولی که روش بودجه نیم میلیاردی خرج میکرد + کل تیم تولید رو از دست داد! در اونجا من فقط طراح رابط کاربری بودم و خیلی سمت قابل توجهی نداشتم اما کار من بسیار حائز اهمیت بود جوری که پس از من چندین نیرو همزمان هم از پسش بر نیومدند ...

در شرکت های خصوصی بعدی که هیچکدام شرکت های بزرگی نبودند مانند فنکام کیش - رادوین - نوداکس (سورین) هم این جریان اتفاق افتاد و کاملاً یکسری از فعالیت هایی که من انجامشون میدادم و همچنین روند رشد بخش های ویژه ای از این مجموعه ها متوقف شد...

چرا مدیران شرکت های خصوصی نمیتوانند تفکیک درستی از منابع انسانی خود داشته باشند ؟

منابع انسانی یک شرکت مانند برج جنگا بروی هم چیده شده اند و یک مجموعه واحد را تشکیل داده اند... نیروهای گلدمن و سیلورمن سازمان رو اگر وسط برج بکشید باعث تخریب برج میشود ... !

توجه به این نکته اینقدر دشوار است؟

چرا مدیران فکر میکنند با از دست دادن نیروهای گلدمن و سیلورمن میتوان دوباره مجموعه ای با همان کیفیت داشت ؟

وقتی ستون های شرکت خودتون رو خراب میکنید چی میخواد اون شرکت رو از تخریب نجات بده ؟!