دنیای تضادها؛
دنیای ما بر اساس پارادوکس/ تضادها دیزاین شده و عمل میکند.
هر پدیده با جهت مخالف خود معنای زیستن انسان را کامل میکند. ارزش راست با دروغگفتن سنجیده میشود؛ و لذت پیروزی با شکست. هر صلحی در ادامهی یک جنگی برقرار میشود و هر عدالتطلبی از یک بیعدالتی ریشه میگیرد.
جهان با قدرتمند و ضعیف، فرادست و فرودست، ثروت و شقاوت، اقناع و اجبار نیاز دارد. چرا؟ چون امورات با تضاد طبقات و تنوع زیستی به اجرا در میآید. اگر همه فرادست و قدرتمند و ثروتمند باشند، حد اعتلای حکمرانی و تشخیص مصلحت امور مشخص نمیگردد.
این فلسفه هستی و زندگی بشر است. چنانکه خداوندگاران زبان و ادب فارسی بر این فلسفه چنین اشاراتی کردهاند:
خیر و شر و خشک و تر زان هست شد
کز طبیعت خیر و شر آمیختند
من دهان بستم تو باقی را بدان
کاین نظر با آن نظر آمیختند
#مولانا
مهر و کین و جنگ و صلح و کلک و تیغ او دهند
دوستان و دشمنان را نفع و ضر و خیر و شر
#فرخ سیستانی
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
#خیام
هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست
#سعدی
تا نباشد راست کی باشد دروغ
این دروغ از راست میگیرد فروغ
#مولانا
#دادخواه