
محمد ابراهیمی: از “کوه گدای” بامیان تا ایران، سفری پرمخاطره در مسیر عدالت، فرهنگ و امید
محمد ابراهیمی، متولد سال 2001 در ایران، از همان کودکی مسیر زندگیاش با مهاجرت و جستجو گره خورد. در دو سالگی، به همراه خانواده به افغانستان، و بهویژه به قریه “کوه گدای” در ولایت بامیان، بازگشت و سالهای رشد و شکوفایی خود را در این سرزمین گذراند. در “کوه گدای”، او با سختیهای فراوان درس خواند و با پشتکار و ارادهای مثالزدنی، تمام مشکلات دوران مکتب را پشت سر گذاشت تا در سال 2019، با ورود به دانشگاه و انتخاب رشته شرعیات، فصلی نوین در زندگی او آغاز شود؛ فصلی که با دغدغههای عمیق اجتماعی، حقوقی و مذهبی، و تمایل به ایفای نقش فعال در جامعه گره خورده بود.
محمد، تنها یک دانشجوی شرعیات نبود؛ او فعال مدنی پرشوری بود که از دوران مکتب تا دانشگاه، دوشادوش مردم در صحنه فعالیتهای مدنی حضور داشت. تعهد او به حقوق بشر و بهویژه دفاع از حقوق زنان، او را به چهرهای شناختهشده در این عرصه تبدیل کرد. او به صورت فعال در جلسات متعددی در بامیان برای دفاع از مردم در برابر تهدیدات طالبان شرکت میکرد، گواهی بر شجاعت و پایبندی او به عدالت حتی در برابر چالشهای بزرگ. همزمان، همکاری با هفتهنامه “صدای شهروندان” نیز بستری برای رساندن صدای مظلومان و روشنگری در جامعه بود.
اما سال 2021، با سقوط جمهوریت و به قدرت رسیدن طالبان، نقطه عطفی دردناک در زندگی محمد و میلیونها افغانستانی دیگر شد. با فروپاشی آرمانها و تهدید جان و آینده، محمد ناگزیر به ترک وطنش شد. این بار، او به صورت قاچاق از مرز سیستان و بلوچستان وارد ایران شد تا زندگی جدیدی را آغاز کند.
امروز، محمد ابراهیمی در ایران مشغول به کار خیاطی است. اما این سفر او در ایران نیز خالی از چالش نیست؛ او با تهدیدات شدید روبرو است و با سختی و محدودیتهای فراوان، کار خود را پیش میبرد. با این حال، روحیه مبارزهجو و تعهد او به جامعه هرگز کاسته نشده است. او جوانان هموطن خود را دور هم جمع کرده و “مجمع فرهنگی جوانان کوهگدای” را تشکیل داده است؛ مجمعی که در آن نقش مدیریت را ایفا میکند. فعالیتهای این مجمع شامل سخنرانیها، شعرخوانی، برنامههای ویژه رشد و آموزش کودکان، و اجرای اشعار محلی و درسهای اخلاقی است. محمد با همکاری جوانان و آوردن اساتید مجرب برای هر یک از این بخشها، نشان داده که حتی در سختترین شرایط نیز میتوان بذر امید و فرهنگ را کاشت.
او نمادی از انعطافپذیری و امید است؛ مردی که با وجود تمام ناملایمات، هرگز دغدغه عدالت، انسانیت و پیشرفت جامعهاش را فراموش نکرده است. داستان محمد، روایتگر سفری پر فراز و نشیب از مبارزه، مهاجرت و امید به آینده است؛ سفری که در هر گام آن، رد پای انسانیت، پشتکار و عشق به فرهنگ و مردم به چشم میخورد.