از فازهای فرا روشنفکری بیزارم🤔

درخیابان تهران آدم های مختلفی را میبینم که در پیاده رو راه می روند یا سواره در ماشین نشسته اند. همه نوع تیپ و ظاهری را میبینم. از همه فرهنگ، از همه‌ شهرهای کشور و گاهی با گویش یا زبان های مختلف.

بعضی ها با کت و شلوار رسمی، بعضی از خانم ها با مانتو، بعضی از آقایون با پیراهن و تی شرت. همه مدل های مختلف را دیده ام. اما از یک نوع مدل واقعا بیزارم. آدم هایی که در پیاده رو مغرورانه راه می روند، عینک آفتابی زدند و دهانشان را با لودگی تمام بخاطر آدامسی که می جوند تکان می دهند و در خیابان قدم بعدی را بر می دارند.

فکر می‌کنند که از همه زیباترند اما نیستند، فکر می کنند از همه مشهور تر اند، اما نیستند. تصورشان این است که از سوی همه ستوده می شوند و مورد تحسین قرار می گیرند اما تصورشان به درد پدربزرگشان می خورد.

تو دماغی صحبت می کنند، موهایشان را ژل زده اند. اما همهشون کشک اند و کشک اند. تیپ و ظاهری مضحک که من آن را فرا روشنفکری کاذب می نامم.

این ها به دموکراسی قسم‌می خورند که خودشان نه فرهنگ، نه سواد و نه شعورش را دارند و سگشان را به اندازه فرزند دلبندشان تحسین می کنند. فرا روشنفکرانی که دم از انسانیت می زنند اما از انسانیت تنها فیلم گرفتن از صحنه حادثه را اکتسابی و تقلیدی از دیگران آموخته اند. و دست کم از کوروش و داریوش مدعی می شوند درحالی که فازشان هرگز مشخص نیست!

خدا به ما رحم‌ کند👉