
لیگ ضد قوانین غلات
در سال ۱۸۱۵، به دنبال جنگهای ناپلئونی، بریتانیای کبیر تعرفههای وارداتی سنگینی را بر طیف وسیعی از کالاهای کشاورزی خارجی وضع کرد. این قوانین که مجموعاً تحت عنوان «قوانین غلات» (Corn Laws) شناخته میشدند، واردات کالاهای کشاورزی خارجی را تا زمانی که قیمت گندم در داخل کشور به ۸۰ شیلینگ در هر «کوارتر» (واحد سنجش حجم غلات) نمیرسید، ممنوع میکردند. در سال ۱۸۲۸، این قوانین اصلاح شدند تا امکان اعمال «تعرفههای شناور» (Sliding scale) فراهم شود؛ بدین معنا که با افزایش قیمتها در داخل، تعرفهها کاهش مییافت. با این حال، این تدابیر همچنان به شدت حمایتگرایانه (Protectionist) باقی ماندند و توسط اندیشمندان لیبرال و دولتمردان در سراسر جزایر بریتانیا محکوم شدند. حدود ۱۱ سال بعد، در سال ۱۸۳۹، «لیگ ضد قوانین غلات» (Anti-Corn Law League) با هدف لابیگری برای لغو این قوانین تأسیس شد. رهبران این گروه ریچارد کابدن (Richard Cobden) و جان برایت (John Bright) بودند که هر دو در پارلمان عضویت داشتند. آنها برای یک دستور کارِ لیبرالِ جامع استدلال میکردند، اما در خط مقدم تلاشهایشان، آرمانهای تجارت بینالملل و صلح قرار داشت. تلاشهای آنان موفقیتآمیز بود. در سال ۱۸۴۶، قوانین غلات به طور مؤثر لغو شد (هرچند تعرفههای اندکی بر برخی کالاهای کشاورزی باقی ماند) و لیگ منحل گردید.
لیبرتارینها (آزادیخواهان) مدتهاست که تلاشهای «لیگ ضد قوانین غلات» را ستودهاند و استدلال میکنند که این لیگ به عنوان الگویی برای گروههای ذینفع امروزی عمل میکند که خواهانِ تصویب اصلاحات لیبرتارینی — و در واقع رادیکال — هستند. با این حال، مورخان و اقتصاددانان همچنان در مورد اینکه آیا جهتگیری این لیگ واقعاً و بنیاداً لیبرتارینی بوده است یا خیر، بحث میکنند. برخی ادعا کردهاند که این لیگ عمدتاً متشکل از تولیدکنندگانِ نفعطلبی بود که معتقد بودند کاهش تعرفههای داخلی بر کالاهای کشاورزی، بازارهای خارجی را به روی محصولات صنعتی آنها خواهد گشود. استدلال این بود که مواد غذایی از قاره اروپا وارد بریتانیا میشود و در ازای آن، کالاهای تولیدی به خارج صادر میگردد. گفته میشود که این تولیدکنندگان اهدافی مشابه با طرفداران تجارت آزادِ لیبرتارین داشتند، اما دلایل آنها فاصلهی زیادی با مبانی ایدئولوژیک داشت. کارآمدیِ لیگ نیز به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. بیتردید لیگ شاهد تحقق هدف خود بود؛ اما آیا در پایان دادن به قوانین غلات نقشی حیاتی و ابزاری داشت؟ یا در عوض، تعرفهها عمدتاً به عنوان یک ضرورت ساده اقتصادی لغو شدند؟ شواهد در هر دو مورد متناقض و آمیخته است.
بیشک اعضایی در لیگ حضور داشتند که علاقه چندانی به یک دستور کار لیبرالِ گستردهتر نداشتند. اما در مجموع، لیگ در واقع یک گروه رادیکال متشکل از افرادی بود که عمیقاً به اصول تجارت آزاد باور داشتند. نورمن مککورد (Norman McCord)، مورخ، این موضوع را به ایجاز بیان کرده است:
«رهبران لیگ به خوبی آگاه بودند که برای چیزی بسیار فراتر از لغو یک مقررات مالی میجنگند. برای آنها، لغو قوانین غلات و اتخاذ سیاست تجارت آزاد توسط این کشور، تنها گامهای نخست در مسیری بود که قرار بود به وابستگی متقابل بینالمللی و صلحی پایدار منجر شود، جایی که ملتها توسط پیوندهای اقتصادیِ مبتنی بر نفع شخصی به یکدیگر متصل شدهاند... این استدلالها چیزی بیش از یک ترفند تبلیغاتی بود؛ صداقت آنها در این باورها از شیوهای که این مباحث به طور طبیعی در نامههای خصوصی اعضای لیگ ظاهر میشود، آشکار است؛ نامههایی که اغلب در آنها این آرمانها در کنار اشاراتی به تدابیر سیاسیِ بیپروا و غیراخلاقی قرار گرفتهاند، که کاملاً نشان میدهد نامههای مذکور قرار بوده است اکیداً خصوصی باقی بمانند.»
در خصوص اثربخشی لیگ، بعید است که اعضای آن بدون تغییر شرایط اقتصادی قادر به لغو قوانین غلات میبودند. برای مثال، در اواسط دهه ۱۸۴۰، بخش کشاورزی بریتانیای کبیر دچار مشکل شد و مواد غذایی نسبتاً کمیاب گردید — به ویژه در ایرلند که شرایط قحطی را تجربه میکرد. علاوه بر این، بسیاری از اعضای طبقات زمیندار، که در بالا نگه داشتن تعرفهها بر کالاهای رقبای خارجی ذینفع بودند، شروع به متنوعسازی داراییهای خود در بخش صنعتی کردند و از تجارت آزادتر در کالاهای تولیدی منتفع میشدند. مجموع این عوامل اقتصادی سبب شد تا رابرت پیل (Robert Peel)، نخستوزیر توری (محافظهکار)، و پارلمان که در آن اشراف زمیندار به طور نامتناسبی دارای نماینده بودند، از لغو قوانین غلات حمایت کنند. با این وجود، تردیدی نیست که کارزارِ تقریباً دائمی لیگ برای لغو قوانین — به ویژه تلاشهای خستگیناپذیر کابدن و برایت — فضای فکریِ بسیار مساعدتری را برای این لغو ایجاد کرد و شاید حتی به متقاعد کردن شخصِ پیل در مورد مطلوبیت اصلاحات کمک نمود. شریل شونهارت-بیلی (Cheryl Schonhardt-Bailey)، دانشمند علوم سیاسی از مدرسه اقتصاد لندن (LSE) که مسلماً تحلیلگرِ مدرنِ پیشرو در زمینه لغو قوانین غلات است، معتقد است که تغییر شرایط و منافع اقتصادی مهمترین عوامل در حرکت بریتانیای کبیر به سوی تجارت آزادتر بودند. اما او همچنین اذعان میکند که تلاشهای لیگ، اوجِ سیاسیِ «چهل سال... فعالیت چشمگیر در میان اقتصاددانان سیاسی بود که به خیزشِ استدلالِ ایدئولوژیک برای تجارت آزاد کمک کرد.»
لیبرتارینهایی که تلاشهای «لیگ ضد قوانین غلات» را به عنوان الگویی مهم — و حتی الهامبخش — برای اصلاحات لیبرال مینگرند، دلایل خوبی برای این کار دارند. قطعاً رهبران آن، ریچارد کابدن و جان برایت، به خاطر کار اصولی و خستگیناپذیرشان در راه صلح، تجارت آزاد، بهبود شرایط زندگی و آزادی فردی، در زمره و جایگاهِ قهرمانانِ لیبرال کلاسیک جای دارند.