
تابآوری پیوندی هزار ساله با فرهنگ، ملت و خاک این دیار دارد و مؤید این است که ایستادگی و سختی پلی به سوی تمدنی نوین است. ایرانیان در طول قرن ها آموختهاند که هر شکست، یک آزمونی است؛ هر تهاجم، فرصتی برای هضم و ارتقا است و هر تحریم، انگیزهای برای مقاومت و اتکا به خویش است. این سرزمین نه با قدرت شمشیر بلکه با قدرت همبستگی، نه با ثروت، بلکه با خرد جمعی و نه با انزوا، بلکه با مدارایی هوشمند توانستهاست غروب کند ولی با رویکرد و قدرتی جدید طلوع کند.راز ماندگاری ایران در همین باورِ ریشهدار نهفتهاست که "این نیز بگذرد" نه از سر ناامیدی بلکه از سر تجربهای که میداند؛ پسِ هرشب سحری است و پسِ هر زمستانی، بهاری دوباره.

۱. تابآوری به مثابهی میراث تمدنی
بارها در طول تاریخ بر ایران عزیز تازیانه تهاجم و آتش تخاصم زده شدهاست و علاوه برآن با مشکلاتِ فراوانی اعم از قحطی و خشکسالی و شورش ها و سایر حوادث دست و پنجه نرم کرده است. اما چیزی که باعث شده تا به امروزه روی پای خود بایستد، فرهنگ ها و درس هایی است که ملتش در طول تاریخ آموخته است. از هجوم یونانیان و تصرف پاسارگاد و سقوط هخامنشیان تا قحطی و بیماری هایی چون طاعون در دوران قاجار و همچنین تقسیم ایران توسط انگلیس و شوروی همواره مورد تعرض قرار گرفته است؛ این مسئله نشان دهنده آن است که نه تنها تهدیدات خارجی و طبیعی( همچون سیل و قحطی و...) ایرانیان را از پای در نیاورده است، بلکه هر بار این مردم بودند که از دل خاکستر برخاستند و تمدن خود را باز آفرینی کردند.
اما راز این تابآوری در چیست ؟ پاسخ را باید در لایه های زیرین این فرهنگ جستجو کرد که به سه بخش صبر استراتژیک، هضم تهدید ها و بازیابی هویت از طریق فرهنگ تقسیم میشود؛ فرهنگی که نه تنها با حملات مغول در پایان عمر خوارزمشاهیان منقرض نشد بلکه فرهنگ دشمن را هضم و جذب کرد و حتی توانست دین خود را بر آن قالب کند؛ علاوه بر آن میتوان به صفحهای از تاریخ در گذشته اشاره کرد که با تشکیل حکومت سلوکیان توسط یونانیان و فشار و تحقیر ملت ایران توسط آنان منجر به این شد که نه تنها ملت را منفعل نکرد بلکه عزم و ارادهی قوی برای آنان شد تا با اعتراضات و اعتصابات در سراسر کشور دست بیگانگان را از این کشور کوتاه کنند و زندگی را از نو بنا کنند اما این آغاز ماجرا بود. در تاریخ معاصر جنگ تحمیلی هشت ساله که با همبستگی بی نظیر مردم و فدا کردن جان خود در میدان نبرد همراه بود باز هم گویای این بود که هیچ سختی و حاثهای نمیتواند رشته همبستگی و انسجام ملت به این خاک را گسسته کند بلکه روز به روز قوی تر و خود را برای طوفانی دیگر آماده تر خواهد کرد و این فرهنگ و تاریخ است که درس و کلیدی برای آیندگان است تا بفهمند دلیل این تابآوری، ملتی هست که خود را با هر شرایط وفق میدهد و یاد میگیرد که چگونه آن را حذف کند و به مرحله جدیدی پای بگذارد.
الف.زبان و ادبیات فارسی یادآور حافظهای پایدار
فارسی در طول قرن ها نه تنها ابزار ارتباط بلکه ظرف تابآوری بوده است. در شرایط هجوم اعراب و ورود اسلام به ایران، فارسی در معرض کمرنگ شدن بود؛ در جایی که عربی زبان رسمی دیوان و دربار شده بود، برخی خاندان های درباری نوشتن نامه ها را به فارسی شروع کردند و اولین جرقهاش زده شد. فارسی به مدد یعقوب لیث صفاری به رسمیت یافت اما نمی توان نقش بی بدیل معمار هویت ایرانی در سرودن شاهنامه یعنی فردوسی و معلمِ زیستن در شرایط سخت چون حافظ را انکار کرد؛ بدین گونه از سامانیان و غزنویان و تیموریان و.... تا حال همچنان به قوت خود پابرجا ماند. شاعران به فارسی سرودند و تاریخ نگاران به فارسی نوشتند و در بازار، محله، مدرسه و مسجد به فارسی گفتند. این شمشیر نبود که تعیین میکرد ایرانی کیست، بلکه این پارسی بود.
"بسی رنج بردم سال سی. که عجم زنده کردم بدین پارسی"

ب.معماری شهر ها؛ مقاومت در برابر هرج و مرج
شهر های تاریخی از اصفهان تا یزد به گونهای طراحی شدهاند که هستهی مرکزی(مساجد، محلات، بازار ) در برابر بحران ها و حملات، کارایی خود را حفظ کنند. بافت محلات و کوچه ها و دروازه های شهر مثل قلعه ای مستحکم و کوچک ساخته شده است و این الگو به مردم آموخته است که حتی حاکمیت دچار مشکل و یا حتی سقوط شود زندگی محلی ادامه پیدا میکند.
پ.ریشهای که کهنه نمیشود
ایران با قدمت ۶ الی ۷ هزار ساله و تمدنی ۲ هزار و پانصد ساله هیچ گاه نه به شرق تکیه کرد و نه غرب بلکه روی پا های خود ایستاد و این را آموخت هر شکست پایان تاریخ نیست. حافظه دوگانه آن ها یعنی غرور باستانی و خاطره مصیبت ها یک واکسیناسیون تاریخی_روانی ساخت که ترس از نابودی را کاهش دادهاست.
۲. همبستگی و انسجام؛ سرمایهی اجتماعی ایرانیان
شاید میتوان گفت بُعد اصلی انعطاف پذیری و تابآوری جامعه ایران، انسجام مردمی است که تشکیل میدهد. در جنگ هایی که شاهد آن بودیم چه درگذشته که در بعد تاریخی بررسی شد و چه در امروزه نقش تاثیر گذار مردم را نمیتوان فراموش کرد؛ مهم ترین نهادی که نقش خود را در کنار دولت به خوبی بازی میکند مردم هستند؛ مردم هستند که به عنوان بازیگران اصلی در همهی میدان ها حضور داشتند و آماده کمک به هموطن های خود بودند؛ مردم هستند که در هر جنگی که به وقوع میپیوست حاضر بودند جان خود را برای این آب و خاک بدهند، اما این ایثار و عشق ملت را فقط در صفحات تاریخ نمیشود دید بلکه در جنگ های ناجوانمردانهای که اخیرا بر ایران تحمیل کردند اعم از جنگ تحمیلی دوم و سوم میتوان دید؛ در جنگ تحمیلی دوم مردم با آمدن در میدان ها و کمک کردن به امداد گران بار دیگر این را ثابت کردند که با هر شرایطی سختی جا خالی نمیکنند و تعرض به آب و خاک و مردم خود را مصادف با تعرض به ناموس خود میدانند؛ اما مهم تر از آن در جنگ تحمیلی سوم که علاوهبر کمک به دولت در امداد رسانی به آسیب دیدگان با شرکت میلیونی در پویش جان فدا، نقش خود را بار دیگر پر رنگ کردند.
۳. زیستن در شرایط تحریم
تحریم ها و محدودیت هایی که دشمنان بر پیکره این کشور تنیدهاند تاثیر دو چندانی بر انگیزه این جامعه برای اتکا به خود گذاشته است.از پیشرفت در صنعت نانو تکنولوژی و سایر عرصه ها از جمله قطعات حیاتی و پزشکی تا تولید پهپاد و موشک های بومی که میتوان دالی بر این موضوع تلقی کرد که با وجود فشار سنگین و ناعادلانه، محرک "نوآوری معکوس" تبدیل به کلیدی برای تابآوری و پیشرفت شدهاست.
حتی با وجود محدودیت ها، شرایط به گونهای جلو رفت به جای سر خم کردن جلوی متجاوزان به دستاوردی برسیم که دشمن را مأیوس و عاجز کردهاست به گونهای که به آن فهماند که تحریم ها و محدودیت ها نه تنها این کشور را متزلزل نمیکند بلکه روز به روز باعث ترقی در همه عرصه ها میشود؛ از همین رو از روی عجز و ناتوانی تصمیم به تجاوز نظامی میگیرد تا بار دیگر شکست خود را به جهانیان نشان دهد.
۴.دین؛ ستون ایستادگی ایران و ایرانی
رکن اساسی که نمیتوان آن را نادیده گرفت هویت اسلامی_ایرانی است. دین در جامعه ایران فراتر از یک باور فردی است، که به یکی از ستون های اصلی در تابآوری جمعی تبدیل شدهاست. پژوهش های علمی نشان میدهد میان هویت دینی و سرمایه اجتماعی رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد. بیش از دو_سوم ایرانیان از هویت دینی قوی برخوردار هستند و همین مسئله نقش مهمی در انسجام اجتماعی ایفا میکند.
نهاد های دینی خودجوش همچون مساجد و هئیت های مذهبی فرهنگ شیعه خود را با کمک های امدادی و توزیع معیشتی به نیازمندان و جنگ زده ها، و مهمتر از همه امید و آرامش روانی را با ایجاد مناسک جمعی زنده کردهاند.
از نمونه های دیگری که میتوان اشاره کرد باور های عمیق دینی و فرهنگ شهادت طلبی هست که در دوران جنگ های تحمیلی نقش محوری در پیروزی های رزمندگان دفاع مقدس ایفا کردهاست. پیوند عمیق میان هویت ایرانی و اسلامی که از مؤلفه های اصلی ارتقای اجتماعی در آن دوران بودهاست نقش مهمی در ارزش ها و آرمان های اجتماعی ایجاد کردهاست.