
در جنگ تحمیلی دوم و همچنین سوم بارها سوال هایی در ذهن ایجاد شده بود مبنی بر اینکه چین و روسیه که شریک راهبردی ایران هستند چطور در جنگ تحمیلی دوم و سوم هیچ گونه مداخله نظامی در حمایت از ایران نکردند. ما در اینجا این موضوع رو بصورت دقیق بررسی خواهیم کرد....
اول از همه منظور از شریک راهبردی چیست ؟! در نظام بین الملل شریکی که به منظور منافع کوتاه مدت یا بلند مدت روابطی با یک کشور داراست، که ممکن است در عرصه اقتصادی، نظامی، پژوهشی و...... باشد اما نکته دیگر که در اینجا حائز اهمیت هست این است که منظورمان از اتحاد چیست ؟ درواقع متحد به کشوری گفته میشود که بر اساس یک توافق یا تفاهم نامهای در عرصه نظامی، با کشوری دیگر، متحد یکدیگر محسوب میشوند مثل توافقنامه که اخیرا توسط پاکستان و عربستان در عرصه نظامی منعقد شده است، تحت عنوان اینکه اگر کشوری بر یکی از این دو کشور حمله نظامی کند

کشور ثالث موظف است علاوه بر کمک نظامی مستقیما به کشور مهاجم اعلام جنگ میکند که علاوه بر آن میتوانیم به پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو اشاره کنیم ....
اما پکن و مسکو صرفا بر اساس کمک تجهیزاتی محدود و پنهانی به تهران و علاوه بر آن، محکوم کردن ظاهری کمک میکنند چه بسا همین کمک اندک باعث تعادل در کفهی جنگ و طولانی شدن آن میباشد و همین موضوع است که باعث میشه هر دو کشور از طولانی شدن جنگ ایران و آمریکایی_صهیونی نفع ببرند چرا که در دو نکته اساسی میتوان ممتنع نشون دادن رای خود در محکومیت ایران در سازمان ملل دالی بر این موضوع تلقی کرد؛
نکته اول اینکه چین و از جمله روسیه با فروش نفت گران قیمت که حاصل جنگ اخیر هست سودی کلانی میبرند و لازم به ذکر است که با برداشتن تحریم های نفتی مسکو توسط آمریکا این مزایا دو چندان میشود، نکته دوم چین و روسیه هنوز منافعی با آمریکا دارند که نمیخواهند این منافع با حمایت مستقیم از ایران شکننده شود، برای مثال پکن تمایلی به وضع تعرفه بر تجارت کالایی خود از سوی آمریکا را ندارد و هم از انعقاد تحریم های بیشتر و حمایت دو چندان ایالت متحده از اوکراین (فرستادن ادوات نظامی و کمک های مالی به خاورمیانه در عوض فرستادن به اوکراین) که سدی جدی برای مسکو محسوب میشود...
پس میتوان نتیجه گرفت این حامیان راهبردی تنها بر اساس منافع خود با ایران روابط دارند و تا حدودی که به نفعشان باشد به کمک ایران میآیند(مثل وتو کردن طرح بحرین و کشور های عربی و کمک های محدود نظامی) و درجایی که به نفعشان نباشد ورود نمیکنند، و این قانون بینالملل است چرا که شریک راهبردی ایران هستند تا متحد ...
اما نکته مهمی که باید خاطر نشان کرد سیاست جمهوری اسلامی ایران هست که برپای اتکای به خود بدون متکی شدن به غرب و شرق (شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی) است
اما شریک راهبردی خلاصه به چین و روسیه نمیشه چه بسا کشور های دیگری هم وجود داشتند در قدیم و هم امروزه، که نقش بازیگر پنهان را بازی میکنند و تمایلی به فاش شدن نام خود ندارند فی المثل کره شمالی شریکی که هم در گذشته مثل دفاع مقدس هشت ساله (جنگ تحمیلی اول) کمک هایی در زمینه نظامی به ایران کرده بود مخصوصا در آن بحبوحهی آتش و تحریم و هم امروزه که اگر چه بهاندازه زحمات سال ها تلاش زیاد دانشمندان و نظامیان ما نمیرسد اما کمک تاثیر گذار و اندکی محسوب میشود
اما منفعت این شریک راهبردی در چی میتواند باشد که تمایلی به دیده شدن ندارد ؟ قبل از پاسخ به این سوال این مطلب حائز اهمیت که کره شمالی و ایران به دلایل داشتن دشمنی مشترک و هم دوستیایی در گذشته، با هم در عرصه پژوهشی و نظامی کمک های پنهانی میکنند که این کمک ها دوطرفه هست و اما پاسخ به سوال میتوان به این اشاره کرد که اخیرا سعی کرده مذاکرات و روابطی با اروپا و آمریکا آغاز کند تا هم این کشور را به عنوان کشوری هسته ای به رسمیت بشناسد و هم از شدت تحریم بکاهد بنا بر همین موضوعات هم ایران و هم کره شمالی تمایل به فاش کردن روابط یکدیگر در عرصه جهانی ندارند.
محمدمهدی خلیلی
دانشجوی علوم سیاسی و روابط بین الملل