ویرگول
ورودثبت نام
محمد مهدی مهرآئین
محمد مهدی مهرآئینمحمد مهدی مهرآئین دانشجوی مدیریت مالی، علاقه‌مند به فایننس، بلاکچین و فین‌تک.
محمد مهدی مهرآئین
محمد مهدی مهرآئین
خواندن ۱۲ دقیقه·۵ ماه پیش

کاوشی در ارزش درونی: چیست، چرا بیت کوین این ارزش را ندارد، و چرا بیت کوین این ارزش را دارد

یکی از موضوعاتی که درباره‌ی بیت کوین همیشه مطرح می‌شود، ایده‌ی «ارزش ذاتی» است. برخلاف تقریباً تمام کالاهای دیگر که ما روزانه با آن‌ها سروکار داریم، چه میز و صندلی باشد، سیب، بلیط تئاتر، کتاب‌های دیجیتال یا حتی مشتقات مالی، به نظر می‌رسد که بیت کوین‌ها خودشان به تنهایی هیچ ارزشی ندارند - آن‌ها فقط مواردی در یک پایگاه داده‌ی دلخواه هستند. با این حال، در عین حال، هر کدام از این موارد اکنون تقریباً به ارزش ۱۰۰۰ دلار در بیت‌استمپ و حتی بیشتر در مت‌گاکس و بی‌تی‌سی‌چاینا می‌ارزد. این تضاد عجیب، ویژگی منحصر به فردی که در یک معنا کاملاً بی‌ارزش بوده و در عین حال در معنای دیگر بسیار باارزش است، شاید بزرگ‌ترین مانع روانی برای بسیاری از افراد برای پذیرش بیت کوین به عنوان یک ابزار اقتصادی مشروع باشد؛ احساسی که ثروت فرد در بی‌تی‌سی هیچ پایه‌ی محکمی برای تکیه کردن ندارد، به جز یک نهاد مبهم و مه‌آلود به نام «بازار»، به سختی قابل غلبه است.

 

 

برخی اقتصاددانان حتی تا آنجا پیش می‌روند که بگویند بیت کوین به این دلیل نمی‌تواند به یک ارز واقعی تبدیل شود و قرار است در نهایت به عنوان یک حباب سفته‌بازی منفجر شود و برای همیشه فرو بپاشد. اما در عین حال، برخی دیگر استدلال می‌کنند که بیت کوین دارای ارزش ذاتی است، و برخی دیگر ادعا می‌کنند که ارزش ذاتی نه تنها مهم نیست، بلکه در واقع یک ساختار ذهنی کاملاً بی‌استفاده است که هیچ تعریف اقتصادی معتبری ندارد - همه ارزش‌ها ذهنی هستند، همانطور که بسیاری عادت کرده‌اند بگویند. هدف از این مقاله بررسی دقیق‌تر این سوال خواهد بود؛ ارزش ذاتی چیست و تا چه حد هم بیت کوین و هم سایر ارزهایی که امروزه استفاده می‌کنیم، دارای ارزشی هستند؟

 

 

چیستی ارزش ذاتی؟

اولین تعریف از ارزش ذاتی، و آن که اقتصاددانان سنت «ارزش ذهنی» بیشترین تمایل را برای رد کردنش دارند، تعریف واقعی است - ایده‌ای که می‌گوید نوعی خاصیت «ارزش» ذاتی در اشیاء و مواد وجود دارد که می‌توان مانند چگالی و دما به صورت علمی اندازه‌گیری و تعریف کرد. این نظریه به وضوح نادرست است؛ بهترین آزمایش فکری برای دیدن این موضوع تصور کردن خود در یک جزیره‌ی بیابانی با هزار اتومبیل و بدون آب است. اگر در آن شرایط، کسی به شما یک لیوان آب (~۰.۰۰۰۰۱ دلار در جامعه‌ی مدرن) در ازای یک اتومبیل (~۱۰۰۰۰ دلار) پیشنهاد دهد، احتمالاً در نهایت شما آن را قبول خواهید کرد.

 

 

چیستی ارزش ذاتی؟

اولین تعریف از ارزش ذاتی، و آن که اقتصاددانان سنت «ارزش ذهنی» بیشترین تمایل را برای رد کردنش دارند، تعریف واقعی است - ایده‌ای که می‌گوید نوعی خاصیت «ارزش» ذاتی در اشیاء و مواد وجود دارد که می‌توان مانند چگالی و دما به صورت علمی اندازه‌گیری و تعریف کرد. این نظریه به وضوح نادرست است؛ بهترین آزمایش فکری برای دیدن این موضوع تصور کردن خود در یک جزیره‌ی بیابانی با هزار اتومبیل و بدون آب است. اگر در آن شرایط، کسی به شما یک لیوان آب (~۰.۰۰۰۰۱ دلار در جامعه‌ی مدرن) در ازای یک اتومبیل (~۱۰۰۰۰ دلار) پیشنهاد دهد، احتمالاً در نهایت شما آن را قبول خواهید کرد.

 

با این حال، بیشتر افراد تحصیل‌کرده مطالب بالا را درک می‌کنند، حتی اگر همه آن را به طور کامل از نظر روانشناختی درک نکرده باشند. بنابراین، معنای دیگری برای مفهوم «ارزش ذاتی» وجود دارد، معنایی که در برابر بررسی فلسفی به راحتی سقوط نمی‌کند، همانطور که بسیاری از اقتصاددانان ذهنی‌گرا تمایل دارند باور کنند. و ایده این است. در ریاضیات، مفهومی به نام پایه‌داری وجود دارد - به عنوان مثال، مجموعه‌های {۱}، {۱,۲,۳} و {۱,۲,{۳,{۴,۵,۶},۷,{۸,{۹}}}} «پایه‌دار» هستند - شما فقط می‌توانید تا مقدار محدودی پایین بروید و در نهایت به کف می‌رسید. اما شیء {۱, {۲, {۳, {۴, … }}}} پایه‌دار نیست - این شیء به طور نامحدود پایین می‌رود، و در واقع تحت اکسیوم‌های استاندارد نظریه مجموعه‌ها، ریاضیدانان حتی آن را به عنوان یک مجموعه در نظر نمی‌گیرند.

 

 

در مورد ارزش ذاتی، ایده مشابه است. اینجا، با این حال، ما بررسی می‌کنیم که آیا زنجیره‌ی توجیه برای چرایی مفید بودن چیزی دارای پایه و اساس است یا خیر. به عنوان مثال، با یک صندلی، زنجیره تنها یک مرحله دارد: شما یک صندلی می‌خواهید چون باعث راحتی شما می‌شود. تمایل به راحتی یک اصل بنیادین انسانی است - این تمایل وابسته به وجود چیز دیگری نیست. با یک شیء مانند یک بازوی رباتیک در یک کارخانه، وضعیت پیچیده‌تر است. صاحب کارخانه یک بازوی رباتیک را می‌خرد (یا می‌سازد) زیرا این امکان را به کارخانه می‌دهد که پیچ‌گوشتی‌ها را سریع‌تر تولید کند. صاحب کارخانه پیچ‌گوشتی‌ها را می‌خواهد زیرا می‌تواند آن‌ها را به توزیع‌کنندگان بفروشد.

 

توزیع‌کنندگان پیچ‌گوشتی‌ها را می‌خواهند زیرا می‌توانند آن‌ها را به مصرف‌کنندگان بفروشند. در نهایت، مصرف‌کننده یک پیچ‌گوشتی را می‌خرد زیرا می‌تواند از آن برای تعمیر مبلمان استفاده کند، که این تمایل به راحتی را پشتیبانی می‌کند. زنجیره طولانی‌تر است، اما در یک نقطه‌ای به پایان می‌رسد. با بیت کوین، وضعیت متفاوت است. آلیس یک بیت کوین می‌خواهد زیرا می‌تواند آن را به ازای محصولات و خدمات به باب بدهد. باب آن را می‌خواهد زیرا می‌تواند به طور مشابه از آن برای به دست آوردن کالاها یا خدمات از چارلی استفاده کند. چارلی می‌خواهد همان کار را با دیو انجام دهد. و سپس، در نهایت، زکری می‌خواهد بیت کوین را با آلیس خرج کند. زنجیره‌ی توجیه هیچگاه به پایان نمی‌رسد. بنابراین، ارزش بیت کوین «پایه‌دار» نیست.

 

 

تعریف جایگزین و معادل ارزش ذاتی این است: یک محصول دارای ارزش ذاتی است اگر یک نهاد خدایی فرضی بتواند ارزش آن را فقط با تغییر خاطرات مردم تغییر دهد - بدون تغییر در تمایلات آن‌ها. اگر فردا، خدای اقتصاد شیطان‌صفت تصمیم بگیرد خاطرات همه را تغییر دهد و همه تابلوهای قیمت در فروشگاه‌ها را به گونه‌ای تغییر دهد که ارزش صندلی‌ها ده برابر کمتر شود، اقتصاد نتیجه‌گیری شده پایدار نخواهد بود. مردم همچنان همان سطح تمایل به راحتی را دارند، و سختی تولید صندلی‌ها تغییر نخواهد کرد، بنابراین تقاضای بیش از حد برای صندلی‌ها در قیمت پایین‌تر وجود خواهد داشت، که باعث تنظیم مجدد قیمت به سمت بالا می‌شود - در واقع، قیمت به میزانی نزدیک به قیمت اصلی برمی‌گردد. حالا، آزمایش را با بیت کوین در نظر بگیرید. حالا، خدای اقتصاد خاطرات مردم را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که بیت کوین در جولای ۲۰۱۳ اختراع شد و پرایم‌کوین اول در سال ۲۰۰۹ آمد. همچنین، خدای اقتصاد ارزش یک بیت کوین را به ۴ دلار و ارزش یک پرایم‌کوین را به ۱۰۰۰ دلار تغییر می‌دهد. آیا کسی به واقعیت پیشنهاد می‌کند که ارزش بیت کوین به سرعت به سطوح اصلی خود بازگردد، یا حتی تا ارزشی پنجم از ارزش پرایم‌کوین برسد؟ احتمالاً خیر. بنابراین، ارزش بیت کوین به شدت به جزئیات دلخواه تاریخی گره خورده است - به سختی چیزی است که می‌توان آن را «ذاتی» نامید.

 

 

واقعاً چیستی ارزش ذاتی چیست؟

با این حال، در این نقطه، با یک مانع فلسفی جالب روبرو می‌شویم: دقیقاً تفاوت بین یک تمایل، زیرساخت و خاطره چیست؟ به عنوان جایگزین، در چه نقطه‌ای چیزی یک تمایل ذاتی است و در چه نقطه‌ای نیاز به توجیه دارد؟ در نظر بگیرید سه مورد زیر:

1 خدای اقتصاد ارزش مبلمان یک طراح مبلمان لوکس را به ۱۰ دلار تنظیم می‌کند و ارزش مبلمان ایکیا را به ۳۰۰۰ دلار بالا می‌برد

2 خدای اقتصاد ارزش کیف‌های گوچی را به ۱۰ دلار کاهش می‌دهد و ارزش یک فروشنده‌ی چینی ناشناخته خاصی را به ۱۰۰۰۰ دلار افزایش می‌دهد

3 خدای اقتصاد ارزش بیت کوین‌ها را به ۴ دلار کاهش می‌دهد و ارزش پرایم‌کوین‌ها را به ۱۰۰۰ دلار افزایش می‌دهد

 

 

تفاوت در اینجا چیست؟ ما به وضوح تفاوت را در مورد سوم می‌بینیم - تفاوت بین بیت کوین و ایکس‌پی‌ام محصولی دلخواه از خاطره است، در حالی که در موارد ۱ و ۲ با کالاهای فیزیکی کاملاً متفاوتی سروکار داریم. با این حال، حتی بین موارد ۱ و ۲ نیز تفاوت وجود دارد. تفاوت این است: در مورد ۲، کیف‌های گوچی آنچه که به عنوان کالای وبلن شناخته می‌شود - کالایی که ارزش آن به دلیل افزایش قیمتش بالا می‌رود. به زبان ساده، یک نماد وضعیت. بنابراین، اگر قیمت کیف گوچی به ۱۰ دلار کاهش یابد، مردم آن را به اندازه‌ی قبل ارزشمند نمی‌دانند زیرا همه یکی دارند و خاصیت انحصاری خود را از دست می‌دهد. با این حال، در مورد مبلمان لوکس، محصولات آن‌ها به طور موضوعی برتر هستند - این واقعیت که مبلمان لوکس نسبت به محصولات معمولی از ایکیا راحت‌تر است، بر اساس ترجیحات انسانی بنیادی برای راحتی است، نه هر نوع ارزش نوظهوری که توسط جامعه تولید شود. بنابراین، مورد ۲ به نظر می‌رسد که در واقع به مورد ۳ نزدیک‌تر است تا مورد ۱ با تعریف دوم از ارزش ذاتی.

 

 

با این حال، از طریق عدسی تعریف اول، یک تفاوت جزئی وجود دارد. در مورد بیت کوین، آلیس یک بیت کوین را می‌خواهد زیرا می‌تواند از آن برای پرداخت به باب استفاده کند، که می‌تواند از آن برای پرداخت به چارلی استفاده کند، و به همین ترتیب تا بی‌نهایت. در مورد یک کیف گوچی، آلیس یک کیف گوچی را می‌خواهد زیرا می‌تواند از آن برای تحت تاثیر قرار دادن باب (یا شاید بتی) استفاده کند، که واقعاً خاصیت تحت تاثیر قرار گرفتن بیشتر توسط کیف‌های گوچی نسبت به کیف‌های فروشنده‌ی چینی ناشناخته را به عنوان تمایل دارد - هرچند یکی که توسط قیمت بالا و محدودیت عرضه کیف گوچی ایجاد شده است.

 

بنابراین، زنجیره‌ی توجیه در واقع پایه‌دار است، اگرچه اثرات اقتصادی یک کالای وبلن باعث می‌شود وضعیت در عمل مشابه به یک زنجیره‌ی نامحدود نزولی باشد.

در مقایسه‌ی بیت کوین با پرایم‌کوین، ما یک اثر دیگر را می‌بینیم. بیت کوین نه تنها شهرت عمومی بیشتری نسبت به پرایم‌کوین دارد؛ بلکه همچنین سطح امنیت شبکه‌ی بالاتری دارد، و پذیرش بیشتری توسط فروشندگان دارد. اگر خدای اقتصاد تغییری در بیت کوین/پرایم‌کوین ایجاد کند، بسیاری از ماینرهای بیت کوین از ماین کردن دست می‌کشند زیرا ماین کردن دیگر در ۴ دلار سودآور نخواهد بود، اما به دلیل سرمایه‌گذاری‌های قبلی در ماینینگ بیت کوین، قدرت محاسباتی شبکه به همان اندازه‌ای که می‌شد اگر قیمت از ابتدا ۴ دلار بود، کاهش نمی‌یابد.

 

 

به همین ترتیب، بسیاری از فروشندگان احساس می‌کنند که اشتباه کرده‌اند که تصمیم گرفته‌اند بیت کوین جدید و نامعروف را بپذیرند و نه پرایم‌کوین پرطرفدارتر را، اما بسیاری در نهایت تصمیم می‌گیرند هر دو را بپذیرند، تا جایی که اکنون آن‌ها را می‌پذیرند. بنابراین، با در نظر گرفتن تعریف دوم از ارزش ذاتی، به نظر می‌رسد که بیت کوین واقعاً دارای مقدار محدودی از ارزش ذاتی از سرمایه‌گذاری شده است.

 

 

چگونه استدلال بالا را به تعریف اول از ارزش ذاتی ترجمه کنیم؟ ساده‌ترین رویکرد این است: آلیس می‌خواهد ابتدا بیت کوین‌ها را به باب بفرستد و نه پرایم‌کوین‌ها، اول از همه به این دلیل که باب ارزش بیشتری برای بیت کوین‌ها قائل است، 250 برابر بیشتر، اما همچنین به این دلیل که باب برخی زیرساخت‌های موجود برای پذیرش آن‌ها دارد، و پرداخت امن‌تر است زیرا شبکه بیت کوین قوی‌تر است به دلیل سطح بالاتر سرمایه‌گذاری - هر دوی این‌ها ویژگی‌هایی از دنیای واقعی هستند، نه خاطرات باب. بنابراین، به نظر می‌رسد بیت کوین در یک معنای نسبی، برخی ارزش ذاتی دارد، هرچند در یک معنای مطلق دشوار است تشخیص داده شود.

در نهایت، همانطور که معلوم می‌شود، بیت کوین دارای مقدار محدودی از ارزش «مطلق» ذاتی است: پروتکل بیت کوین می‌تواند برای اهداف دیگری غیر از فقط پول استفاده شود. به عنوان مثال، حالا یک سرویس وجود دارد که اجازه می‌دهد از بلاکچین بیت کوین برای ارائه اثبات رمزنگاری شده استفاده کنید که شما یک سند خاصی را قبل از زمان مشخصی ایجاد کرده‌اید.

 

 

یک سرویس مشابه بر روی پرایم‌کوین کمتر مفید خواهد بود چون پرایم‌کوین در شبکه‌اش قدرت محاسباتی کمتری دارد و بنابراین کمتر امن است. مهم است که یک نکته را اینجا بیان کنیم: ما در مورد ارزش ذاتی بیت کوین‌ها صحبت می‌کنیم، نه پروتکل بیت کوین. با این حال، یک راه‌حل ساده وجود دارد: ارزش ذاتی یک بیت کوین، استفاده آن در پرداخت هزینه‌های تراکنش برای این نوع استفاده‌های جایگزین بلاکچین است.

 

 

پس نکته‌ی همه‌ی این‌ها چیست؟ چرا ما حتی در مورد ارزش ذاتی اهمیت می‌دهیم؟ چرا ارزش ذهنی یک بیت کوین، و در واقع هر ارزی، کافی نیست؟ یک پاسخ، ثبات است - در عمل، تمایلات معمولاً کندتر از تعصبات اجتماعی تغییر می‌کنند، بنابراین احتمال اینکه یک بیت کوین ۹۹٪ از ارزش خود را در یک سال از دست بدهد و در آنجا باقی بماند، بیشتر از یک صندلی است. این واقعاً یک مشکل است؛ با این حال، این موضوع در مورد همه ارزها صادق است. هرچند طلا اغلب به خاطر ارزش ذاتی‌اش ستایش می‌شود، در واقعیت ارزش ذاتی‌اش بسیار کم است. این می‌تواند هم به صورت تحلیلی و هم تجربی مشاهده شود. از دیدگاه تحلیلی، سه عملکرد اصلی طلا به عنوان ذخیره ارزش، الکترونیک و جواهرات است. به عنوان ذخیره ارزش، ارزش طلا غیر ذاتی است. به عنوان جواهرات، ارزش طلا ذاتی است، اما چون کالای وبلن است به طور واقعی غیر ذاتی است؛ اگر دستبند‌های طلا از هر فروشگاه دلاری قابل خرید بودند، کسی به آن‌ها اهمیت نمی‌داد. و در نهایت، در الکترونیک طلا بیشتر در سیم‌ها برای رسانایی الکتریکی استفاده می‌شود - و آن هم در مقادیر بسیار کم. اگر ارزش غیر ذاتی و ارزش کالای وبلن آن برداشته شود، طلا احتمالاً بیشتر از ۳۰ دلار در هر اونس ارزش نخواهد داشت.

 

 

و ما می‌توانیم این را به صورت تجربی نیز ببینیم - تا به اخیر در سال ۲۰۰۱، طلا تنها ۲۷۵ دلار در هر اونس ارزش داشت، و اکنون بیش از ۱۲۰۰ دلار ارزش دارد. آیا ما باید باور کنیم که مردم آن زمان پنج برابر کمتر از طلا برای الکتریسیته استفاده می‌کردند؟ حتی این رند، شاید مشهورترین طرفدار طلا به عنوان تنها ارز واقعی، آن را به خاطر درخشندگی و رسانایی الکتریکی‌اش تحسین نکرد، بلکه به خاطر اینکه به مدت شش هزار سال گذشته به عنوان وسیله‌ای برای تجارت اقتصادی استفاده شده است. بنابراین، شاید بیت کوین حتی نسبت به ارزش بازاری‌اش، ارزش ذاتی بیشتری نسبت به طلا داشته باشد؛ و حتی اگر نداشته باشد، بیت کوین یک برگ برنده دارد که حتی طلا ندارد - محدودیت کاملاً محدود ۲۱ میلیون واحدی‌اش.

 

با بیت کوین، خطری وجود ندارد که ما میلیاردها بیت کوین جدید را روی ماه پیدا کنیم، یا که یک کیمیاگر شکافت هسته‌ای راهی را برای تبدیل ارزان بیت کوین‌های جدید به وجود آوردن از پرایم‌کوین‌ها. بنابراین، وقتی بیت کوین از یک ارز استارتاپی به یک جایگزین بالغ‌تر تبدیل می‌شود، با پذیرش کافی برای اطمینان از اینکه نمی‌تواند دیگر تا یک عامل ۱۰۰۰ رشد کند و زیرساخت کافی برای اطمینان از اینکه نمی‌تواند به یکباره ناپدید شود، دلیلی برای باور کردن وجود دارد که حداقل به اندازه طلا در ارزش ثابت باشد. آیا خواهد بود؟ فقط زمان نشان خواهد داد.


این مقاله نسخه ای غیررسمی از محتوای منتشر شده در وبلاگ bitcoinmagazine است. نسخه اصلی متعلق به نویسنده و وبلاگ bitcoinmagazine می‌باشد.

بیت کوینارزش ذاتیbitcoin
۱
۰
محمد مهدی مهرآئین
محمد مهدی مهرآئین
محمد مهدی مهرآئین دانشجوی مدیریت مالی، علاقه‌مند به فایننس، بلاکچین و فین‌تک.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید