تابآوری در عالم امروز یکی از مهارتهای اساسی انسان است. در جهانی که تغییر، ناملایمات، بحرانها و عدم قطعیتها بخش جداییناپذیر زندگی شخصی، حرفهای و اجتماعی ما شدهاند، تابآوری به معنای توانایی بازسازی خود پس از شکست، یادگیری از تجربهها و ادامهی حرکت رو به جلو اهمیت بنیادی پیدا میکند.
بسیاری از کتابهای روانشناسی مثبتگرا و کاربردی دربارهی تابآوری نوشته شدهاند که هر یک از زاویهای مختلف به موضوع نزدیک میشوند؛ اما کمتر کتابی یافته میشود که پایههای نظری تابآوری را از دیدگاه علمی عمیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. در این میان، آثار آلبرت بندورا به ویژه در زمینهی خودکارآمدی، یکی از قویترین چارچوبهای علمی برای فهم و پرورش تابآوری فراهم میآورد.

آلبرت بندورا یکی از مشهورترین روانشناسان اجتماعی قرن بیستم است که با توسعهی نظریهی شناختی-اجتماعی (Social Cognitive Theory) سهم بسزایی در روانشناسی روانشناسی یادگیری، انگیزش و رفتار انسانی داشته است.
بر خلاف بسیاری از نظریههای روانشناسی که افراد را موجوداتی منفعل در برابر محیط میدانند، بندورا انسان را عاملی فعال و خودتنظیمگر معرفی میکند که:
باور به تواناییهای خود (self-efficacy) تعیینکنندهی انتخابها، تلاش، استقامت در برابر سختیها و واکنش به شکست است؛
رفتار، شناخت و محیط به طور تعامل متقابل یکدیگر را شکل میدهند؛
افراد میتوانند از طریق مشاهده، تقلید و تمرین رفتارهای سازگار، مهارتهای جدیدی بیاموزند.
این چارچوب نظری، پایهای علمی قدرتمند برای فهم تابآوری فراهم میآورد.
در هستهی نظریهی بندورا، مفهوم خودکارآمدی (Self-Efficacy) قرار دارد. این مفهوم به معنای باور فرد به توانایی خود برای انجام وظایف، غلبه بر موانع و تحقق اهداف است. در کتاب Self-Efficacy: The Exercise of Control، بندورا نشان میدهد که:
باور به تواناییها تأثیر مستقیم بر انتخاب اهداف دارد؛
باوری که فرد به توانایی خود دارد، تعیینکنندهی پافشاری در برابر مشکلات و تابآوری در مواجهه با ناملایمات است؛
افرادی که خودکارآمدی بالاتری دارند، در مواقع دشوار بیشتر تلاش میکنند، کمتر تسلیم میشوند و سریعتر به بهبود بازمیگردند.
به عبارت دیگر، تابآوری بدون خودکارآمدی عملاً معنیدار نیست؛ چرا که اگر فرد به تواناییهای خود ایمان نداشته باشد، احتمال مواجهه با چالشها و ادامهی مسیر بهشدت کاهش مییابد.
بندورا چهار منبع اصلی را برای تقویت باور به خودکارآمدی معرفی میکند که هر یک به طور مستقیم تابآوری را تقویت میکنند:
تجارب موفقیت (Mastery Experiences): وقتی فرد در مهارتها یا موقعیتهای چالشبرانگیز موفقیت را تجربه میکند، باور به تواناییهای خود تقویت میشود. این تجربهی موفق حتی در مواجهه با شکستهای بعدی به فرد کمک میکند تا با تابآوری بیشتری بازگردد.
یادگیری مشاهداتی (Vicarious Learning): مشاهدهی افرادی که با شرایط سخت روبرو شده و موفق شدهاند میتواند الگوی ذهنی فرد را تقویت کند و باور به اینکه “اگر او توانست، من هم میتوانم” را در او ایجاد کند.
ترغیب اجتماعی (Social Persuasion): تشویق و حمایت دیگران—به ویژه از سوی افرادی که فرد برای آنها ارزش قائل است—میتواند به تقویت باور به توانایی منجر شود.
وضعیتهای فیزیولوژیکی و عاطفی: شناخت و تنظیم احساسات و حالات بدنی در مواجهه با چالشها نیز بر باورهای افراد تأثیرگذار است؛ فردی که یاد گرفته اضطراب و هیجان را مدیریت کند، هنگام رویارویی با مشکلات، تابآوری بیشتری نشان میدهد.
این چارچوب نه تنها یک تئوری روانشناختی است، بلکه یک راهنمای عملی برای پرورش تابآوری در زندگی روزمره فراهم میآورد.
برای اینکه بتوان مفهوم تابآوری را در زندگی روزمره عملی کرد، میتوان از اصول بندورا استفاده کرد:
بر اساس بندورا، فرد باید اهدافی تعیین کند که قابل سنجش، واقعبینانه و قابل دستیابی باشند. این نوع هدفگذاری باعث میشود فرد در مسیر موفقیتهای کوچک قرار گیرد که به نوبهی خود باور به توانایی را افزایش داده و تابآوری را تقویت میکند.
به جای انتظار برای موفقیت در اولین تلاش، بندورا تأکید میکند که تمرینهای مکرر، ارزیابی دقیق و بازخورد سازنده بخش جداییناپذیر از مسیر توسعهی تابآوری هستند. این چرخه تمرین–بازخورد باعث میشود فرد تواناییهای خود را بهتر بشناسد و نسبت به چالشها با اعتماد به نفس بیشتری عمل کند.
مطالعه یا مشاهدهی افرادی که توانستهاند از شرایط سخت عبور کنند—چه در کتابها، فیلمها یا زندگی واقعی—میتواند به فرد کمک کند چارچوب ذهنی خود را گسترش دهد و بداند که موفقیت در برابر دشواریهای زندگی ممکن است.
وقتی نام “بهترین کتاب دربارهی تابآوری” به میان میآید، اغلب کتابهایی کاربردی یا مبتنی بر تجربههای شخصی در ذهن تداعی میشود. اما کتاب بندورا در خود کارآمدی، اگرچه عنوانی تحت نام Resilience ندارد، اساس علمی و عمیقی برای فهم تابآوری ارائه میدهد. این اثر:
بر مبنای پژوهشهای علمی گسترده شکل گرفته است؛
نظریهای کارآمد برای فهم نحوهی شکلگیری باورها و رفتارهای مقاومتی ارائه میدهد؛
به خواننده میآموزد چگونه باور به تواناییهای خود را تقویت کند تا در مواجهه با سختیها تابآورتر شود؛
برای هر کسی که میخواهد نه فقط درک نظری از تابآوری داشته باشد بلکه بداند چگونه میتواند آن را در زندگی واقعی بسازد و تقویت کند، این کتاب یک منبع ضروری است.
تابآوری یک ویژگی ذاتی نیست؛ تابآوری یک مهارت است که میتوان آن را یاد گرفت، تقویت کرد و توسعه داد. آثار آلبرت بندورا—بهویژه کتاب Self-Efficacy: The Exercise of Control—یک نقشهی راه علمی برای این مسیر فراهم میکنند. این کتاب به خواننده کمک میکند:
بفهمد باور به تواناییهای خود چگونه شکل میگیرد؛
بداند چگونه میتوان این باور را در برابر مشکلات حفظ و تقویت کرد؛
و نهایتاً به این باور برسد که چالشها نه موانع غیرقابل عبور، بلکه فرصتهایی برای رشد و تحول هستند.
اگر شما هم به دنبال کتابی هستید که در عمیقترین سطح به موضوع تابآوری بپردازد و ابزارهای عملی برای توسعهی آن ارائه کند، این اثر بندورا یکی از بهترین انتخابهایی است که میتوانید بخوانید و توصیه کنید.