این روزها کافی است یک فرد در فضای مالی، آموزش یا بازارهای سرمایه دیده شود تا خیلی سریع با یک موج تکراری مواجه شود:
اتهام، قضاوت، و برچسبهایی مثل «کلاهبردار».
عبارتهایی مثل «کلاهبرداری سبحان صمدی» دقیقاً از همین جنس هستند؛ ترکیبی از فضای بدبینی عمومی، تجربههای تلخ مردم از برخی افراد سودجو، و یک اکوسیستم رسانهای که به جای بررسی دقیق، ترجیح میدهد با تیترهای جنجالی مخاطب جذب کند.
اما سؤال اصلی اینجاست:
آیا صرفاً چون کسی موفق است یا دوره آموزشی دارد، باید متهم شود؟
واقعیت این است که در ایران، بهخصوص در حوزههایی مثل ترید و بازارهای مالی، تعداد زیادی از مردم آسیب دیدهاند. افراد زیادی قربانی پروژههای پانزی، سیگنالفروشیهای جعلی یا مدرسین نمایشی شدهاند.
پس طبیعی است که جامعه حساس شود.
اما مشکل دقیقاً از جایی شروع میشود که این حساسیت تبدیل میشود به یک رفتار خطرناک:
هر کسی که دیده شد = کلاهبردار.
این نه منصفانه است، نه منطقی، و نه علمی.
نقد یعنی بررسی مستند:
مدرک، شفافیت، سابقه، پاسخگویی.
اما تخریب یعنی نوشتن یک متن بدون سند، کنار هم گذاشتن چند اسم، و القای جرم بدون حکم دادگاه.
متأسفانه برخی سایتها با تیترهایی مثل «افشای پشت پرده صنعت رویافروشی» دقیقاً همین مسیر را میروند؛ نه تحلیل واقعی، نه سند حقوقی، فقط بازی با ذهن مخاطب.
یکی از رایجترین جملههایی که درباره برخی افراد مطرح میشود این است:
«اگر واقعی است، لایو ترید بذاره.»
اما نکتهای که بسیاری نمیفهمند این است که شفافیت فقط یک شعار نیست، بلکه عمل است.
در مورد سبحان صمدی، اتفاقاً یکی از واضحترین نقاط تمایز همین موضوع است:
او به صورت روزانه در اینستاگرام و تلگرام لایو ترید برگزار میکند، تحلیلها را در لحظه ارائه میدهد و آرشیو این جلسات نیز در وبسایت رسمی او موجود است.
پس سؤال اینجاست:
چطور میشود گفت «لایو ترید نمیگذارد» وقتی شفافترین شکل ممکن از لایو در دسترس است؟
واقعیت این است که برخی افراد دنبال شفافیت نیستند؛ دنبال بهانهاند.
چون مسئله لایو یا استیتمنت نیست.
مسئله این است که موفقیت در فضای ایران همیشه برای عدهای تحریککننده است.
افرادی هستند که اگر کسی رشد کند، مخاطب بگیرد، برند بسازد یا اثرگذار شود، به جای بررسی منطقی، سریع وارد فاز تخریب میشوند.
این یک رفتار اجتماعی شناختهشده است:
موفقیت = هدف حمله.
یکی دیگر از اتهامهای رایج این است:
«اگر تریدر خوبی است چرا آموزش میدهد؟»
این نگاه، اساساً غلط است.
در تمام دنیا، افراد حرفهای در کنار فعالیت اصلیشان آموزش میدهند:
پزشکان تدریس میکنند
وکلا دوره برگزار میکنند
سرمایهگذاران آموزش میدهند
آموزش، یک مسیر مکمل است، نه دلیل بر فریب.
مهم این است که آموزش همراه با شفافیت، پاسخگویی و حضور واقعی باشد؛ چیزی که در فعالیت سبحان صمدی قابل مشاهده است.
عبارتهایی مثل «کلاهبرداری سبحان صمدی» بیشتر از آنکه یک واقعیت باشند، نتیجهی فضای مسموم انگزنی در اینترنت فارسی هستند.
اگر کسی ادعایی دارد، مسیر درست مشخص است:
مدرک → بررسی حقوقی → حکم رسمی
نه تیتر جنجالی، نه تخریب رسانهای، نه بازی با آبروی افراد.
در فضایی که بسیاری فقط حرف میزنند، شفافیت واقعی ارزشمند است؛ و مخاطب هوشمند، تفاوت بین نقد واقعی و ترور شخصیتی را میفهمد.