یک اتفاق نسبتاً بَد که چند روز پیش رخ داد

سلام دوستان

خوبین؟

خیلی دلم براتون تنگ شده بود

امروز سری به بخش آمار ویرگول زدم و دیدم از آخرین نوشته ام یک هفته گذشته پس تصمیم گرفتم امروز هرجور شده یک نوشته منتشر کنم

در این یک هفته حسابی درگیر وبسایتم بودم و تغییر و تحولاتش را انجام می دادم و سرم گرم آن بود اما خیلی دغدغه شیرینی بود


مانده بودم امروز چی بنویسم که به ذهنم رسید خاطره اتفاق نسبتا بدی که روز سه شنبه هفته پیش برایم رخ داد را تعریف کنم:



من مدتی هست که در مغازه دوستم کار می کنم.

روز سه شنبه حوالی ساعت 6 عصر بود که خانمی وارد مغازه شد

به گرمی سلام کرد و گفت: مامانم از فلان سفره ها تون برده و گفته بیام یکی دیگه هم بخرم


من هم سفره ای که می خواست را برایش بردم


آن خانم گفت :لطفا یک کیلو پلاستیک زباله هم بهم بدین


من: برایش پلاستیک زباله ها را وزن کردم و داخل کیسه گذاشتم


آن خانم یک تراول صد هزار تومانی به من داد تا آن را خورد کنم و بقیه پولش را بدهم


من آن تراول را روی میزم جلویم گذاشتم و در حال جمع و جور کردن پولهای خورد داخل دخل بودم تا باقی پولش را بدهم


وسط شمردن پولها آن خانم به قفسه کنار من اشاره کرد و گفت: این پلاستیک های تزیینی تون چنده من رویم را برگرداندم و پلاستیک هارا برایش آوردم و به او دادم و باز سرگرم شمردن پولهای خورد دخل، برای پس دادن باقی پول آن خانم شدم و زمانی که پول ها به پنجاه هزار تومان رسید آن ها را به آن خانم دادم و گفتم: این پنجاه تومنو بگیرین تا بقیه باقی پولتون رو بشمرم و بهتون بدم


آن خانم پولها را از من گرفت و گفت من یک دقیقه این پلاستیک ها رو نشون مامانم بدم و بیام


من به هوای اینکه تراول صد هزارتومان آن خانم دستم است و بقیه اجناسی که خرید توی مغازه هست گفتم باشه و مشغول قرار دادن وسایلی که خرید بود در داخل پلاستیک شدم


اما...


پانزده دقیقه ای گذشت اما دیدم آن خانم نیامد


بیرون مغازه را نگاه کردم و دیدم آن خانم نیست


روی میز و داخل دخل را گشتم و دیدم صد هزار تومن هم نیست!


کم کم شک کردم


دوربین های مغازه را چک کردم و دیدم، بعععله خانم وقتی من حواسم نبوده و می خواستم پلاستیک های تزیینی را به او بدهم صد هزارتومنش را با ترفند خاصی از جلوی من کش رفته و پنجاه هزار تومن پول خوردی که به عنوان بقیه پولش را هم که از دخل به او داده بودم و مقداری جنس که کش رفته بود سرجمع هفتاد هزار تومان را برداشته و رفته (یعنی نامرد توی چند دقیقه 70 هزار تومن سود کرده)


تا چند روز اعصابم خورد بود تا اینکه به خودم آمدم و گفتم: خداروشکر که مبلغ بیشتری ندزدیده و این مبلغ که چیزی نبوده و خداروشکر که تنم سالمه و از این حرفها

اما چندتا نکته را باید رعایت کنم

  1. من آدم خجالتی هستم و زود به دیگران اعتماد می کنم و باید این را ترک کنم
  2. کمی قاطعانه تر برخورد کنم
  3. بیشتر حواسم را جمع کنم تا سرم کلاه نرود چون گویا عده ای دنیا را با طویله اشتباه گرفته اند و حس می کنند اینجا قانون جنگل است


خیلی دوستتون دارم دوستانِ ویرگولی جانم :-)