بهترین یا بدترین گزینه ،همه چیز راجب کمال گرای

همه چیز درباره صفت کمال گرای ؛ مشکل دقیقا کجاست ؟

برای ایده محتوا امروز تقریبا چند موضوع در ذهن ام بود اما داشتم به زندگی خودم نگاه می کردم و عصبانیت شدید از زندگی را دیدم تعجب کردم اما انگار واقعا چیزی در وجودم من را اذیت می کرد بچه خاموش شو و سکوت کن اما سکوتی در کار نبود!!

قانون همه یا هیچ این را به من می گوید که با باید به همه چیز برسی یا افسوس گذشته بخوری متاسفانه این تیپ شخصیتی هیچ وقت واقعاً احساس شادی نمی کند و همیشه دنبال چیزهای بیشتری هست!

اما یک سوال مهم مگر دنبال چیزهای بیشتر بودن و زیاد خواستن بد است ؟ نه اتفاقا خیلی هم موثر خواهد بود این احساس شما را به جلو خواهد برد ولی مشکل آن جای است که دیگر خودت نیستی و همه زندگی میشود پول و البته چون هنوز به آن نرسیدی خودت شکنجه میدهی سنا ریو تکراری که همیشه فرد بازنده خودم هستم ولی آیا این درست است یا من چه چیزی در نظر نگرفتم؟

داستان من به عنوان تولیدکننده محتوا و برنامه نویس که در حوزه مهندسی برق هم فعالیت می کنم و البته فعالیت های مثل استریم و غیره ،همه اینها را چرا گفتم چون این روزها به معنای واقعی از خودم دور شدم دیگر هیچ علاقه ای به زندگی ندارم و حس خنثی بودن در این جهان می کنم خوب باز هم همینجا سوالی برام پیش آمد مگر من به کاری که انجام میدهم علاقه ندارم؟ چه چیزی من را آزار میدهد؟ جواب اول برایم مشخص بود اما جواب دوم خیر کمی باز فکر کردم و افکارم نوشتم میدونی موضوع چیه بود؟ خنده دار هست من فقط به مشکلات فکر می کنم و همان طور که اول گفتم دنبال بهترین اتفاقات در زمینه های کاریم بودم اما همیشه بهترین اتفاق نمی افتد اینکه من تمرکز ام از مشکلات به روی واقعیت ها بگذارم باعث شد دید بهتری به زندگی پیدا کنم اما در کنارش محدودیت ها و مشکلات خودم هم نوشتم در واقع هدف اینجا تعادل بین محدودیت ها و توانای های خودم بود که به خوبی اتفاق افتاد

نگاه کنید همه این حرفها برای این می زنم که افکار مزاحم از ذهن اتان بیرون ببرید افکار من چیزی شبیه تو باید رشته تحصیلی ات را تغییر دهی ؟ تو فقط باید در حوزه برنامه نویسی فعالیت کنی و دیگر هیچ ... و از این افکار که شدیدا حالم داشت بدتر اینه خودت میدونی این افکار مثل پاپ آپ گوگل هستن اما متاسفانه اینجا نه بستن وجود داره نه alt + f4 که بری بیرون! راه حل به نظرم توی این بازی توی این سه تا کار مهم خلاصه میشه

  • در اقدام اول به مشکلات خود فکر کنید و محدودیت ها خود را بنویسید
  • مرحله سخت بعدی اینه قدرت ها ی خودت بشناسی و به خودت یادآوری کنی
  • به خود احترام بگذارید با تمام اوصاف!

فکر کنم راجب اون دو مرحله صحبت کردیم حالا بیایم راجب مرحله سوم صحبت کنیم توی این مرحله باید به هودتان احترام بگذراید احتمالا اینجا ذهن اتان با شکلی جذاب می گوید: "تو یک احمقی ! اوه پسر آره واقعا من احمق ام مگه اصلا چه مشکلی داره من دوست دارم توی چند حوزه فعالیت کنم دوست دارم وقت خودم هدر بدهم مگه قراره چه اتفاقی بیافته ؟ والا هیچی توی کتاب کمال گرای این خیلی نوشته شده که ذهن افراد کمال گرا به دنبال نقطه خاکستری می گرده و دوست داره بهترین نقطه رو انتخاب کنه

یک چیزی شما رو آزار میده اما خیالتان راحت کنم بدون توجه به اون فکر لعنتی ادامه بدید بزارید اونم کار خودش بکنه و داستان امروز تمام شد خوش باشید!

پی نوشت: این مقاله به عنوان یک مقاله روانشناسی در نظر نگیرید و صرفا داستان این روزهام براتون نوشتم و بخشی از متن راجب کمال گرای از مطالب کاربران استفاده کردم چند تا کتاب هست بهتون معرفی می کنم که بخونیم بهتره(خودم هم نخوندم اینا رو !

مطالعه بیشتر :

  • کتاب هنر شفاف اندیشیدن نوشته رولف دوبلی ترجمه عادل فردوسی پور ( برای بررسی به کافه بوک بروید)
  • کتاب هنر ظریف رهای از دغدغه ها نوشته مارک منسون
  • مفهوم ایکیگای و تاثیرش در زندگی