حقایق مهاجرت(قسمت دوم)

در پست قبلی با محوریت دولوپرهای متخصص در رابطه با حقایق مهاجرت نوشتم. که برای اینکه پست طولانی نشه در چند قسمت تصمیم گرفتم بنویسم. هر قسمت را با توجه با کامنت ها یا فیدبک هایی که از مطلب قبلی میگیریم کامل میکنم. ذکر این نکته ضروری هست که اطلاعات بر اساس تجربیات خودم و سایر دوستانی که در حال حاضر در کشورهای مختلف دارم جمع آوری شده چون من ساعت ها با هر کودوم صحبت کردم و همچنین خودم تجربه کردم. اصلا بحث اثبات کردن چیزی نیست. این تجربیات یا اطلاعات من هست دارم در اختیار قرار میدم اگر به کار دوستان میاد استفاده کننده بحثی در موردش نیست.و معمولا هم آدما دوست دارند ایده آل هاشون واقعیت داشته باشه ولی برای کسی که جدن میخواد اقدام کنه و بره دونستن واقعیت ها ولو تلخ خیلی مهم تر از ایده ال هاست

در پست قبلی گفتم شما با هر میزان تخصصی که باشید در یک کشور درست درمون خارجی معمولی به حساب میایید. اینجا نکته مهمی که باید متوجه باشید این هست که من دارم سطح فعلی شما در جامعه خودتون را مقایسه میکنم. منظور این نیست که شما بیکار میمونید. هیچ کسی به نظرم بیکار نمیمونه ولی این سطحی که الان اینجا دارید را اصلا تصور نکنید اونجام خواهید داشت. فهمیدنشم نیازی به تجربه کردن نداره. خیلی سادس. طبیعی هست که کسی که زبان مادریش انگلیسی هست یا حتی در سنین خیلی پایین زبان انگلیسی یاد گرفته یا به لحاظ فکری ذهنش آزاد هست و در کشوری زندگی میکنه که همه چیز روی نظم و قانون پیش میره و هر روز لازم نیست به شکلای مختلف غافلگیر بشه. لازم نیست امروز بخره که فردا قیمت سه برابر نشه. و چون ثبات قیمت وجود داره میتونه برای خرید هرچیزی برنامه ریزی داشته باشه و به شکل کلی در هر برهه ای از زندگی نیازهای اون برهه از زندگیش فراهمه و فکرش آزاده طبیعتا میتونه خیلی جلوتر از شمایی باشه که نهایت برنامه ریزی کردنت فقط میتونه برای امروزت باشه. پس این یه نکته در مورد سطح شما. نکته بعدی برمیگرده به لوکیشن که آیا شما میخواید برید افغانستان یا ترکیه یا مثلا استرالیا ، کانادا ، آمریکا ... طبیعتا برای بعضی کشورها سطح فعلی شما حتی میتونه بالاتر از سطح فعلی شما در ایران محسوب بشه... یه جایی مثلا مثل ترکیه ... ولی باید در نظر داشته باشید به همون نسبت که عموم اون جامعه از تکنلوژی بدور باشند و سطح شما بالاتر باشه ممکنه تقاضا برای کار تخصصی شما هم کم باشه. مثلا من تو ترکیه نرم افزار یا استارتاپایی که تو ایران هستندو ندیدم. حداقل شهری که من رفتم و یه شهر دیگه که دوستم بود چیزی به اسم اسنپ وجود نداشت. مطمئن نیستم سرویس اوبر تو شهرای بزرگش فعال باشه یا نه ولی خیلی از تکنلوژی بدور بودند یا بهتر بگم خیلی دنبالش هم نبودن . مثلا یک کارخونه خیلی بزرگ مواد غذایی یک وب سایت خیلی در به داغون در حد اینکه اسم دامینشو ثبت کرده باشه داشت و حتی متقاعدم نمیشد یک سایت جدید براش ساخته بشه. یعنی خیلی دنبالش نیستن. پس سطح بالای شما همچین جاهایی ممکنه برای اون کشور خیلی مهم نباشه. مثلا یه نفر که کارای ساده ای مثل وصل اینترنت و ساپورت نرم افزاری و چیزای اینجوری میکنه ممکنه بیشتر تقاضا داشته باشه تا یک فرد خیلی متخصص. ولی خوب زمانی که ما لفظ مهاجرت به کار میبریم منظورمون یک کشور توسعه یافته و به روز هست. یعنی یک نفر بخواد غم دوری و غربت و سختی های مهاجرت یا یادگیری زبان را تحمل کنه برای کشوری مثل ترکیه؟ یا افغانستان؟ خوب بستگی به آدم و اهدافش داره ولی من شخصا مطلبی که مینوسم بیشتر منظورم کشورهای توسعه یافته هستند.

ادامه این مطلب در پست بعدی...