
نوشتن پیرامون بعضی از موضوعات، کار سختیست، اما ننوشتن کاریست سختتر! مسئولیت اجتماعی یکی از این موضوعات است.
در این محتوا سعی شده از مباحث آکادمیک فاصله گرفته شود و یادداشتی خودمانی پیرامون مسئولیت اجتماعی ارائه شود، چراکه اساسا همین «خودمانی» بودن است که نقش مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی را در یک جامعه پر رنگتر میکند.
ضمنا لازم به ذکر است، برای جلوگیری از تکرار مداوم کلمات مشابه، در این محتوا به جای عباراتی همچون مسئولیت های اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی و … ، سعی شده است از همان عبارت مسئولیت اجتماعی استفاده شود.
این مسئولیت اجتماعی چیست؟
اولین بار حدود ۷-۶ سال پیش بود که با واژه نامأنوس مسئولیت اجتماعی مواجه شدم. در آن زمان مقالات اندکی که پیرامون این موضوع به فارسی منتشر شده بود را خواندم و به زودی دریافتم که علائق شخصیام، به صورت ارادی و یا غیر ارادی، اینچنین ایجاب کرده است تا در مسیری قدم بردارم که زندگیام بیش از هر زمان دیگری با این مفهوم وفق پیدا کند.
به مرور زمان پروژههایی که سالها زمان برایش صرف شد، مورد توجه دهها هزار نفر از سراسر دنیا قرار گرفت و همین بازخوردهای مثبت، دلیلی شد تا بیش از پیش به موضوع مسئولیت اجتماعی علاقهمند شوم. در ادامه در مورد این پروژهها صحبت خواهیم کرد اما برای الان، اجازه دهید با هم به دنبال تعریف مناسبی برای مسئولیت اجتماعی باشیم.
در این سالها، با تعاریف مختلفی از مسئولیت اجتماعی مواجه شدهام. این تعاریف بعضا به اندازهای آکادمیک بوده و هست که اگر راستش را بخواهید حوصلهی آدم را سر میبرد و خواننده را پشیمان میکند که اصلا این مقاله چه دردی را از جامعه دوا میکند؟!
حتی در مواردی چنان واژه مسئولیت اجتماعی را پیچیده توصیف کردهاند که خواننده نه تنها به «خودمانی» بودن آن پینمیبرد، بلکه حس و حال چهار گزینهایهای کنکور را پیدا میکند!
اگر جستجویی در محتوای فارسی وب انجام دهید، متوجه خواهید شد که در ایران، مفهوم مسئولیت اجتماعی از همان خشت اول به بیراهه رفته است. درصد بالایی از محتوایی که برای مسئولیت اجتماعی منتشر شده، به مسئولیت اجتماعی سازمانی (CSR) پرداخته است. حتی در بعضی از مقالات، مسئولیت اجتماعی را به اشتباه معادل CSR (مسئولیت اجتماعی سازمانی) معرفی کردهاند.
از طرفی، نظرات اندیشمندان و همچنین مسئولان به گونهای منعکس شده است که شکی وجود ندارد درصد بالایی از شهروندان، مسئولیت اجتماعی را همان کارهای خیریه (کمکهای مالی به گروهی از مردم جامعه) میدانند. در یک نظرسنجی آنلاین که توسط ما در پروژه حس انجام شد، حدود ۳ هزار نفر از ۴ هزار نفری که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند، اعتقاد داشتند که مسئولیت اجتماعی همان نیکوکاری (کمک مالی به دیگران) است!
خانم فاطمه دانشور هم که از افراد پیشرو در حوزه مسئولیت اجتماعی هستند، این موضوع را به خوبی بیان میکنند:
از مشکلات اصلی، این است که مفهوم مسئولیت پذیری اجتماعی به طور کامل درک نشده. در واقع این مفهوم بهدرستی شناخته نشده است. در مرحله اول باید برای پر کردن و رفع این خلا مفهوم شناسی اقداماتی انجام داد.
مسئولیت اجتماعی فرشتهایست که با کمک آن میتوان راه را برای پیشرفت جامعه و رسیدن کشور به توسعه پایدار هموار کرد اما همین خلا مفهوم شناسی که خانم دانشور هم به آن اشاره میکنند، دلیلی شده تا این فرشته را در میان ستارهها گم کنیم!
همانطور که پیشتر عنوان شد، در طول چهار سال، در پروژهای که با بازخورد دهها هزار نفر از سراسر دنیا همراه بود، دریافتیم که مسئولیت اجتماعی یعنی مسئولیت اجتماعی!
زمانی که در آن پروژه با تولید محتوای سبز و همچنین اجرای کمپین های مختلف، با هزاران بازخورد شامل ویدیوهای ارسالی کاربران از ترک کردن سیگار، کاهش اضافه وزن، رهایی از افسردگی و فکر خودکشی، غلبه بر سرطان و نمونههایی از این دست مواجه میشدیم، مفهوم مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری برایمان قابل لمس میشد، به گونهای که به این باور رسیده بودیم که مسئولیت یعنی مسئولیت و اجتماعی هم یعنی اجتماعی! نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر.
از نظر ما کل تعاریف مربوط به مسئولیت اجتماعی را میتوان در جمله زیر خلاصه کرد:
هرکدام از ما فردی برای خود، و فردی برای جامعه هستیم!
این تعریف نه تنها به مسئولیت انسانها در قبال هم محدود نمیشود، بلکه به خوبی میتواند رفتار انسان نسبت به حیوانات، محیط زیست و ... را هم در ذهن تداعی کند. خیلی ساده یعنی ما مسئولیم! همهی ما در مورد اتفاقاتی که در جامعه میافتد مسئولیم. حقیقتا شاید خیلیها فکر کنند این جمله شعاری بیش نیست. اما با بررسی موضوع مسئولیت اجتماعی در کشورهای جهان، به وضوح میتوان نقش پر رنگ مسئولیت اجتماعی را در رشد و ترقی کشورها دید.
ما معتقدیم اگر امروز کشور عزیزمان با بحران آب روبروست، اگر طبیعت در حال تخریب است، اگر بادکنکهای یک کودک کار به فروش نمیرود، اگر سالانه هزاران نفر در جادهها جان خود را از دست میدهند، اگر به کودکی تجاوز میشود و هزاران اگر دیگر، همهی ما مسئولیم. همه ما در پیدایش این معضلات سهیم هستیم و گرهی این مشکلات هم زمانی باز میشود که همه بدانیم مسئولیم.
برای درک بهتر این موضوع، صحبتهای دکتر سعید معیدفر، از جامعهشناسان برجسته کشور عزیزمان را بخوانید:
تمام بودجه کشور را بیارید در بحث راهسازی! یعنی آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و همهی حوزههای دیگر را تعطیل کنید و بودجههایشان را صرف راهسازی کنید! حالا آیا مشکل تلفات جادهای حل خواهد شد؟! در یک تصادف، مردم مقصر را وزارت راه و شهرسازی میدانند، وزارت مقصر را پلیس راهنمایی رانندگی میداند، پلیس راهنمایی رانندگی خودروساز را مقصر میداند. در واقع بحث ما این است که بیایید همه احساس مسئولیت کنیم. چرا ما همیشه عادت کردهایم که مسئله را به دوش دیگری بیاندازیم. بیایید و ببینیم که هر کدام از ما چه مسئولیتی در قبال موضوع داریم؟ آیا سالی شانزدههزار کشته و یا سیصد هزار مجروح و معلول در جادهها فاجعه نیست؟ قطعا که همه مسئولیم ...
مسئولیت اجتماعی یک خرد جمعیست . خردی که میتواند یک جامعه را چنان قدرتمند کند که شهروندانش حتی در تنهایی هم بتوانند انرژی و نیروی محرکه جامعه را در کنار خود احساس کنند، و نبودش هم میتواند یک جامعه را چنان درنده کند که هیچچیز و هیچکس برای مردمانش اهمیت نداشته باشد.
آن زمانی که سن و سال چندانی نداشتیم، قهرمانهایمان به چند شخصیت تاریخی، سینمایی، افسانهای و یا مواردی از این دست خلاصه میشدند. قهرمان کسی بود که میتوانست از پس هر کاری برآید. او الگوی زندگی ما بود و محال بود که از پس کارهای سخت بر نیاید. زمانی هم که از بد روزگار، قهرمانمان شکست میخورد، شبها از ناراحتی خوابمان نمیبرد و حتی روز بعد در مدرسه با ناراحتی تمام با بچهها پیرامون آن صحبت میکردیم و در غم هم شریک میشدیم.
برای شما را نمیدانم، اما برای من، قهرمان کودکیام احمدرضا عابدزاده بود. کسی که در باورم میتوانست در مقابل شلیک یک دنیا توپ هم ایستادگی کند و حتی در سختترین شرایط، مثل یک جنگجو لبخندش را چنان نثار وجودمان کند که از خود بی خود شویم. یکی از آن مهارهای توپ با یک دست، و لبخند شیرینش در حالی که آدامس میجوید کافی بود تا روز بعد کل بچههای محل دعوا کنیم که در بازی امروز اسم کدام دروازهبان عابدزاده باشد.
روزی دیگر، درست در همان لحظهای که منتظر سکانسی قهرمانانه بودیم، کافی بود توپ داخل دروازه قهرمانمان جای بگیرد تا از شدت ناراحتی، بازی فوتبال در محل تعطیل شود.
او کیمیاگری بود که میتوانست در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که حال ما چگونه باشد. حتی انتظار ما از او به اندازهای بود که مهارهایی که همراه با لبخند نبود به ما نمیچسبید. دلمان را میشکست.
مسئولیتمان دو طرفه بود. این وظیفه ما بود که از قهرمانمان حمایت کنیم و او هم وظیفه داشت که قهرمانش ما بماند!
اگر سعی کنیم بسیاری از تعریفهای پیچیدهای که برای مسئولیت اجتماعی عنوان میشود را نادیده بگیریم، مسئولیت اجتماعی دقیقا همین موضوع است. اینکه ما در هر سطحی که هستیم، با توجه به شرایط، وظایف خودمان را به خوبی بشناسیم.
با گذر زمان و تکامل انتظارات اجتماعی، شرایط برای سازمانها و شرکتها (ستارهها) هم به گونهای تغییر کرد که میبایست دریچه جدیدی را به روی سازمان باز کنند. مردم دیگر صرفا برای رفع نیاز، از محصولات و یا خدمات یک سازمان استفاده نمیکنند، بلکه انتظارات تکامل یافتهی اجتماعی به سمتی پیش میرود که یک برند، دیگر یک شرکت عظیم و دست نیافتنی نیست، بلکه همانند دوستی میماند که همواره در کنار ماست. دقیقا همانند عابدزاده که عقاب آسیا بود اما اسمش روی دروازهبان محلهمان هم بود!
همین انتظارات تکاملیافته و خلق ارزشهای جدید، سبب پیدایش اصلی به نام مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) در شرکتها و سازمانها شد. اصلی که عنوان میکند:
هدف فقط فروش کالا و خدمات نیست. جامعه خواستار خلق ارزش مشترکیست که همه را بهرهمند کند. مسئولیت اجتماعی شرکت ها (CSR)، به درک تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی کسبوکار شما بر دیگران اشاره دارد. مسئولیت اجتماعی شرکتی با ادارهی کسبوکار شما و اقدامات آن به شیوهای اخلاقی و مسئولانه مرتبط است. میتوان از آن استفادهی مثبتی کرد و در صورت اجرای موثر آن، میتوان به طرز شگفت انگیزی بهرهوری و سودآوری شرکت را افزایش دهد.
در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مسئولیت اجتماعی (فردی و سازمانی) از نان شب هم واجبتر است! از ۴۰-۳۰ سال پیش تا کنون، در امریکا و کشورهای اروپایی به صورت هدفمند و جدی برای تحقق این موضوع کار شد. برای مثال از پیشرو ترین شرکتها در حوزه مسئولیت اجتماعی میتوان به شرکتهای گوگل، مایکروسافت، لگو، اینتل و BMW اشاره کرد. این شرکتها با برنامههای عظیم مسئولیت اجتماعی، علاوه بر اینکه همیشه در کنار جامعه بودهاند، سود خود را با ایجاد ارزش مشترک، افزایش دادهاند.
اگر بخواهیم با هم صادق باشیم، اوضاع مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران زیاد خوب نیست. صحبت جدی در رابطه با مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران از حدود ۶-۵ سال پیش شروع شد اما به جز مواردی اندک، کارهای انجام شده چیزی نبود که بتوان اسم مسئولیت اجتماعی را روی آن گذاشت.
همانطور که پیشتر عنوان شد، اشتباه بزرگی که در این حوزه میتوان مرتکب شد این است که تصور کنیم مسئولیت اجتماعی (فردی و سازمانی) یعنی «فقط و فقط» کمکهای نقدی. نیکوکاری (کمکهای نقدی) شاید نمونه خوبی برای اهداف مرتبط با مسئولیت اجتماعی باشد اما همهی آن نیست. این دقیقا همان نکته ظریفیست که باعث شده اکثر شرکتهای ایرانی در درک مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمانی به بیراهه بروند.
در بسیاری از کشورهای توسعه یافتهی جهان، شرکتهایی موفقترند که برای مسئولیت اجتماعی شرکتی خود ارزش زیادی قائل هستند. این شرکتها همواره در تلاش هستند تا ارزش مشترکی را با اجرای ایدههایی خلاقانه و کاربردی خلق کنند. این ایدهها، با پشتوانهی برنامههای دراز مدت و کاملا دقیقی اجرا میشوند که این شرکتها قبلا برای اهداف مرتبط با مسئولیت اجتماعی شرکتی خود مشخص نمودهاند. بعضا این برنامهها در دسترس شهروندان قرار میگیرد تا آنها بدانند که مثلا فلان شرکت، در پنج سال آینده چه ارزش مشترکی را برای جامعه خلق می کند و حافظ کدام منافع جامعه خواهد بود.
نکته بالا نکتهای بسیار مهم است، چراکه به باور ما مهمترین اشتباهی که در درک مسئولیت اجتماعی در ایران شده، همین موضوع است. شرکتهای بسیاری در وبسایتهای خود صفحاتی را به مسئولیت اجتماعی اختصاص دادهاند. با بررسی این صفحات که بعضا با ذکر پروژههای انجام شده همراه است، در خواهیم یافت که اکثر این پروژهها هرچند ارزشمند هستند اما با مفهوم واقعی مسئولیت اجتماعی بسیار فاصله دارند.
اما همانگونه که پیشتر عنوان شد، آینده مسئولیت اجتماعی در ایران روشن به نظر میرسد چراکه نمیتوان نسبت به فعالیتهای ارزشمند تعدادی از شرکتها در این حوزه بی لطفی کرد. در محتوای بعدی، نمونههایی از فعالیتهای بسیار خوبی که در حوزه مسئولیت اجتماعی در ایران انجام شده است را با هم بررسی میکنیم.
نظر شما در این مورد چیست؟