وقتی در جمعهای خانوادگی یا دوستانه میگویم «مهندسی شیمی» خواندهام، معمولاً اولین تصویری که در ذهن مخاطب نقش میبندد، فردی با روپوش سفید است که در یک آزمایشگاه تاریک ایستاده و در حال ترکیب کردن دو مایع رنگی در یک بِشِر است تا یک انفجار کوچک رخ دهد!
اما بگذارید همین اول کار خیالتان را راحت کنم: ما شیمیدان نیستیم! تفاوت یک «شیمیدان» و یک «مهندس شیمی» دقیقاً تفاوت بین کشف یک فرمول جدید و تولید همان فرمول برای میلیونها نفر است.
فرض کنید یک شیمیدان در آزمایشگاه موفق میشود پلاستیکی بسازد که در طبیعت تجزیه میشود. او این کار را با چند گرم مواد اولیه در شرایط کاملاً کنترلشده انجام میدهد. این یک دستاورد فوقالعاده است؛ اما آیا میتوانیم با همین روش آزمایشگاهی، روزانه هزاران تن از این پلاستیک را برای کل کشور تولید کنیم؟
اینجاست که مهندس شیمی وارد میدان میشود. کار ما این است که آن واکنش چند گرمی را به یک کارخانه عظیم با لولهها، راکتورهای چند ده متری، برجهای تقطیر و مبدلهای حرارتی تبدیل کنیم. ما باید حساب کنیم که این مواد وقتی در حجم بالا ترکیب میشوند، چقدر داغ میشوند؟ چقدر فشار ایجاد میکنند؟ و چطور میتوان آنها را با کمترین هزینه و بالاترین ایمنی تولید کرد.
باور کنید یا نه، در دوران تحصیل مهندسی شیمی، شما بیشتر از اینکه با جدول تناوبی مندلیف و واکنشهای شیمیایی سروکار داشته باشید، درگیر معادلات پیچیده ریاضی، فیزیک، مکانیک سیالات (رفتار مایعات و گازها درون لولهها) و انتقال حرارت (چگونه یک کوره یا خنککننده طراحی کنیم) هستید. شیمی فقط الفبای کار ماست؛ بقیه مسیر تماماً مهندسی، محاسبات و منطق است.

در ایران، نام مهندسی شیمی با پالایشگاهها، پتروشیمیها و مناطق صنعتی مثل عسلویه و ماهشهر گره خورده است. البته که این صنایع بزرگترین کارفرماهای این رشته هستند، اما قلمرو مهندسی شیمی بسیار وسیعتر از این حرفهاست.
بدون مهندسان شیمی:
صنایع غذایی: نمیتوانستند شیر پاستوریزه با ماندگاری بالا یا نوشیدنیهای طعمدار را در مقیاس صنعتی تولید کنند.
صنایع داروسازی: تولید انبوه واکسنها، آنتیبیوتیکها و ویتامینها غیرممکن میشد.
محیط زیست: طراحی سیستمهای تصفیه آب و فاضلاب صنعتی متوقف میشد.
صنایع آرایشی و بهداشتی: تولید انواع شامپوها، کرمها و شویندهها به شکل امروزی وجود نداشت.
شاید در گذشته مهندسان شیمی متهمان ردیف اول آلودگی هوا و تولید گازهای گلخانهای بودند، اما امروز آنها در خط مقدم مبارزه با تغییرات اقلیمی ایستادهاند. طراحی باتریهای کارآمدتر برای خودروهای الکتریکی، پیدا کردن روشهای ارزانتر برای تولید هیدروژن سبز، بازیافت پلاستیکها و جذب دیاکسید کربن از هوا، همگی چالشهای جدیدی هستند که مهندسان شیمی در سراسر دنیا در حال حل آنها هستند.
مهندسی شیمی یک پل نامرئی بین «علم» و «زندگی روزمره» است. اگر به اطراف خود نگاه کنید، از رنگ روی دیوار اتاق و لباس پلیمری که به تن دارید، تا بنزین ماشین و داروی مسکنی که هنگام سردرد میخورید، همگی نتیجه هنرنمایی یک مهندس شیمی در تبدیل یک ایده آزمایشگاهی به یک محصول صنعتی است.
آیا شما هم تا به حال تصور میکردید مهندسان شیمی تمام وقت خود را در آزمایشگاه میگذرانند؟ خوشحال میشوم نظرتان را برایم بنویسید.