فوتبال، تیم ملی و ملت

از آخرین باری که یک فوتبال را نود دقیقه تاب آوردم، چهار سالی می‎گذشت، همان‎بار هم به تلخی تمام شد، ایران و آرژانتین را می‎گویم؛ فوتبال برایم توجیهی نداشت اما حالا که دارم ولی‎عصر را به سمت خوابگاه باز می‎گردم و این جیغ و فریادهای خوشحالی را، این بوق و شیپور زدن‎های شادمانه را، این هیاهو و رقص بی‎محابا را که می‎بینم به‎کل نظر دیگری درباره فوتبال دارم؛ هیچ سیاست‎مداری، هیچ حربه حکمرانی و هیچ گشایش اقتصادی‎ای نمی‎توانست این‎طور مردم را سر مست روانه‎ی خیابان‎ها کند. این وفاق و انسجام اجتماعی که حول یک ارزش ملی صورت گرفته بسیار با ارزش است.

ما بی‎گمان بر روی مفهومی به نام «ملت» کم سرمایه‎گذاری کرده‎ایم، این است که قدرت چندانی برای جلب اعتماد مردم نداریم، چیزی در حدود هزار و پانصد هزار میلیارد تومان نقدینگی و شبه پول در کشور وجود دارد که می تواند نقدینگی تولید خوابیده در کشور را تامین کند؛ اما از بی‎اعتمادی وافری که به آینده اقتصاد کشور در اذهان مردمی وجود دارد این حجم از نقدینگی به سمت ارز می‎رود، به سمت خودرو می‎رود و بحران ایجاد می‎کند. برای سرمایه‎گذاری اعتماد لازم است، جدای از آن این حجم از فساد‎خیزی و بی‎قانونی در کشور یعنی اعتماد و کوچکترین احترامی به مفهوم ملت وجود ندارد، این حجم از رفتارهای خودخواهانه ما جز عدم اعتماد و احترام به مفهوم ملت دلیلی ندارد.

می‎دانم که شبیه آرزوست، اما در این وانفسای بغرنج ارزی، چه می‎شود که برای فروش دلارهای انباشته در پستوهای خانه‎های‎مان صف بکشیم؟ این چندجمله را برای آلمان می‎گویند و بسیار زیباست: «تا زمانی که میلیون‎ها آلمانی به وجود ملت آلمان باور دارند، با دیدن نمادهای ملی آلمانی به وجد می‎آیند، افسانه‎های ملی آلمانی را بازگو می‎کنند و حتی حاضرند پول، وقت و جان‎شان را فدای ملت آلمانی کنند، آلمان یکی از نیرومندترین قدرت‎های جهان برجا خواهد ماند.»

کجاست آن همکاری، هم‎گرایی و اعتمادی که امروز بدان نیاز داریم؟

خوشحالی مردم در میدان ولیعصر در کنار بنر پرماجرای
خوشحالی مردم در میدان ولیعصر در کنار بنر پرماجرای