ممکن است قرمه سبزی بی خبر تمام شود

سلام سلام. قرمه سبزی مینویسه.

دوست دارم هر روز حتی شده یک بار به مرگ فکر کنم.
مرگ باید شبیه قطع شدن برق وسط یه فیلم خفن باشه که هنوز منتظری یه اتفاقی زندگی شخصیت های اصلیش رو تحت تاثیر قرار بده، و اون اتفاق یه چیزیه مثل ازدواج، موفقیت، متحول کردن جهان یا....نه قطع شدن برق!

اما برق قطع میشه و فیلم تموم میشه. متحیر میمونی. میگه عــــــــــه...! پس بقیش چی؟
و جواب اینه که : بقیش هیچی. آیا تونستی از لحظه ی شروع تا قطع شدن برق با این فیلمه حال کنی؟ یا همش منتظر بودی که ببینی آخرش چی میشه؟

فیلم خیلیا آخر نداشت.
فیلم دوتا از کس و کارای قرمه سبزی خیلی یهویی و وسطش، قطع شد. بذارین بگم.

یکیشون فیلم شوهرخاله ی قورمه سبزی بود. یهو تموم شد. سه ماه بعد از آخرین باری که سُر و مُر و گنده دیدمش، یهو برق قطع شد. بی خداحافظی. ( این در حالی بود که همه منتظر جاهای خفن فیلم زندگیش بودن. اما جای خفنی وجود نداشت. هرچی بود تا همونجا بود )

دومی رو بگم؟ یه بچه ی پنج ساله. نوه دایی قرمه سبزی. اونم یهو رفت. همون اولای فیلم، قبل از مهد کودک، قبل از مدرسه. یهو برق قطع شد. شاید همه میخواستن داد بزنن که چرا الان قطع شد؟ منتظر جاهای خوبش بودیم. اما جای خوبش همون 5 سال اولش بود.

همین. یادم بمونه که قرمه سبزی هم ممکنه یهو تموم شه.