ویرگول
ورودثبت نام
مهنوش مُهری
مهنوش مُهری
مهنوش مُهری
مهنوش مُهری
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

این چه لباسیه پوشیدی؟!

تا از راه رسیدم مادرم در را باز کرد و مثل همیشه باز از ظاهرم ایراد گرفت.

«این چه لباسیه که پوشیدی؟»

و اصلا انتظار چنین چیزی نداشتم! البته این را هم بگویم که این کار همیشگی مادرم است. فکر می‌کند این‌گونه نشان می‌دهد که برای من و تیپم ارزش قائل است. دوستش دارم خیلی زیاد و او هم مرا دیوانه وار دوست دارد. می‌دانم که این رفتارش هم از روی دوست داشتن است.

یک بار هم این رفتار او و گیر دادن هایش به ظاهر من آنقدر زیاد شد که یک روز وقتی از خانه مادرم برمی‌گشتیم همسرم گفت: «مهنوش، مامانت واقعا دیگه داره با ایراد گرفتن‌های زیاد از تو اعصابم رو خرد می‌کنه. یکبار دیگه به تو حرف بزنه بهش گیر میدما!»

فکر کنید بعد از حدود دو الی سه هفته بالاخره فرصت کرده‌اید به مادرتان سر بزنید‌، دلتان هم حسابی برایش تنگ شده و انتظار دارید که تحویل گرفته بشوید، اتفاقا کلی هم تیپ زده‌اید. بهترین لباستان را پوشیده‌اید، آرایش و لاک و سشوار موهایتان اصلا به چشم نمی‌آید. فقط درست مثل یک بوم سفید نقاشی یک‌نفر صاف یک نقطه ریز مشکی را نشانه بگیرد و بگوید این نقطه چیست!

اما من خوب می‌دانم که مادر من همیشه این طور نبوده! مادر من هیچ وقت تمام عمرش به تیپ من یا بقیه کاری نداشت. اما چه شد که ناگهان این همه تغییر کرد. از حدود ۱۵ سال پیش که سریال‌های شبکه‌های فارسی وان و جم تی وی را تماشا کرد کم کم شروع شد. همیشه از گوشه و کنار می‌شنیدم که این سریال‌ها توسط کارگردان‌های آمریکایی طراحی شده و خود ترکیه‌ای‌ها هم زیاد این سریال‌ها را نمی‌بینند. این سریال‌ها برای ایرانی‌ها ساخته شده تا به مرور فرهنگشان و عقایدشان را تغییر دهد. آن موقع‌ها شاید خیلی نسبت به این حرف‌ها گارد داشتم و باور نمی‌کردم که مثلا سریال‌هایی مثل فاطما گل، عشق ممنوعه و... چنین تاثیری یه مرور زمان می‌توانند روی ایرانی‌ها بگذارند. فکر می‌کردم این تاثیر نهایتا می تواند روی نوجوانان باشد. اصلا مهم هم نیست که این شایعات درست بود یا نه. مسئله اتفاقی است که حالا شاهدش هستیم.

اگر این مورد را با چشم‌هایم ندیده بودم باور نمی‌کردم. مادرم در عرض همین ده پانزده سال گذشته به‌مرور تغییر کرد. این پنج سال گذشته بعد از ازدواجم کاملا عوض شد. دلیلش هم کم‌کم متوجه شدم. مادرم انتظار داشت من شبیه بازیگران سریال‌های ترکیه‌ای باشم. حتی ازدواج مرا با ان ها مقایسه می کرد. از پوششم گرفته تا مدل موها و آرایشم. مادرم خیلی درونگراست و بیشتر افرادی را که می‌بیند بازیگران ترکیه‌ای هستند!

مادرم عاشق آشپزی است و باورم نمی‌شود حتی از غذاهایی که در سریال‌ها از آن نام برده می‌شد ایده می‌گرفت، دستورشان را پیدا می‌کرد و درست می‌کرد که مزه اش چندان جالب هم نبود.

از آن روز که فهمیدم مادرم تحت تاثیر چه چیزی، گیر دادن‌هایش به من بیشتر شده، توجهم به اطرافم بیشتر شد! موهای همه دخترها صاف و لخت مثل ترکیه‌ای هاست. مو فرفری‌ها کجا هستند؟ آن‌ها که موهایشان حالت دار بود چه شدند؟ همه دنبال این هستند که بینی‌هایشان را عمل کنند، بوتاکس کنند، پلکشان را بردارند، اندامی و لاغر باشند و در مجالس لباس‌های جذب و خیلی کوتاه یا خیلی بلند شبیه هندی‌ها بپوشند. مژه مصنوعی بکارند، لب‌هایشان را برجسته تر کنند، گونه بکارند، ابروهایشان را مناسب مد روز تغییر دهند. هیچ‌کس از خودش راضی نیست همه می‌خواهند کسی دیگر باشند.

اما من نمیدانم چرا نمی‌توانم شبیه بقیه باشم. من بینی‌ام را با اینکه نسبت به استانداردهای غیرواقع‌بینانه جامعه بزرگتر است دوست دارم. به قول احمد حلت، سردبیر مجله موفقیت سهم بیشتری از اکسیژن می‌برد چرا باید تغییرش دهم. من شکمم را دوست دارم. هرچقدر هم دیگران می‌خواهند چپ و راست طعنه بزنند که نکند بارداری؟ باز هم من شکمم را دوست دارم‌. خرجش کردم! کلی جوجه کباب و چلوکباب توش ریختم تا اینقدری شده، چرا باید آبش کنم.

برای من مهم نیست از مادرم گرفته تا جامعه چطور قضاوتم می‌کنند. من هنوز با خودم همان طور که الان هستم از زندگی لذت می‌برم و هیچ نیازی نمی‌بینم به خاطر هیچ‌کس خودم را مطابق سلیقه او تغییر دهم. اگر می‌خواستم این همه نقش بازی کنم و این همه چهره و ظاهرم را تغییر دهم خب بازیگر می‌شدم. حالِ من، همین لحظه با همین چیزی که الان هستم خوب است.

حال دلتون رو به دهن بقیه وصل نکنید! خدا هیچ کس رو زشت نیافریده. باز هم میگم: خودتون باشید، مگه خودتون چشه.

تغییرلباسبازیگرعمل زیبایی
۵
۱
مهنوش مُهری
مهنوش مُهری
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید