
اغلب وقتی از منشأ وجود میپرسیم، پاسخها به سوی چیزی بیرون از جهان مشاهدهپذیر میروند: علتی فرازمانی، فرامکانی و تغییرناپذیر.
اما پرسش اساسیتر این است: آیا چنین ارجاعی اصلاً میتواند «توضیح» باشد؟
در این یادداشت، بدون ورود به الهیات یا علم تجربی، فقط از منظر منطق توضیح فکر میکنم.
میتوان بهصورت روشی (نه اعتقادی) میان دو قلمرو تمایز گذاشت:
قلمرو مشاهدهپذیر
جهانی که در آن تغییر، زمان، مکان، تمایز و رابطهی علّی معنا دارند.
قلمرو غیرمشاهدهپذیر
آنچه فرض میشود خارج از زمان، تغییر و تمایز است.
این تمایز، صرفاً ابزاری برای بررسی اعتبار توضیحهاست.
علیت همیشه با گذار همراه است: از علت به معلول، از پیش به پس.
اما گذار بدون نوعی ترتیب یا زمان معنا ندارد.
اگر چیزی کاملاً بیرون از زمان و تغییر باشد، دیگر نمیتوان گفت:
«در چه لحظهای اثر گذاشته»
یا «چگونه چیزی را موجب شده است»
در اینجا، مشکل نادانی ما نیست؛ خود مفهوم علیت از کار میافتد.
اگر بخواهیم دقیق باشیم، تنها دو امکان باقی میماند:
یا منشأ وجود درون همین جهان است
در این صورت، زنجیرههای درونیِ تغییر و ساختار کافیاند؛ حتی اگر آغاز مطلقی در کار نباشد.
یا منشأ وجود بیرون از جهان است
که در این حالت، دیگر نمیتوان دربارهی «چگونگی» آن سخن گفت؛ چون زبان توضیح از دسترس خارج شده است.
شاید مهمترین نتیجه این باشد که:
هرجا توضیح فرو میریزد، افزودن فرضهای بیشتر ما را به فهم نزدیکتر نمیکند.
گاهی خویشتنداری مفهومی عقلانیتر از بلندپروازی توضیحی است.
#فلسفه #هستی_شناسی #علیت #فلسفه_علم #تفکر_انتقادی #متافیزیک #معنای_توضیح #فلسفه_تحلیلی #اندیشه #جهان_و_وجود