ویرگول
ورودثبت نام
Mohsen Safarelahi
Mohsen Safarelahihttps://raze-ashekar.blogspot.com/p/all-my-links.html
Mohsen Safarelahi
Mohsen Safarelahi
خواندن ۲ دقیقه·۷ ساعت پیش

حکومت دینی و گرایش ساختاری به تمرکز قدرت

تصویر سیاه و سفید به سبک حکاکی کلاسیک، رهبر مذهبی بر تخت در مقابل مسجد بزرگ، روحانیون در یک سو و مردم معترض در سوی دیگر، نماد تمرکز قدرت در حکومت دینی
تصویر سیاه و سفید به سبک حکاکی کلاسیک، رهبر مذهبی بر تخت در مقابل مسجد بزرگ، روحانیون در یک سو و مردم معترض در سوی دیگر، نماد تمرکز قدرت در حکومت دینی

تحلیلی مفهومی از Theocracy تا Authoritarian Drift

در این نوشته، هدف نقد دین نیست؛
هدف تحلیل ساختاری «حکومت دینیِ فاقد مهار نهادی» است.

تز اصلی این مقاله چنین است:

هرگاه مشروعیت سیاسی قدسی شود، تفسیر آن انحصاری گردد و سازوکارهای مهار قدرت ضعیف باشند، حکومت دینی به‌صورت ساختاری به تمرکز قدرت، سرکوب و شکل‌های مختلف اقتدارگرایی میل می‌کند.


۱. تعریف مفاهیم پایه

فارسیEnglishتعریفحکومت دینیTheocracyنظامی که مشروعیت خود را از دین می‌گیردخودکامگیAutocracyتمرکز قدرت در یک فردتک‌سالاریMonocracyساختار تک‌حاکمی در رأساستبدادDespotismاعمال قدرت بدون مهاراشراف‌سالاریAristocracyحکومت طبقه ممتازالیگارشیOligarchyحکومت اقلیت محدودثروت‌سالاریPlutocracyحکومت ثروتمندانغارت‌سالاریKleptocracyحکومت مبتنی بر تصرف منابعنالایق‌سالاریKakistocracyحکومت نالایقانتمامیت‌خواهیTotalitarianismکنترل کامل جامعهفاشیسمFascismملی‌گرایی اقتدارگرای بسیج‌محور


۲. وحدت امر الهی و تمرکز قدرت

در الهیات توحیدی، امر خدا واحد است.
اما پرسش اینجاست:

چه کسی تفسیر معتبر آن را تعیین می‌کند؟

اگر:

  • تفسیر انحصاری شود،

  • رهبر مصون از نقد باشد،

  • گردش قدرت بسته شود،

نتیجه می‌تواند به:

Autocracy (خودکامگی)
و حتی Monocracy (تک‌سالاری) بینجامد.


۳. شکل‌گیری طبقه ممتاز قدسی

وقتی حاکمان خود را «منتخب خدا» بدانند:

  • مشروعیت از مردم نمی‌آید.

  • منزلت ذاتی برای خود قائل می‌شوند.

  • فاصله اجتماعی با جامعه شکل می‌گیرد.

این وضعیت به:

Aristocracy (اشراف‌سالاری قدسی)
و در سطح نهادی به
Oligarchy (الیگارشی روحانی) شباهت پیدا می‌کند.


۴. پیامدهای اقتصادی

در برخی حکومت‌های دینی اقتدارگرا، الگوی زیر مشاهده می‌شود:

نخبگانمردمدسترسی انحصاری به منابعمحدودیت اقتصادیشبکه‌های امتیازیرقابت نابرابرمصونیت قضایینظارت و فشار

این الگو بیشتر به:

  • Crony Capitalism (سرمایه‌داری رفاقتی)

  • و در موارد شدید به Kleptocracy (غارت‌سالاری)

نزدیک است.


۵. بحران مشروعیت و امنیتی‌شدن

با گذر زمان:

  • سرمایه معنوی دین فرسوده می‌شود.

  • نارضایتی افزایش می‌یابد.

  • مشروعیت قدسی تضعیف می‌شود.

در چنین شرایطی حکومت ممکن است به:

  • Authoritarianism (اقتدارگرایی)

  • اتکا به ابزار امنیتی

  • و حتی Militarized Governance

روی آورد.


۶. سرکوب و خفقان

وقتی:

  • کلام رسمی «کلام خدا» تلقی شود،

  • نقد به‌عنوان انحراف یا ارتداد شناخته شود،

جامعه با:

  • Suppression (سرکوب)

  • محدودیت آزادی بیان

  • قطبی‌سازی شدید

روبرو می‌شود.


۷. قطبی‌سازی و حذف اعتدال

در این ساختار:

  • سیاست به نبرد خیر و شر تبدیل می‌شود.

  • مخالف، دشمن خدا تلقی می‌گردد.

  • فضای میانه‌رو از بین می‌رود.

این وضعیت به نوعی Moralized Polarization می‌انجامد.


۸. آیا این روند اجتناب‌ناپذیر است؟

خیر.

اگر حکومت دینی:

  • تفکیک قوا داشته باشد،

  • پاسخگو باشد،

  • تکثر تفسیری را بپذیرد،

  • گردش نخبگان باز باشد،

گرایش به تمرکز قدرت مهار می‌شود.

مشکل در «دین» نیست؛
مشکل در قدسی‌سازی قدرت بدون مهار نهادی است.


جمع‌بندی نهایی

حکومت دینی در شرایط خاص می‌تواند به اشکال مختلف تمرکز قدرت میل کند:

Autocracy
Monocracy
Aristocracy
Oligarchy
Despotism
Kleptocracy
Authoritarianism

اما این نتیجه از «دینی بودن» به‌تنهایی ناشی نمی‌شود،
بلکه از ترکیب سه عنصر حاصل می‌شود:

قدسی‌سازی مشروعیت
انحصار تفسیر
ضعف مهار نهادی

اقتدارگراییحکومت دینیاقتصاد سیاسی
۴
۰
Mohsen Safarelahi
Mohsen Safarelahi
https://raze-ashekar.blogspot.com/p/all-my-links.html
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید