مدیریت محصول چیست یا کی باید چی‌کار کنه؟

مدیریت محصول، مجموعه‌ای از عملیات به‌هم پیوسته‌ست که در تمام طول حیات چرخه محصول وظیفه هدایت اون‌رو به عهده داره.

شاید این تعرف یک تعریف کلیشه‌ای، شاید کافی، شاید لازم و حتی مناسب باشه اما این همه وظایف مدیر محصول رو مشخص نمی‌کنه.

مدیر محصول از مراحل اولیه شکل‌گیری ایده، پیاده‌سازی جایگاه محصول در بازار، قیمت‌گذاری، بررسی رقبا و باقی کارها باید نظر مشتریان و خواست اون‌ها رو تو اولویت قرار بده. دلیلش هم کاملا روشن‌ه. چون محصول برای «مشتری» تولید می‌شه و اگه خواست مشتری تو این فرایند لحاظ نشده باشه عملا تمام زحماتی که برای تولید اون محصول کشیده شده به هدر رفته.

راستش هیچ روش مدون و مشخصی برای اعمال اصول مدیریت محصول به صورت کلیشه‌ای و مثلا یک تا صد وجود نداره. هر محصول یک موجود زنده‌ست که شرایط رشد، بقا و نگهداری خودش رو داره. اما اینکه بدونیم چه روش‌ها و درس‌آموخته‌هایی برای مدیریت محصول وجود داره، می‌تونه دید خوبی، به مدیران محصولی بده که یا به تازگی خودشون رو با این چالش سرگرم کردند یا اینکه دوست دارن که درگیر این کار هیجان‌انگیز و در عین حال سخت بشن.

شاید علاقمند باشید مطلب مدیر محصول خوب، مدیر محصول بد رو هم از من بخونید.

تصویر زیر کلیشه‌ای‌ترین، کامل‌ترین و در عین حال معروف‌ترین دیاگرامی هست که جایگاه مدیریت محصول رو تو بخش‌های مختلف سازمان نشون می‌ده.

کلیشه‌ای ترین و در عین حال معروف‌ترین دیاگرام جایگاه مدیریت محصول
کلیشه‌ای ترین و در عین حال معروف‌ترین دیاگرام جایگاه مدیریت محصول

موقعیت شغلی‌ای که در محل تلاقی «#تجربه_کاربری»، «#توسعه_محصول» و «#کسب‌وکار» قرار داره و همین خودش گویای سخت بودن و مهم بودن این جایگاه تو فرآیند تولید یک محصول خوب‌ه.

اما یک #مدیر_محصول چطور می‌تونه تو این تلاقی وظایف کار کنه و چطوری می‌تونه تو مواجه شدن با هر موقعیت کاری کنار خودش، رفتار مناسبی از خودش نشون بده بخشی از مواردی هست که تو این متن در موردش می‌نویسم.

نقش یک #مدیرمحصول موفق در مقام ارتباط با کسب‌و کار، کمک کردن به مدیران ارشد بیزینس برای شناسایی و مشخص کردن اهداف کسب‌و کار و تطابق اون با اهداف محصول هست. شکافی که عمدتا به دلیل نبودن یک زبان مشترک از طرف مدیران شرکت و تیم توسعه محصول تو بیان خواسته‌ها و نیازمندی‌هاشون از قدیم وجود داشته و هنوز هم با اینکه کمتر شده اما هست.

تو جایگاه ارتباطی مدیر محصول با تیم تجربه کاربری، وظیفه مدیر محصول اینکه کمک کنه با دریافت بازخوردهای مشتریان و تطابق اون‌ها با اهداف کسب‌و کار، تیم تجربه کاربری رو به نحوی هدایت کنه که طراحی محصول رو به شکل مناسبی برای کاربر نهایی آماده کنند که اون کاربر بهترین احساس و لذت تجربه استفاده از محصول نهایی رو داشته باشه. کاربر نهایی وقتی با یه محصول ارتباط مناسبی برقرار کنه و ازش لذت ببره {در عین حالی که داره نیازهاش رو با محصول یا سرویس شما برطرف می‌کنه} می‌تونه بهترین معرف و تبلیغ‌کننده برای شما باشه.

در آخر کار، این مدیر محصول هست که تمام نیازمندی‌های مشتری‌ و مدیران سازمان رو گرفته، به بهترین حالت ممکن اون‌ها رو در اختیار تیم طراحی تجربه کاربری قرار داده، و همه اون‌ها رو با زبون قابل فهم در اختیار تیم توسعه محصول قرار می‌ده. از اینجا به بعد توانایی‌هایی مثل رهبری، شناخت بازار، روابط عمومی، ارتباط با مشتری و مهارت‌های نرم دیگه‌ای که تو مطالب بعدی در موردش می‌نویسم به کار میاد تا در نهایت و با تلاش همه اعضای تیم، محصولی موفق و متمایز از بقیه محصول‌ها وارد بازار بشه.

راستی این متن، اولین متنی بود که به صورت محاوره‌ای نوشتم. خوشحال می‌شم نظرتون رو بهم بگید که اینطوری ادامه بدم یا همون رسمی ^_^

و نکته آخر اینکه می‌تونید کانال تلگرام من رو هم دنبال کنید. به تازگی فعالیت‌ش رو شروع کرده و هدفم علاوه بر انتشار خلاصه‌ای از مطالب نوشتاری‌م، انتشار اخبار و مطالبی هست که تو این حوزه ممکنه براتون مفید باشه.

لینک اصل این نوشته در وب سایت من