
از شگفتیهای مملکت اینکه بعضی آدمهایش بهساز برقصْ و بعضی وقایعاش ساز بگیرند: یعنی عدهای با توجه به مسیر باد میرقصند و در عین حال وقایعی من باب صلاح «ساز» میگیرند. نمونهاش همین حاج آقا جیمزاده که از اهالی بنام زنجان بود.
حاج آقا جیمزاده بساز بفروشی بود که دستی در واردات شکر نیز داشت و از قضا یکی از بزرگان حسینیه اعظم زنجان نیز شده بود. از آنهایی بود که انگشترهای عقیق را مثل مدال افتخار روی انگشتهایش چیده و تسبیح را چون سیم خاردار دورشان میپیچید و یک فرورفتگی عجیب نیز وسط پیشانیاش افتاده بود (جل الخالق). خلاصه ایشان از هر جای زنجان که رد میشد دویست سیصد تا سلامبده و چاکرمحاجیگو داشت.
وقتی در زنجان زمزمهای افتاد که حاج آقا جیمزاده سرکردهٔ مافیای شکر مملکت بوده و قیمتهای بازار را لبهای تر ایشان تعیین میکرده، خیلی زود خبر آمد که خیر، اصلاً از این خبرها نیست و برای حاج آقا جیمزاده پرونده«سازی» کردهاند.
یا مثلاً خانم سین. ایشان رئیس شعبهٔ مرکزی بانک فلان بود و وقتی کاشف به عمل آمد صدها میلیارد تومان وام برای دوست و آشنا رد کرده، خبر آوردند که نه خیر؛ رقمها به ریال بوده و مقدار زیادی بزرگ«سازی» رخ داده فلذا جرم ایشان پیش از مجازات نیازمند کوچک«سازی» است.
البته این سازیبازیها ید طولایی در مملکت داشته و حمدالله مسئولین همهروزه انواع جدیدش را روانه بازار میکنند تا گناه آقایان سازمند و کِیف ایشان همیشه کوک باشد. مثلاً در همین چند روز اخیر منت بر سر رعیت گذاشته و عبارت خوشسازی پروراندهاند تحت عنوان کشته«سازی»: که از حق نگذریم واقعاً آدم را با شرایط سازگار میکند. شخصاً اندکی نگران کشته شدن هموطنانم بودم تا اینکه نوای سازدارِ این کلمه به گوشم رسید و فهمیدم خوشبختانه هموطنانم را نکشتهاند، صرفاً آنها را کشته ساختهاند.
از این سازها که بگذریم، اوضاع مملکت جوری شده که قبل از اعتراض به هر امری باید مطمئن شوی پسوندسازی شده است یا خیر. دلار چند قیمتی است یا ترجیحیسازی شده؟ قیمتها سرسامآورند یا اقلام ضروری گرانسازی شدهاند؟ اینترنت را قطع کردهاند یا مثلاً ایمنسازی شده؟
کار به جایی رسیده که اگر رعیتی که با ما باشیم قرار باشد یقهٔ مسئولی را بگیرد باید یقین پیدا کند یقهٔ ایشان واقعی است و خدایی ناکرده برایش یقهسازی نکرده باشند...

