
یکی از ارکان نگارش و ویرایش محتوای وب که به آن کملطفی شده، چینش محتواست.
«چینش» در محتوا ترتیبِ بیانِ افکار و نمایشِ ایدهها را مشخص میکند.
مثلاً چینش مقاله میتواند چنین باشد: بیانِ عقیده > ارائهٔ شواهد > جمعبندی.
مقالهای دیگر ممکن است این چیدمان را داشته باشد: پیشزمینه و یادآوری > تحولات اخیر > پیشبینی تحولات پیش رو.
چیدمانی که در مثال اول آمده را با این تیتر تصور کنید: «چرا نباید ناشتا شکر بخوریم؟».
در این مقالهٔ فرضی، نویسنده ابتدا عقیده را مطرح میکند (نباید ناشتا شکر بخوریم)، سپس شواهدی برای تصدیق عقیده ارائه میکند (مثلاً ناشتا شکر خوردن سطح انرژی را کاهش میدهد)؛ و در نهایت با کنار هم قرار دادن شواهد و عقاید نتیجهای مطلوب با تیتر میگیرد (مثلاً اگر میخواهید سطح انرژیتان در طول روز بالا بماند، باید مصرف شکر در صبحانه را به حداقل برسانید).
برای چیدمان دوم در مثالهای بالا این تیتر را تصور کنید: «اظهارات جناب وزیر درباره رفع کمبود آب تا پایان مهر تکذیب شد».
همانطور که از تیتر پیداست، نویسنده ابتدا باید مشخص کند کدام اظهارات جناب وزیر تکذیب شده (مرحله یادآوری)؛ بعد باید به چگونگی و چراییِ تکذیب شدن آن ادعاها بپردازد (تحولات اخیر)؛ و در نهایت چشماندازی از آیندهٔ خبر ارائه دهد، مثلاً اینکه چه تدابیری برای کمبود انرژی اندیشیده خواهد شد (پیشبینی تحولات آتی).
محتوا بر اساس نوع، هدف و مخاطبش میتواند چینشهای متنوعی داشته باشد و بررسیِ چیدمانها هدف این یادداشت نیست.
چیدمان و چینش محتوا یکی از ارکان اصلی نگارش و ویرایش مقالات در وب است که معمولاً به آن بیتوجهی میشود. هدف یادداشت فعلی اشاره به اهمیت این مرحله و تأثیرش بر خوانندهٔ محتواست.
به خاطر داشته باشید:
۱. چینش ترتیبِ گزارهها در محتوا را مشخص میکند: اینکه بدانیم «چه چیزی» را «کجای مقاله» مطرح کنیم به چیدمانی که مد نظرمان است بستگی دارد.
۲. چینش محتوا روی تجربهٔ کاربر تأثیر بسزایی دارد: بعد از اینکه تیتر توانست توجه کاربر را جلب کند، این چینش مقاله است که او را به ماندن و مطالعه کردن تشویق خواهد کرد.
۳. چینشهای هرمی به ندرت موفق میشوند: چیدمان هرمی به نوعی از نگارش میگویند که با اطلاعات کماهمیت و کلیات آغاز شده و کمکم کاربر را وارد جزئیات میکند. از آنجایی که این ساختار وقت بیشتری از خواننده میگیرد و به توجه بیشتری نیاز دارد، مناسب مطالب وب نیست. جایگزینِ بهتر «هرم وارونه» است و همانطور که از اسمش پیداست نقطهٔ مقابلِ ساختار هرمی است؛ با مهمترین نکته شروع میشود و به سمت کلیات میرود.
در یادداشتهای آینده به انواع چینش محتوایی خواهم پرداخت و بهترین نمونهها را معرفی خواهم کرد. اگر این مقاله برایتان مفید بود، میتوانید یادداشتهای دیگر من درباره محتوانویسی را در این فهرست مطالعه کنید.