ویرگول
ورودثبت نام
طاقـ
طاقـ🕯
طاقـ
طاقـ
خواندن ۵ دقیقه·۱۱ روز پیش

توهین به «عصر حجر»

ادّعا مفهومی بسیار مهم، اساسی و موثر در رابطه با تفاوت‌های فرضی انسان با دیگر حیوانات و حتی با خودش در دوره‌های مختلف است. اما خوشبختانه همیشه می‌توان نشانه‌هایی بر خلاف ادعاها ارائه داد. چرا «خوشبختانه»؟ چون ادّعا، وقتی پشتوانه‌ای در دنیای واقعیت نداشته باشد دروغ است و زیستن با دروغ، همان زیستن با ذلت و پستی است. اگر گُراز ادعای پادشاهی بر دشت داشته باشد و دیگر حیوانات این ادعا را بپذیرند، این پادشاه در صورت مواجهه با پلنگی غریب، در برابر رعایای خویش چه احساسی خواهد داشت؟

نقاشی روی دیواره‌ها به انسان این امکان را داد که درباره‌ی غرایز خود با هم‌نوعان خود ارتباط تازه‌تر و عمیق‌تری برقرار کند. همین نقاشی‌ها گام‌ نخستِ امر بسیار بزرگ‌تری به نام «خط» و سپس توسعه‌ی زبان شد. هر چه دایره‌ی واژگانی که انسان خلق کرد گسترده‌تر شد، جهان ذهنی او نیز رشد کرد. به حدی که از خودش فراتر رفت و این موضوع نام «خیال» گرفت. از آن پس بود که خیال تبدیل به انگیزه و معنا، و رفته‌رفته تبدیل به همه چیز انسان شد. اکنون هزاران سال است که انسان در خیال زیست می‌کند و واقعیت را ابزارِ آن کرده و در زیر سایه‌ی آن تفسیر می‌کند. با این مقدمه، به کوتاهی، کیفیت چیزی که انسان آن را «پیشرفت» می‌نامد ارزیابی می‌کنم.

امروزه برای انسان‌ها این یک امر بدیهی‌ست که گونه‌ی ما با گونه‌های دیگرِ حیات، تفاوتِ زمین تا آسمان دارد. این امر که بیشتر به نظریه‌ای دینی و الهی شبیه است، حتی در سرسخت‌ترین علم‌باوران نیز دیده می‌شود. اما آیا به راستی چنین شکاف گسترده‌ای هست‌؟

ما بر سیاره‌ای که محل تردد موجودات دیگر سیارات نیست زندگی می‌کنیم؛ در جهانی بسیار محدود. ما «قاضیِ» یکتای این سیاره هستیم. بین میلیون‌ها و میلیاردها جاندار، فقط ماییم که حرف می‌زنیم و نظر می‌دهیم، بدون هیچ رقیب و رفیقی. کسی نیست که گونه‌ی جانوری ما را قضاوت کند. معلوم است که یک قاضی را تنها، قاضی دیگر می‌تواند قضاوت کند. فی‌الحال، می‌دانیم که قاضی دیگری نیست؛ نه بر زمین، نه از آسمان‌.

انسان به زعم خود و به قضاوت خود، کارهای بسیار بزرگی کرده است؛ اکتشافات و اختراعات پُرشمار(بماند که همین‌ها را نیز انسان‌های نخبه و نابغه انجام داده‌اند). آهن را کشف کردیم و آن را روی آب و هوا غوطه‌ور کردیم.

امّا با تمام کارهای بزرگ و با تمام بزرگیِ کارها، تمام تلاش‌های انسان مستمراً به جریانی بسیار عظیم‌تر و قدرتمندتر پیوسته است؛ به «رودخانه‌ی جاودان غریزه». ما، با آهن تفنگ ساخته‌ایم! هواپیمای جنگنده ساخته‌ایم! بمب ساخته‌ایم! ناو ساخته‌ایم! برای جــــــــنگ! برای موضوعی که در آن هیچ تفاوتی با سوسک‌های سرگین غلتان نداریم. جوک تلخ این‌که دقیقاً آنان که غریزی‌تر هستند ادعای بیشتری دارند.

اینترنت خلق کرده‌ایم؛ ارتباطی که در ثانیه، با هر نقطه‌ای از زمین برقرار می‌شود. که علم و آگاهی‌مان زیاد شود. ماهواره ساخته‌ایم. زمین را از هوا می‌بینیم و بررسی می‌کنیم. از همین‌ها برای انتشار دروغ استفاده می‌کنیم! برای جاسوسی. و همه‌ی این‌ها باز هم در خدمت همان جــــــــنگ! جنگ برای قدرت. جنگ برای قلمرو. جنگ برای ریاست. در این میان، مفهوم «جمعیت» ما را فریفته است. این گلّه آنچنان بزرگ است که دیگر تحمل نامِ گلّه را ندارد. با نام‌های دیگر خودش را سرگرم می‌کند وگرنه که رفتارها تماماً غریزی و گلّه‌ای‌ست!

اگر در حقیقت، این‌ها پیشرفت بود، باید زمین را جای امن‌تر و زیباتری برای حیات جانداران از جمله انسان می‌دیدیم. چماق را به تیربار تبدیل کردیم و این تبدیل و تغییر را پیشرفت تعبیر کرده و این به اصطلاح پیــــــــــــــــشرفت را مانند چماق بر سر اجداد خویش کوفتیم و آنان را بدوی خواندیم. اجدادی که جوانمردانه و تن به تن، با چماق و نیزه و بدون این‌که ادّعا کنند اهلی‌اند با هم می‌جنگیدند. بدون این‌که کت و شلوار بپوشند و لفظ قلم حرف بزنند. بدون این‌که در اینترنت یکدیگر را تهدید کنند!

یک کت و شلوار پوشِ پُر ادّعا، یکی از کهن‌ترین تمدن‌های انسان را تهدید به بازگرداندن به «عصر حجر» می‌کند! این تهدید با این جمله‌بندی، با آن هیبت و توسط این همه ابزار مدرن از جمله دوربین و میکروفون و سلاح‌های گران‌قیمت و عجیب و غریب، از های و هوی و عربده‌ی یک عصر حجری عقب‌مانده‌تر است! زیرا در لباسِ «ادّعای تفاوت» پیچیده شده است اما برای چشمان بینا، زیر این لباس پر زرق و برق خبری از چیز تازه و متفاوت نیست.

آیا تمسخر کسانی که به هر دلیل به اینترنت-این نیازِ مصنوعی- دسترسی ندارند، و به بازی گرفتن احترام و شخصیت آنان با یک بازیِ نمادینِ آفلاین با ظاهر یک دایناسور، یک رفتار پیشرفته است؟ مگر نه این‌که همین شرکت‌های اینترنتی با استفاده از ماهواره‌ها و امکانات بسیار وسیع و گران و پیشرفته‌ی خود، ابتدایی‌ترین غرایز را حمایت می‌کنند؟! تفاوت فعالیت این شرکت‌ها برای انجام و گسترش جنگ و قدرت‌نمایی و نمایش اقتدار، با داد و بیداد کردن و چوب و چماق نشان دادن یک انسان نخستینِ عصر حجری دقیقاً کجاست؟! این اوج پیشرفت انسان بود؟ همین موجود است که تلاش دارد به دیگر سیارات برود؟ با همین کیفیت؟ بدا به حال کهکشان اگر پای انسان به بیرون از زمین باز شود؛ موجودی که سه چهار هزار سال است وارد خیالات شده و دیگر هرگز نتوانسته از آن نشئگی خارج شود. این هیولای پوشالی که در وادی بی حد و مرز خیال، طی هزاران سال شکل گرفته است، با پوسته‌ی آهنین «ادّعا»، تنها سوغاتی که می‌تواند از زمین ببرد همین «ادّعا»ست.

و در پایان یک پرسش:

با بودجه‌ی نظامی یک سالِ جهان چه‌ها می‌توان کرد؟

م.ق | ۲۴ اردیبهشت ۰۵

□ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌

می‌فرماید: جمع کن کاسه کوزه‌تو!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌□

□ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌

پ‌ن:

یک/ از سیستم سیاسی خاصی حمایت و به سیستم سیاسی خاصی حمله نکردم.

دو/ من بی‌سوادم و این متن تخلیه‌ی مکتوبِ خشمه

سه/ خلاصه و سریع نوشتم و جمع این‌ها با بی‌سوادی، نتیجه‌ش بهتر از این نمی‌شه ولی دلم می‌خواد بنویسم. علما و دانشمندان تحمل کنن لطفاً

چهار/ حواسم هست 👁🫵🏻

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌□

انسانادعاپیشرفت
۱۷
۲
طاقـ
طاقـ
🕯
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید