ایرانی، ایرانی نخر ...

به عنوان یک ایرانی به این فکر هستم (سال‌هاست) که جنس ایرانی بخرم و جالب اینجاست که بر عکس خیلی وقت‌ها که حرف می‌زنیم و عمل نمی‌کنیم اینبار عمل هم کرده‌ام (حداقل در اجناس مشخص مثل تلفن‌همراه و کفش و ...)

هویت ملی، عرق ملی (که واژه عربی است و وارد پارسی شده) و ... همه موجب می‌شود که ما تلاش کنیم که ایرانی بودن را تقویت کنیم، خیلی‌ها خرده می‌گیرند به چه قیمتی، اما من می‌گویم برای بدست آوردن باید از دست داد به قیمت به‌ دست آوردن، اگر قرار است امروز جنس کره‌ای (همین تلفن‌های برند سامسونگ و ...)‌ حرفی برای گفتن داشته باشد روزگاری مردم این کشور دست به دست هم دادند و از محصولات هر چند کم کیفیت‌تر نسبت به نمونه‌های دیگر (اما محصول کشور خود) حمایت کرده‌اند.

ایرانی، ایرانی نخر
ایرانی، ایرانی نخر

اما باید بگویم یک پله بالاتر از تولید ملی و حمایت از آن (که من این‌ کار را انجام می‌دهم) تولید تفکر ملی است، تفکری که هر کس در آن وظیفه‌ای دارد، من تولید کننده نقشم، تلاش برای بهتر شدن کالاها است و استفاده از فرصتی که مصرف کننده به من داده، روزهایی که دارای چنین فرصتی هستم را باید قدردان باشم و پر تلاش تا به موفقیت نزدیک شوم.

من دولت اگر قصد حمایت دارم برنامه ریزی مشخص داشته باشم و کسی را حمایت کنم، کسی باشد که شاخص‌های مد نظر من برای برنامه بلند مدت را داراست و یا در تلاش است که به این شاخص‌ها دست پیدا کند.

و من مصرف کننده باید فرصت دهم به جوان کشورم، به تولید کننده ملی‌ام و به دولتم تا بتوانیم تولید خوب ملی داشته باشیم و به آن افتخار کنیم.

حمایت از تولید ملی
حمایت از تولید ملی

اما ...

گفتم ایرانی ایرانی نخر چرا؟ هر چیزی زمانی دارد، به نظرم من که نه، به نظر زندگی، چشم بر هم زدنی موجب ایجاد فرصتی جدید و از بین فرصت قبلی است، پس اگر هر کدام از نقش‌هایی که گفتم را درست بازی نکنیم، بهتر است بگویم ایرانی، ایرانی نخر چرا که اگر سمت و سوی حمایت دولت زاویه دار شود، تولید کننده ملی حواسش به اعتماد مردم نباشد و مردم در حمایت کم بیاورند، برای حفظ زندگی، بهتر است بگوییم ایرانی ایرانی نخر ...

تصمیم با ماست، با همه ما (دولت، تولید‌کننده، مصرف‌کننده)، که وقتی جنسی دیدیم با برند ایرانی و آرمی دیدیم حک شده بر اجناس، با عنوان "ساخت ایران" به آن افتخار کنیم یا با عزمی جزم بگوییم نه ...