کوله پشتی ۹۷

سلام!

باز من، باز سیم آخر و آتشفشان عصیانی حاصل از تلنبار عمری درون ریز هایم!
باز تو، تو که دست از سرم بر نمیداری! دیگر غم نیست این حال و هوایت که چندی یک بار سراغم میگیرد، فرو خورده بغضی-ست که عادت نمی شود نگه داشتنش!

امسال با همه ی پستی و بلندی هاش تموم شد امیدوارم برای آشنایان، همکاران و دوستان سال های پر بار و پر خیر و برکتی باشه. کوله پشتی-ای که برای ۹۷ پی می گیرید مطمئنا باید از تجربیات ۹۶ پر باشه.
سال ۹۶ برای من سالی بود که تونستم یکم به رشد اجتماعی برسم، دیدم رو به زندگی عوض کنم، تونستم هدف هایی برای خودم متصور بشم و همچنین توی محیط کار تونستم در کنار همکارانم و البت دوستانم رشد کنم.

امسال یاد گرفتم خیلی چیزایی که قبلا برام باورش سخت بود رو راحت تر باهاش کنار بیام. مثلا یادمه کنکور کارشناسی-م رو (در حالی که کلا یه آدم استرسی هستم و کف دستام سر جلسه یخ زده بود!) رتبه ای که آوردم نتوستم رشته ای که دوست داشتم قبول بشم ولی توی همون محیط دانشگاه فهمیدم اینقدری هم مهم نبود! چون این تیپ مشکلا رو میشه درستش کرد. یا مثلا فلان کاری که کلی براش دل تنگ شدم بعد ها فهمیدم که هیچ ارزشی نداشت یا حتی سنگین تر از همه اینا فکر به دلبر بود که بعد از یه سال فهمیدم تو این اتفاق هایی که ازشون بت میسازیم خیلی هم خبری نیست و تهش یه نفس عمیق میکشی، چشماتو می بندی و به اون اتفاق ها که فکر میکنی به خودت میگی: «کجای این جهان گیر کردی حاجی؟ دو تا پر نارنجی بزن رها کن این حرفا رو ... »

تو سال های قبل یاد گرفتم دوستای خوب میتونن مسیر زندگیت رو عوض کنن. من آدمی بودم که به مادیات خیلی فکر میکردم ولی مسیر زندگیم جوری شد که فهمیدم چیزهای معنوی با ارزش تری هم هست مثلا کمک به هم نوع یه حس خوبی به آدم میده که میتونی اون حس رو جلو زیپ کوله پشتی-تون آویزون کنید! اینم بگم یه جاهایی دوباره پام میلغزه و تو دلم میگم تا پول نباشه هیچی نداری همه چیز پول-ه ولی خب دوباره خودمو میخورم و سریع دورش میکنم!

توی کوله پشتی ۹۷ ام هنوز همون رویاهای دبیرستانم توش هست که خیلی هم دور از ذهنه ولی خب کار نشد نداره و امیدوارم در راستای همون اهداف تلاش کنم. به شمام توصیه میکنم کوله پشتی تون رو از رویاتون خالی نذارید چون پشیمون میشید، رویا رو بسازید اگه هم بهش نرسیدید همین که توی مسیرش تلاشتون رو کردید خودش کلی ارزش داره.سعی کنید توی زندگیتون همیشه برای به دست آوردن ها بجنگید...
سال ۹۶ سالی بود که کلا ورزشم رو کنار گذاشتم امیدوارم سال ۹۷ دوباره ورزشم رو شروع کنم و برای اون دوری از ورزش خیلی چیزا رو از دست دادم، یکیش همون روحیه مبارزه و جنگیدنم که برا خیلی از کارهام رمقی نداشتم دی: ورزش آدما رو مبارز بار میاره تا توی کم و کاستی ها پاشون نلرزه و دل تنگی هاشون رو سر دمبل و وزنه های سنگین خالی کنن. یادش بخیر سال ۹۳ وقتی اسمم رو روی سکوی مسابقات استان خوندن که قهرمان شدی اینقدر خوشحال بودم که از وصفش ناتوانم ولی الان اون لحظه ها هم یه خاطره ازش مونده و یه درس بزرگی که به هیچ چیزی دل نبندی پسر! فقط بدی اون لحظه ها اینه که نمیدونی یا نمیفهمی این روزایی که داری اینجوری میگذرونیشون، روزهای خوبت-ه یا روزهای بد.
تو کوله پشتی-ت همه چی بذار یکم سنگین میشه ولی شاید تو مسیر سال نو به کار-ت بیاد!

اتفاق های زندگی با همه ی پستی ها و بلندی هاش میگذره ولی تجربه هاش رو بریز تو کوله پشتی-ت و به مسیرت ادامه بده!
ツ  این شکوفه های زیبا برای شماست، برش دارید و گرنه اینجا بیات میشه
ツ این شکوفه های زیبا برای شماست، برش دارید و گرنه اینجا بیات میشه


بهار که میرسد زورم دیگر نمی رسد به مهار-ت، فغانت قد راست می کند میان سر شلوغی های شهر، قعر...، غرق میشوم در قعر-ه تاریک ماجرای نبودنت. همتی کن دستی بالا بزن که باز امشب نفس در گرمگاه سینه حبس است، امشب همه های و هوی-م، نترس از من، این معرکه که ساخته ام با لبخندی از تو غائله میگرد، بیا عتابم کن، فریاد شو روی سرم که این دیوانگی ها چیست ولی بنگر که هفت آسمان را دوختم بهم تا بیایی ...!

سال نو تون مبارک و سالی پر از oop براتون آرزو دارم!


- کلا دیالوگ هایی که می بینید یکم سنگینه قطع بر یقین بدونید از ذهن سینتکسی من تراوش نشده و نوشته های «آرش بابایی» هست.

خدا نگهدار