مونا رضایی·۳ روز پیشتابوتمیادم هست وقتی جوان بودم خیال میکردم مرگ پدیدهای است مربوط به بدن آدم. حالا میفهمم که، به قول ویلیام فاکنر، مرگ فقط یکی از احوال روحی آدم…
مونا رضایی·۱۴ روز پیشمردی در قالب پدرمامروز روز آفتابی و گرمیه و تقریباً تحمل خونه غیرممکنه. اینجا سیستم سرمایشی وجود نداره چون در سال سرجمع شاید ده روز هم هوا به سی درجه و بالا…
مونا رضایی·۸ ماه پیشزمان«زمان از ما تغذیه میکند ما غذای زمان هستیم.» زمان…تو در من جاری هستی یا من در تو؟تو دستت را زیر بیخ گلویم گذاشتهای و آهسته فشار میدهی تا…
مونا رضایی·۸ ماه پیشاولین کتابی که هدیه گرفتماگر بخوام از اولین خاطرات هدیه گرفتن کتاب و تجارب کتابخوان شدنم بگم… اولین کتابی که هدیه گرفتم رو دقیقا یادمه. پنج سالم بود، و ما اون موقع…
مونا رضایی·۹ ماه پیشاشتباه مقدس <<قسمت اول>>تازه رسیده بودیم و گفتیم یه گشت کوتاه شبانه در یکی از محلههای قدیمی روم بزنیم، بعد زود برگردیم که برای فردا صبح با انرژی بیشتری ادامه بدی…
مونا رضایی·۱ سال پیشفلامنکورقص کولیها، رقص اندوه است؛ اندوهی بهجامانده از قرنها آوارگی، فقر، محرومیت، حسرت و تبعیض.حرکات پر شور سر و دست، چرخش دامنها، کف کوبی و ک…
مونا رضایی·۱ سال پیشایکاش نویسنده دربارۀ این چیزها هم مینوشت...«از کتاب»چند روز پیش بازخوانی «از کتاب» را به پایان رساندم. در این چند روز مدام داشتم به این فکر میکردم ایکاش نویسنده در کتابی جدید یا فص…
مونا رضاییدرسفرنامهها·۱ سال پیشسیگار گرفتن از غریبههاشبِ روز دوم سفرمون بود. با دوستم و همسرش که ساکن مارسی بودن – و خیلی تصادفی درست همزمان با سفر ما، قرار بود از پاریس با پرواز مستقیم ایران…
مونا رضاییدردوستان متممی·۱ سال پیشروایت از زبان ظرف بلوری طرح چکمن در کارخانهی بلورسازی در مسکو به دنیا آمدم. استاد کارم با مهارت تمام خمیر داغ و گداخته شیشه را از کوره برداشت. اول با دمیدن و چرخاندن ق…
مونا رضاییدردوستان متممی·۱ سال پیشصدای سوپفکر کنم چهار-پنج ماهی میگذره از وقتی که این وبلاگ رو ساختم. اما به امان خدا ولش کردم. توی این مدت، همینطور داشته خاک میخورده. هر بار اوم…