ویرگول
ورودثبت نام
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

شاید خدا رفت

مهمانمان بود

آنقدر از دیگران بد گفتیم که خوبی هایمان رنگ باخت

ما خوب نبودیم

نیرنگ همراه همیشگی ما بود

-صورت ساختیمو -ظاهری اراسته -نمایش دادیم

شاید چون خدایی میکرد به رویمان نیاورد

کنارش نشستیم

گفتیم که از توییم و به تو برمیگردیم

با او گفتگو کردیم

از او کتاب ها نوشتیم

به نامش هرچه خواستیم،کردیم

ما بنده ی این دنیا بودیم و کافی نبود

خیال و ترس و خیلی چیزهای دیگر در هم آمیختیمو و

سروری کردیم

ما حتی به آن دنیا طمع کردیم

همینجا،

درست همین جا

جهنم ساختیم و

وعده ی جهنم دادیم

ما،چشم پدر و مادر خیلی را ،خون کردیم

و با همان خون ،لقمه های بزرگتری برای خانواده

تدارک دیدیم

راستش آره

ما بد بودیمو و پنهانش نمیکردیم

هرکس هم بویی می برد

بازی را عوض میکردیم

ما به خالی شدن جیبمان فکر نمیکردیم

محالات را برای - ناخودی ها -ممکن کردیم

ما اگر غممان هم بود

تحملش نمی کردیم

بازی را به شرط برد،شروع میکردیمو

اگر پیروزی به کاممان شیرین نیامد

کل بازی را خراب میکردیم

ما روی زمین خدایی میکردیم

از ظلم نمایشی و نقشه هایمان نگم

ما بدجووور شیطانی میکردیم

آنقدر خوب زندگی کردیم

که خوب زندگی کردن را،غیرقانونی کردیم

ظلمخداسیاستایران
۸
۰
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید