ویرگول
ورودثبت نام
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

مستقل شدن

نمیدانم باید چطور درموردت بنویسم ولی مینویسم حتی اگر واژه ها کج خلقی کنند

محبوب ترین و غریبانه ترین عبارت رویایی من

فکر میکنم آدمی نیاز دارد حداقل یکبار در موردت فکر کند

چرا این دوپای بیقرار می خواهد با تو باشد و اگر اینگونه نشد آخر چه کند - چه می شود؟

میپرسم از خود

از کی باید باز هم برایت تلاش کنم؟

-مستقل شدن - غریب روزهای من

هیچکس نمی داند برای رسیدن به تو چه  چیزها امتحان کرده ام

چه شب ها بیداری کشیدم تا فقط یک قدم به تو نزدیک تر شوم

همین من

اطرافم را جست و جو میکردم تا ادمی را آشنا با تو پیدا کنم

حیف که برای خیلی از ما غریب و عجیب بودی

من دوست داشتم باور کنم که تو هم به دنبال منی و منتظری فرصت هایم بالاخره مرا به تو برسانند

قبول دارم آنچنان که باید تلاش نکردم -قبول دارم-

میخواهم بهانه جویی ها را کنار بگذارم

در حالیکه میدانم میتوانند توجیه فوق العاده ای باشند ولی در آخر برای من باز هم بهانه اند

میخواهم فکر کنم برای رسیدن  به تو هر انچه داشتم را رو کردم ولی دروغ است

میتوانستم بهتر باشم واقعا می شد

از باب سرزنش نه

ولی می شد به خاطر تو کمی خودم را بیشتر می شناختم

وقتم را با افکار رسیدن به تو پر می کردم

حتی میشد بخاطر شیرینی وجودت -کمی فقط کمی ارام تر می بودم

من تعداد روزهایی که عصبی و بی حوصله بودم  برایم از هزارها گذشته و من

این من بی فکر

به امید اینکه شکمم همچنان سیر می شود تورا فراموش کرده بودم

ولی باز هم تو

گاه گاهی مثل یک نسیم افکارم را جان می دادی

حیف با بی اعتنایی تورا بیشتر از خود دور می کردم -حیف از من -.

 

راستش دوست داشتم تورا قاب کنم بزنم به دیوار اتاقم و

 از عینکم زیرچشمی هی تو را نگاه کنم و بگویم

هنوز به دنبال تو هستم

هنوز میخواهم همه ی وجودت مال من باشد

تو را با فونت دلخواهم طرح نوازی می کردم

دورت را کادر نمی کشیدم

نه

میخواهم مثل من رها باشی

حتی رنگت را انتخاب کردم

تو را سیاه سیاه مینوشتم

میخواهم قدرتت را به رخم بکشی

اگر آبی و سفید و سبز باشی که خودت نیستی

تو پر از شور و قدرتی

 قرمز و زرد باشی هم  فقط کمی از تو را می بینم

میخواهم همه ی تورا هرروز بخوانم.

 

حالا که به تو کمی فکر کردم

حس میکنم دیگر کمتر غریبه ایم

برایت از امروز تلاش میکنم

راه های رفته را به فال نیک می گیرم و این نرسیدن ها را فراموش می کنم

میخواهم بخاطر تو بخاطر خودم چند باره از اول شروع کنم.

تو با نبودت حرف هایت را گفتی

گفتی اگر نباشی صدایم کمتر شنیده میشود

نشانم دادی نبودت چطور مرا بی قرار تر می کند

از دور دیدم انها که در پی تو بودند وضعشان بهتر شد

تحمل این دوری را دیگر ندارم

چند ماهیست با خودم قرار گذاشتم که برای بار اخر هم که شده

پیگیر تو باشم

نمیدانم چطور بگویم ولی انگار تو هم دیگر بار این جدایی برایت سنگین است

تو را که پیدا کنم انچنان در تو غرق شوم که گویی انگار هیچوقت قبل از تو -خودم- نبوده ام

تو را به همه نشان میدهم

از خوبی هایت آنقدر می گویم که آرزوی هر خانه شوی

می دانم بعد از این میخواهند در موردت بدانند

بعد از تو میروند دنبال گمشده ی خودشان.

غریب آشنای من

بعد از امشب

دیگر کمتر غریبه ای

تورا روی دیوار اتاقم هنوز نه

ولی در اعماق وجودم نگه می دارم

عبارت جذاب من

بعد از امشب

تورا روزها و شبها مشغول میکنم

مسیر بین ما  قرار است هرروز روشن تر شود

کافی هست تورا از دور ببینم

کافی هست کمی تو را حس کنم

به قدم های کوتاه اکتفا نمی کنم

 مثل کودکی که مادرش را پیدا کرده

در رسیدن به تو عجله می کنم

تورا در اغوش میگیرم و از خاطرات باهم بودنمان

عکس ها قاب میکنم

تمام دیوار این اتاقم را

امشب به نام تو میکنم

باشد که بخواهی و بخواهم وبخواهد

شروعمستقلگفتگو
۸
۰
دنیا از نگاه یک زن
دنیا از نگاه یک زن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید