
آیا تا به حال بهترین محصول یا مقاله دنیا را ساختهاید، اما هیچکس آن را در گوگل پیدا نمیکند؟
گم شدن در صفحات دوم و سوم گوگل، دقیقاً حس داشتن یک فروشگاه فوقالعاده در یک کوچه بنبست را دارد. بازدیدکنندهای نیست، مشتری هم نیست.
«سئو» (SEO) همان نقشهای است که فروشگاه شما را به خیابان اصلی میآورد.
اما سئو چیست؟
تعاریف فنی و پیچیده را فراموش کنید. اگر بخواهیم سئو را در یک جمله ساده و خودمانی تعریف کنیم:
سئو یعنی «کاری کنیم که گوگل عاشق وبسایت ما شود.»
وقتی گوگل (یا هر موتور جستجوی دیگری) به سایت شما اعتماد کند، شما را به عنوان بهترین پاسخ به کاربرانش در صفحه اول نتایج معرفی میکند. و صفحه اول، همان جایی است که کلیکها، اعتماد و در نهایت، درآمد به دست میآید.
این راهنما برای شماست اگر...
شاید الان با خودتان فکر میکنید: «اما من برنامهنویس یا متخصص فنی نیستم!»
خبر خوب همین است. سئو در سال ۱۴۰۴ دیگر مجموعهای از ترفندهای فنی و کدهای پیچیده نیست. سئو امروز، بیش از هر چیز، هنر درک نیاز واقعی انسانها و پاسخ دادن به سوالات آنها به سادهترین و کاملترین شکل ممکن است.
در این راهنما، ما قرار نیست شما را با اصطلاحات قلمبهسلمبه بترسانیم. ما به شما «مانند گوگل فکر کردن» را یاد میدهیم.
تصور کنید گوگل یک شهر بسیار بزرگ و شلوغ است و هر وبسایت یک فروشگاه یا دفتر خدماتی در این شهر است. در این شهر، میلیاردها فروشگاه وجود دارد. حالا، کاربری به دنبال "بهترین تعمیرکار لباسشویی" میگردد.
سئو (SEO) مجموعهای از اقدامات هوشمندانه است که شما روی «فروشگاه» (وبسایت) خود انجام میدهید تا به شهردار این شهر (یعنی الگوریتم گوگل) ثابت کنید که شما بهترین، معتبرترین و مفیدترین پاسخ برای نیاز آن کاربر هستید.
اگر گوگل قانع شود، فروشگاه شما را در خیابان اصلی (صفحه اول نتایج) و در بهترین نقطه (رتبههای ۱ تا ۳) به صورت رایگان به آن کاربر معرفی میکند.
SEO مخفف عبارت Search Engine Optimization یا «بهینهسازی موتور جستجو» است.
این تعریف ساده را به خاطر بسپارید:
سئو فرآیند بهینهسازی فنی و محتوایی یک وبسایت است تا در نتایج «طبیعی» (ارگانیک و غیرپولی) موتورهای جستجو مانند گوگل، رتبه بالاتری کسب کند.
هدف سئو این نیست که گوگل را فریب دهیم؛ هدف این است که وبسایتی آنقدر خوب، سریع، مفید و قابل اعتماد بسازیم که گوگل عاشق آن شود و با افتخار آن را به کاربرانش پیشنهاد دهد.
دلیل حیاتی بودن سئو در یک کلمه خلاصه میشود: «دسترسی به مشتری در لحظه نیاز».
ترافیک هدفمند و رایگان: مردمی که در گوگل جستجو میکنند، «خریداران فعال» هستند. آنها همین الان به محصول یا خدمات شما نیاز دارند. وقتی کسی در اصفهان جستجو میکند «تعمیر لباسشویی در شیخ صدوق»، او یک مشتری آماده است. سئو این مشتری را به صورت رایگان به درب منزل شما میآورد.
اعتمادسازی (E-A-T): حضور در رتبههای بالای نتایج طبیعی (نه نتایج "تبلیغ")، به کاربر حس «اعتماد» و «اعتبار» میدهد. کاربر با خود میگوید: "اگر گوگل این سایت را اول نشان میدهد، حتماً بهترین است."
مثال عملی (تخصص من): بر اساس تحلیلهای فنی من، مأموریت اصلی ما این است که وقتی کاربری در اصفهان با مشکل خرابی دستگاه مواجه است و عبارتی مانند «تعمیر یخچال در اصفهان» را جستجو میکند، سئو باعث میشود گوگل، مرکز تخصصی «آریا پردیس البرز» را به عنوان معتبرترین و متخصصترین راهحل به او معرفی کند. سئو پلی است بین مشکل کاربر و راهحل تخصصی ما.
این یکی از رایجترین اشتباهات مبتدیان است. هر دو در صفحه نتایج گوگل ظاهر میشوند، اما تفاوت اساسی دارند:
سئو (SEO / نتایج ارگانیک):
هزینه: برای کلیک پولی نمیپردازید.
مکان: در بخش اصلی نتایج (زیر تبلیغات) نمایش داده میشود.
زمان: زمانبر است (مانند کاشتن یک درخت). جلب اعتماد گوگل ماهها طول میکشد.
نتیجه: ماندگاری بالا. مانند مالک یک فروشگاه در بهترین نقطه شهر هستید.
تبلیغات گوگل (SEM / Google Ads):
هزینه: پولی است (Pay-Per-Click). به ازای هر کلیک کاربر، شما به گوگل پول میدهید.
مکان: در بالای نتایج با برچسب "آگهی" (Ad) یا "Sponsor" نمایش داده میشود.
زمان: فوری است (مانند روشن کردن یک کلید). همان روز اول میتوانید در صفحه اول باشید.
نتیجه: موقتی. به محض قطع کردن بودجه، ناپدید میشوید. مانند اجاره کردن یک بیلبورد گرانقیمت.
توصیه تخصصی: بهترین استراتژی بلندمدت، تمرکز بر سئو (ایجاد دارایی پایدار) و استفاده هوشمندانه از تبلیغات (برای نتایج سریع و کوتاهمدت) به صورت همزمان است.
بیایید یک تصور اشتباه رایج را همین اول کار اصلاح کنیم:
وقتی شما چیزی را در گوگل جستجو میکنید، گوگل در همان لحظه «کل اینترنت» را نمیگردد. این کار غیرممکن است.
در عوض، گوگل یک «نسخه کپی و بایگانی شده از اینترنت» را میگردد که قبلاً آن را ساخته و مرتب کرده است. گوگل شبیه یک کتابدار برای بزرگترین کتابخانه دنیاست. کتابخانهای که به جای کتاب، میلیاردها صفحه وب دارد.
کار گوگل (و در نتیجه، کار سئو) در سه مرحله اصلی خلاصه میشود:
پیدا کردن کتابها (خزش - Crawling): کتابدار (گوگل) باید از وجود هر صفحه جدیدی در اینترنت باخبر شود.
دستهبندی کتابها (ایندکس - Indexing): کتابدار باید هر صفحه را بخواند، بفهمد درباره چیست و آن را در قفسه درست (بایگانی) قرار دهد.
پیشنهاد بهترین کتاب (رتبهبندی - Ranking): وقتی شما سوالی میپرسید، کتابدار باید از بین تمام کتابهای مرتبط در قفسه، «بهترین، مفیدترین و معتبرترین» کتاب را پیدا کند و به شما تحویل دهد.
حالا بیایید این سه مرحله را دقیقتر بررسی کنیم.
این دو کلمه، «خزش» و «ایندکس»، شاید کمی فنی به نظر برسند، اما مفهومشان بسیار ساده است.
گوگل ارتشی از رباتهای نرمافزاری به نام «خزنده» (Crawler) یا «عنکبوت» (Spider) دارد. این رباتها یک کار بیشتر ندارند: دنبال کردن لینکها.
آنها ۲۴ ساعته در اینترنت میچرخند. از یک صفحه شروع میکنند، تمام لینکهای موجود در آن صفحه را میبینند و از طریق آن لینکها به صفحات دیگر میپرند.
وقتی شما یک مقاله جدید در سایتتان منتشر میکنید و به آن از صفحه اصلی لینک میدهید، این خزندهها بالاخره آن را پیدا میکنند.
اگر هیچ لینکی به صفحه شما وجود نداشته باشد، انگار دری ساختهاید که هیچ راهی به آن ختم نمیشود. خزندهها هرگز آن را پیدا نخواهند کرد.
وقتی خزنده صفحهای را پیدا کرد، کارش تمام نشده. حالا نوبت «درک مطلب» است.
خزنده صفحه را «میخواند» (تحلیل میکند) و سعی میکند بفهمد:
موضوع این صفحه چیست؟ (به کلمات کلیدی، تیترها و عنوانها نگاه میکند)
آیا عکس یا ویدئو دارد؟ (محتوای آن چیست؟)
این صفحه چقدر تازه است؟
کیفیت کلی آن چطور است؟
سپس این اطلاعات را به کتابخانه اصلی گوگل میفرستد. گوگل این صفحه را در بایگانی عظیم خود (که به آن ایندکس میگویند) ذخیره میکند.
نکته کلیدی سئو: اگر صفحه شما به هر دلیلی (مثلاً مشکلات فنی) توسط گوگل «ایندکس» نشود، انگار که اصلاً وجود خارجی ندارد. شما در نتایج جستجو ظاهر نخواهید شد، حتی اگر بهترین مقاله دنیا را نوشته باشید.
اینجا دقیقاً همان جایی است که جادوی سئو اتفاق میافتد.
حالا صفحه شما در کتابخانه (ایندکس) گوگل وجود دارد. فرض کنیم ۱ میلیون صفحه دیگر هم دقیقاً درباره «سئو چیست» در این کتابخانه موجود است.
وقتی یک کاربر عبارت «سئو چیست» را جستجو میکند، گوگل (کتابدار) باید در یک صدم ثانیه تصمیم بگیرد که کدام صفحه را اول، کدام را دوم و کدام را سوم نشان دهد.
این فرآیند «رتبهبندی» نام دارد. اما بر چه اساسی رتبهبندی میکند؟
گوگل برای این کار از یک فرمول بسیار پیچیده (الگوریتم) استفاده میکند که صدها فاکتور مختلف را بررسی میکند. هیچکس تمام این فاکتورها را نمیداند، اما مهمترین آنها عبارتند از:
میزان ارتباط (Relevance): آیا محتوای صفحه شما دقیقاً به سوال کاربر پاسخ میدهد؟ آیا از کلمات و عباراتی استفاده کردهاید که کاربر جستجو کرده؟
کیفیت و اعتبار (E-E-A-T): آیا محتوای شما کامل، دقیق و قابل اعتماد است؟ آیا توسط یک متخصص نوشته شده؟ (بعداً بیشتر در مورد E-E-A-T صحبت خواهیم کرد).
اعتبار خارجی (Backlinks): آیا سایتهای معتبر دیگر، صفحه شما را به عنوان یک منبع خوب معرفی کردهاند؟ (در سئو، به این کار «بکلینک» میگوییم که مثل «رای اعتماد» عمل میکند).
تجربه کاربری (User Experience): آیا کار کردن با صفحه شما آسان است؟ آیا در موبایل خوب نمایش داده میشود؟ آیا سریع بارگذاری میشود؟
گوگل تمام این سیگنالها را با هم جمع میکند و به هر صفحه یک امتیاز میدهد. صفحهای که بالاترین امتیاز را بیاورد، رتبه ۱ را کسب میکند.
خب، گفتیم که گوگل از «الگوریتمها» (فرمولها و قوانین) برای رتبهبندی استفاده میکند.
نکته مهم اینجاست: این قوانین ثابت نیستند!
گوگل دائماً در حال بهروزرسانی الگوریتمهای خود است. چرا؟ چون هدف نهایی گوگل یک چیز است: رضایت کاربر.
در گذشته (مثلاً ۱۰ سال پیش)، میشد گوگل را با ترفندهای سادهای فریب داد. مثلاً مقالهای مینوشتید و کلمه «سئو» را ۵۰۰ بار در آن تکرار میکردید (به این کار Keyword Stuffing میگفتند). گوگل فکر میکرد این صفحه خیلی مرتبط است و به آن رتبه میداد، اما کاربری که آن را باز میکرد، با یک متن بیمعنی و آزاردهنده روبرو میشد.
گوگل متوجه این موضوع شد و الگوریتمهای خود را هوشمندتر کرد.
الگوریتم محتوای مفید (Helpful Content Update) چیست؟
این یکی از جدیدترین و مهمترین بهروزرسانیهای گوگل است. این الگوریتم، یک قانون ساده را به کتابخانه اضافه کرد:
«من دیگر به محتوایی که فقط برای رباتهای من (یعنی برای رتبه گرفتن) نوشته شده باشد، اهمیتی نمیدهم. من به دنبال محتوایی هستم که برای انسانها نوشته شده باشد.»
این الگوریتم میپرسد:
آیا این محتوا واقعاً مفید است و به سوال کاربر پاسخ کامل میدهد؟
آیا نویسنده در این زمینه «تجربه دست اول» دارد یا فقط اطلاعات منابع دیگر را کپی کرده؟
آیا کاربر پس از خواندن این مطلب، احساس رضایت میکند یا مجبور است دوباره به گوگل برگردد و جستجوی دیگری انجام دهد؟
این چه درسی برای ما دارد؟
دوران «دور زدن» و «فریب دادن» گوگل تمام شده است. سئو در سال ۱۴۰۴ یعنی «کمک کردن واقعی به کاربر». اگر تمرکز خود را از «ترفندهای سئو» به «تولید محتوای عمیق، مفید و انسانی» تغییر دهید، الگوریتمهای جدید گوگل نه تنها شما را جریمه نمیکنند، بلکه عاشق شما هم خواهند شد.
وقت یک چالش فکری:
حالا که میدانید گوگل چطور فکر میکند، یک لحظه به آخرین مقالهای که در سایت خودتان منتشر کردهاید (یا قصد دارید منتشر کنید) فکر کنید.
آیا آن مقاله را «برای گوگل» نوشتهاید یا «برای کاربر»؟ در بخش نظرات با صداقت به من بگویید. (مثلاً: «راستش بیشتر حواسم به تکرار کلمه کلیدی بود تا مفید بودن!»)
اگر وبسایت شما یک «خانه» باشد که میخواهید گوگل (و کاربران) آن را پیدا کنند و دوست داشته باشند، سئو نقشه ساخت و مدیریت آن خانه است.
اما این نقشه از سه بخش کاملاً مجزا تشکیل شده است. شما نمیتوانید فقط روی یکی تمرکز کنید و انتظار داشته باشید خانهتان رتبه یک را بگیرد.
سئو داخلی (On-Page): این بخش، «طراحی داخلی و محتویات» خانه شماست. آیا مبلمان (محتوا) مفید و زیباست؟ آیا تابلوها (عناوین) واضح هستند؟ آیا هر اتاق (صفحه) موضوع مشخصی دارد؟
سئو خارجی (Off-Page): این بخش، «شهرت و اعتبار» خانه شما در محله (اینترنت) است. آیا همسایههای معتبر (سایتهای دیگر) درباره شما صحبت میکنند؟ آیا مردم شما را به هم توصیه میکنند؟
سئو تکنیکال (Technical): این بخش، «فونداسیون و زیرساخت» خانه شماست. آیا درها به راحتی باز میشوند (سرعت سایت)؟ آیا لولهکشی سالم است (کدنویسی)؟ آیا خانه روی موبایل هم قابل استفاده است؟
اگر فونداسیون ضعیف باشد، بهترین طراحی داخلی هم فایدهای ندارد. اگر طراحی داخلی بد باشد، کسی در خانه نمیماند. و اگر کسی شما را توصیه نکند، مهمان زیادی نخواهید داشت.
حالا بیایید هر ستون را باز کنیم.
سئو داخلی به تمام کارهایی گفته میشود که شما مستقیماً در داخل صفحات وبسایت خودتان انجام میدهید تا به گوگل و کاربران نشان دهید که این صفحه «درباره چه موضوعی است» و «چقدر مفید است».
خبر خوب این است که شما روی این بخش کنترل ۱۰۰ درصدی دارید.
اجزای اصلی سئو داخلی عبارتند از:
محتوا (Content): پادشاه واقعی: این مهمترین بخش است. آیا محتوای شما به طور کامل، عمیق و صادقانه به سوال کاربر پاسخ میدهد؟ (یادتان هست در مورد «الگوریتم محتوای مفید» صحبت کردیم؟) محتوای خوب فقط متن نیست؛ شامل تصاویر بهینه شده، ویدئوها و هر چیزی است که به درک بهتر کاربر کمک کند.
کلمات کلیدی (Keywords): زبان مشترک شما و کاربر: اینها همان عباراتی هستند که مردم در گوگل جستجو میکنند. سئوی داخلی یعنی استفاده هوشمندانه و طبیعی از این کلمات در محتوای خود. اشتباه رایج: تکرار بیش از حد یک کلمه (Keyword Stuffing) که گوگل از آن متنفر است. کار درست: استفاده از کلمه کلیدی اصلی در عنوان، در مقدمه و در چند زیرتیتر، به طوری که متن روان و انسانی باقی بماند.
عناوین و زیرتیترها (Headings - H1, H2, H3): اینها «تابلوهای راهنما» در صفحه شما هستند.
عنوان اصلی (H1): هر صفحه فقط باید یک H1 داشته باشد. این تیتر اصلی مقاله شماست و باید دقیقاً بگوید صفحه درباره چیست.
زیرتیترها (H2, H3): اینها متن شما را میشکنند، خواندن را آسان میکنند و به گوگل کمک میکنند تا ساختار مقاله شما را بفهمد.
تگ عنوان (Title Tag) و توضیحات متا (Meta Description): اینها «ویترین» شما در صفحه نتایج گوگل هستند.
تگ عنوان: همان لینک آبیرنگی است که در گوگل میبینید.
توضیحات متا: آن متن سیاهرنگی است که زیر لینک آبی میآید. وظیفه این دو، نه رتبهبندی مستقیم، بلکه «جذب کلیک» است. شما باید کاربر را قانع کنید که از بین ۱۰ نتیجه، روی لینک شما کلیک کند.
سئو خارجی به تمام فعالیتهایی گفته میشود که خارج از وبسایت شما انجام میشود تا «اعتبار»، «شهرت» و «اعتماد» سایت شما در چشم گوگل افزایش یابد.
اگر سئو داخلی این بود که شما بگویید «من متخصص هستم»، سئو خارجی این است که دیگران بگویند «بله، او واقعاً متخصص است.»
مهمترین بخش سئو خارجی، «بکلینک» (Backlink) است.
بک لینک چیست؟ به زبان ساده، بک لینک یعنی یک «لینک» از یک وبسایت دیگر به وبسایت شما.
گوگل بکلینکها را مانند «رای اعتماد» یا «توصیهنامه» میبیند.
اگر یک سایت معتبر (مثل یک دانشگاه، یک خبرگزاری بزرگ، یا یک سایت تخصصی بسیار معروف) به شما لینک بدهد، انگار یک استاد دانشگاه معتبر شما را توصیه کرده است. این رای، ارزش بسیار زیادی دارد.
اگر ۱۰۰۰ سایت بیکیفیت و اسپم به شما لینک بدهند، انگار ۱۰۰۰ فرد ناشناس شما را توصیه کردهاند که شاید حتی اثر منفی هم داشته باشد.
قانون طلایی سئو خارجی: کیفیت مهمتر از کمیت است. یک بکلینک باکیفیت و مرتبط، میتواند از هزاران بکلینک ضعیف ارزشمندتر باشد.
سئو خارجی فقط بکلینک نیست، بلکه شامل موارد دیگری مثل «اشاره به نام برند» (Brand Mentions) یا فعالیت قوی در شبکههای اجتماعی هم میشود که همگی به ساخت شهرت آنلاین شما کمک میکنند.
سئو تکنیکال یا فنی، همان «فونداسیون» خانه شماست. شاید کاربر آن را مستقیماً نبیند، اما اگر خراب باشد، کل تجربه او را نابود میکند.
هدف سئو تکنیکال این است که مطمئن شویم سایت ما: ۱. برای خزندههای گوگل به راحتی قابل «خزش» و «ایندکس» است. ۲. تجربه کاربری سریع و روانی را به «انسانها» ارائه میدهد.
مهمترین بخشهای سئو تکنیکال که هر مبتدی باید بداند:
سرعت سایت (Site Speed): هیچکس (نه کاربر و نه گوگل) سایت کند را دوست ندارد. تحقیقات نشان میدهد اگر بارگذاری سایتی بیش از ۳ ثانیه طول بکشد، درصد زیادی از کاربران آن را میبندند. گوگل این را میبیند و به عنوان یک سیگنال منفی بزرگ در نظر میگیرد.
سازگاری با موبایل (Mobile-Friendly): امروزه اکثر جستجوها با موبایل انجام میشود. گوگل از سالها پیش اعلام کرده که از «ایندکسگذاری موبایل-اول» (Mobile-First Indexing) استفاده میکند. این یعنی چه؟ یعنی گوگل برای رتبهبندی سایت شما، اول نسخه موبایل سایتتان را بررسی میکند، نه نسخه دسکتاپ. اگر سایت شما در موبایل به هم ریخته، ناخوانا یا کند باشد، رتبه شما به شدت آسیب خواهد دید.
امنیت سایت (HTTPS): آیا کنار آدرس سایت شما در مرورگر، یک علامت «قفل» کوچک وجود دارد؟ این یعنی سایت شما امن است (از پروتکل HTTPS استفاده میکند). گوگل رسماً اعلام کرده که این یک فاکتور رتبهبندی (هرچند کوچک) است و به کاربران هم حس اعتماد میدهد.
ساختار سایت (Site Architecture): آیا کاربر (و گوگل) میتواند به راحتی در سایت شما بگردد و از صفحهای به صفحه دیگر برود؟ آیا ساختار منوها و لینکهای داخلی شما منطقی است؟
وقت بررسی سریع:
حالا که این سه ستون را میشناسید، فکر میکنید سایت شما (یا سایتی که در ذهن دارید) در کدام ستون قویتر و در کدام ستون ضعیفتر است؟
۱. (داخلی/محتوا)، ۲. (خارجی/اعتبار) یا ۳. (تکنیکال/سرعت)؟
در بخش نظرات عدد ستونی که فکر میکنید بیشترین کار را لازم دارد برایم بنویسید!
تا اینجا فهمیدیم که سئو یعنی «مفید بودن» برای کاربر و «قابل فهم بودن» برای گوگل. اما سوال اینجاست: ما از کجا بفهمیم کاربر چه چیزی را «مفید» میداند؟
پاسخ در دو مرحله اول، یعنی «تحقیق کلمات کلیدی» و «درک نیت جستجو» نهفته است. شما قبل از نوشتن حتی یک کلمه، باید این دو مرحله را انجام دهید.
تحقیق کلمات کلیدی، فرآیند «کشف» کلمات و عباراتی است که مخاطبان هدف شما در گوگل جستجو میکنند.
این کار شبیه «تحقیقات بازار» برای یک رستوران است. آیا قبل از باز کردن رستوران، بررسی نمیکنید که مردم این محله بیشتر دنبال «پیتزا» هستند یا «غذای سنتی»؟
کلمه کلیدی (Keyword): همان عبارتی است که کاربر تایپ میکند. (مثلاً: «آموزش سئو مبتدی»)
تحقیق کلمات کلیدی: یعنی پیدا کردن این عبارات، فهمیدن اینکه چقدر جستجو میشوند (محبوبیت) و چقدر رقابت بر سر آنها سخت است.
چرا این کار حیاتی است؟ چون اگر شما مقالهای عالی درباره «راهنمای بهینهسازی موتور جستجو» بنویسید، اما مردم در گوگل عبارت «آموزش سئو ساده» را جستجو کنند، شما بخش زیادی از مخاطبان خود را از دست خواهید داد.
یک ترفند ساده برای شروع: به ابزارهای پولی گرانقیمت فعلاً فکر نکنید. بهترین ابزار دم دست شما، خودِ گوگل است!
عبارت اصلی خودتان را در گوگل تایپ کنید (مثلاً «سئو چیست»).
نگاه کنید گوگل چه پیشنهاداتی به شما میدهد (Search Suggestions).
به پایین صفحه نتایج بروید و بخش «جستجوهای مرتبط» (Related Searches) را ببینید.
اینها عباراتی هستند که مردم واقعاً دارند جستجو میکنند.
این مهمترین مفهومی است که باید در سئوی مدرن یاد بگیرید.
تحقیق کلمات کلیدی به شما میگوید کاربر «چه چیزی» (What) جستجو میکند. نیت جستجو به شما میگوید کاربر «چرا» (Why) آن را جستجو میکند.
اگر نیت کاربر را اشتباه بفهمید، حتی با بهترین کلمه کلیدی هم رتبه نخواهید گرفت.
اجازه دهید با یک مثال توضیح دهم. کاربری که جستجو میکند:
«بهترین دوربین عکاسی»: نیت او «اطلاعاتی و مقایسهای» (Informational) است. او دنبال یک مقاله نقد و بررسی کامل است تا مدلها را مقایسه کند.
«خرید دوربین کانن R6»: نیت او «تجاری یا خرید» (Transactional) است. او تصمیمش را گرفته و دنبال یک صفحه محصول با قیمت و دکمه خرید است.
«نمایندگی کانن»: نیت او «مکانی یا ناوبری» (Navigational) است. او دنبال آدرس یا سایت رسمی یک برند خاص میگردد.
فاجعه زمانی رخ میدهد که: شما برای کاربری که نیت «خرید» دارد (شماره ۲)، یک مقاله وبلاگی طولانی (مناسب شماره ۱) نشان دهید. آن کاربر بلافاصله سایت شما را میبندد، به گوگل برمیگردد و روی لینک دیگری کلیک میکند.
این کار (که به آن Pogo-sticking میگویند) یک سیگنال وحشتناک به گوگل میفرستد: «این سایت به درد این کاربر نخورد!»
چگونه نیت جستجو را بفهمیم؟ باز هم: از خود گوگل بپرسید! کلمه کلیدی خود را جستجو کنید و به ۱۰ نتیجه اول نگاه کنید. آیا آنها «مقاله وبلاگی» هستند؟ «صفحه محصول» هستند؟ یا «ویدئو»؟ گوگل قبلاً فهمیده است که کاربران برای آن کلمه کلیدی، چه نوع محتوایی را ترجیح میدهند. شما فقط باید از آن الگوبرداری کنید.
محتوای سئو شده، محتوایی نیست که با کلمات کلیدی بمباران شده باشد.
محتوای سئو شده یعنی: محتوایی که در نقطه تلاقی کاملِ «پاسخ به نیت کاربر» و «استفاده از کلمات کلیدی» قرار دارد.
فرمول ساده نوشتن محتوای سئو شده (که ۹۰٪ مبتدیان آن را نادیده میگیرند) این است:
اول برای انسان بنویسید: تمرکز اصلی شما باید روی «مفید بودن» و «کامل بودن» باشد. طوری بنویسید که انگار دارید برای دوستتان یک موضوع پیچیده را به زبان ساده توضیح میدهید.
بعد برای گوگل بهینه کنید: حالا که متن شما روان و مفید است، برگردید و مطمئن شوید:
کلمه کلیدی اصلی در «عنوان اصلی» (H1) و «تگ عنوان» (Title Tag) وجود دارد.
در «مقدمه» به طور طبیعی از آن استفاده کردهاید.
در «زیرتیترها» (H2, H3) از کلمات کلیدی اصلی و مترادفهای آن استفاده کردهاید.
متن را با پاراگرافهای کوتاه، لیستهای شمارهدار و تصاویر، خوانا کردهاید.
قانون طلایی محتوا: هدف شما باید این باشد که کاربر پس از خواندن مقاله شما، دیگر نیازی به بازگشت به گوگل و کلیک روی لینک دیگری نداشته باشد. شما باید کاملترین و بهترین پاسخ در کل اینترنت باشید.
آیا شما یک کسبوکار فیزیکی دارید؟ (مثلاً: رستوران، فروشگاه، مطب پزشک، آرایشگاه) اگر جوابتان مثبت است، «سئو محلی» مهمترین و پرسودترین بخش سئو برای شماست.
سئو محلی یعنی بهینهسازی سایت و حضور آنلاین شما برای جستجوهایی که به یک «مکان جغرافیایی» خاص گره خوردهاند.
مثلاً:
«پیتزا فروشی نزدیک من»
«بهترین دندانپزشک در غرب تهران»
چرا اینقدر مهم است؟ چون نیت جستجو در این عبارات، به شدت به «خرید» یا «اقدام فوری» نزدیک است. کسی که «پیتزا فروشی نزدیک من» را جستجو میکند، احتمالاً تا یک ساعت آینده قصد خرید دارد!
مهمترین ابزار سئو محلی چیست؟ «پروفایل کسبوکار گوگل» (Google Business Profile) یا همان GMB سابق.
این همان باکسی است که در نتایج جستجو یا در «گوگل مپ» ظاهر میشود و شامل آدرس، شماره تلفن، نظرات مشتریان، عکسها و ساعات کاری شماست.
داشتن یک پروفایل کامل، بهروز و پر از «نظرات مثبت» مشتریان، قویترین سیگنال برای سئو محلی شماست. این کار به گوگل ثابت میکند که شما یک کسبوکار واقعی، فعال و معتبر در آن محله هستید.
وقت تمرین ذهنی:
فکر کنید قرار است اولین مقاله سایت خود را بنویسید. موضوع آن «فواید قهوه اسپرسو» است.
چالش شما: در بخش نظرات به من بگویید، فکر میکنید «نیت جستجوی» کاربری که این را سرچ میکند چیست؟ (آیا دنبال خرید قهوه است؟ یا فقط اطلاعات عمومی میخواهد؟) و چه «کلمات کلیدی مرتبطی» (به جز خودِ "فواید قهوه اسپرسو") ممکن است جستجو کند؟
خبر خوب این است که دو تا از قدرتمندترین و حیاتیترین ابزارهای سئو، کاملاً رایگان هستند و توسط خود گوگل ارائه میشوند. هرکسی که وبسایت دارد، باید از این دو ابزار استفاده کند.
اگر قرار باشد فقط یک ابزار سئو را نصب کنید، آن ابزار باید سرچ کنسول باشد.
سرچ کنسول به زبان ساده چیست؟ این ابزار، «میز کار» شما در گوگل است. این تنها راه ارتباطی مستقیم و دوطرفه بین شما و گوگل است.
گوگل به شما میگوید: «سلام، من سایت شما را اینگونه میبینم.»
شما به گوگل میگویید: «سلام گوگل، من یک صفحه جدید ساختم، لطفاً آن را بررسی کن.»
چرا برای مبتدیان حیاتی است؟ چون به دو سوال اساسی پاسخ میدهد:
آیا من اصلاً در گوگل حضور دارم؟ (ایندکس) سرچ کنسول به شما نشان میدهد که گوگل کدام صفحات شما را پیدا کرده و در کتابخانهاش (ایندکس) پذیرفته است. اگر مهمترین صفحه شما اینجا نباشد، یعنی مشکلی وجود دارد که باید فوراً حل شود.
مردم چطور مرا پیدا میکنند؟ (عملکرد - Performance) این بخش محبوبترین قسمت سرچ کنسول است. به شما میگوید:
مردم چه کلماتی (Queries) را جستجو کردند که سایت شما نمایش داده شد؟
چند بار سایت شما دیده شد؟ (Impressions)
چند نفر روی سایت شما کلیک کردند؟ (Clicks)
به طور میانگین رتبه شما برای آن کلمات چند بوده است؟
این دادهها یک گنج واقعی هستند. شما دقیقاً میفهمید که کدام محتوای شما موفق بوده و کدام شکست خورده است.
حالا که کاربر با کمک سرچ کنسول روی لینک شما کلیک کرد و وارد سایت شد، کار گوگل (و سرچ کنسول) تمام میشود.
حالا نوبت گوگل آنالیتیکس است که رفتار کاربر را «در داخل سایت شما» تحلیل کند.
تفاوت کلیدی سرچ کنسول و آنالیتیکس:
سرچ کنسول: عملکرد سایت شما قبل از کلیک (در نتایج جستجوی گوگل) را نشان میدهد.
آنالیتیکس: رفتار کاربر بعد از کلیک (در داخل وبسایت شما) را نشان میدهد.
آنالیتیکس به زبان ساده چیست؟ آنالیتیکس مانند نصب دوربینهای پیشرفته در فروشگاه شماست. به شما میگوید:
چند نفر وارد شدند؟ (Users)
از کدام در آمدند؟ (مثلاً از گوگل، از اینستاگرام، یا مستقیم آدرس را تایپ کردند؟) (Acquisition)
در کدام قفسهها (صفحات) بیشتر وقت گذراندند؟ (Popular Pages)
آیا بلافاصله بیرون رفتند؟ (Bounce Rate - نرخ پرش، که سیگنال مهمی است)
آیا مشتریان جدید بودند یا قدیمی؟ (New vs. Returning Users)
ترکیب این دو ابزار (سرچ کنسول + آنالیتیکس) به شما یک دید کامل ۳۶۰ درجه از سفر مشتری میدهد؛ از لحظهای که در گوگل جستجو میکند تا لحظهای که در سایت شما اقدامی انجام میدهد.
گفتیم که برای پیدا کردن کلمات کلیدی، خود گوگل بهترین نقطه شروع است. اما اگر بخواهید حرفهایتر عمل کنید و «دادههای دقیقتری» (مثل حجم جستجوی ماهانه یا سختی رقابت) به دست آورید، به ابزارهای تخصصیتری نیاز داری
Google Keyword Planner: این ابزار بخشی از پلتفرم تبلیغاتی گوگل (Google Ads) است. هدف اصلی آن برای تبلیغدهندگان است، اما سئوکارها از آن برای دیدن «میانگین جستجوی ماهانه» یک کلمه کلیدی استفاده میکنند. استفاده از آن رایگان است، فقط به یک حساب گوگل نیاز دارید.
Google Trends: این ابزار محبوبیت یک کلمه کلیدی را در طول زمان نشان میدهد. عالی است برای فهمیدن اینکه آیا یک موضوع «فصلی» است (مثلاً جستجوی «خرید پالتو» در تابستان افت میکند) یا اینکه آیا محبوبیت آن در حال رشد است یا افول.
وقتی کمی پیشرفت کردید، ممکن است به ابزارهای جامعتری نیاز داشته باشید. این ابزارها نهتنها کلمات کلیدی، بلکه بکلینکها، وضعیت سئو تکنیکال و «تحلیل رقبا» را هم به شما نشان میدهند.
معروفترین آنها عبارتند از:
Ahrefs
Semrush
توصیه من به شما: به عنوان یک مبتدی، فعلاً خودتان را درگیر ابزارهای پولی و گرانقیمت نکنید. ۹۰٪ کارهایی که برای شروع نیاز دارید، با همان دو ابزار رایگان گوگل (سرچ کنسول و آنالیتیکس) و کمی کنجکاوی در خودِ نتایج جستجوی گوگل قابل انجام است.
یک سوال برای شما:
تصور کنید سایت خود را امروز راهاندازی کردهاید و فقط مجاز به استفاده از یکی از این دو ابزار رایگان گوگل هستید.
کدام را اول انتخاب میکردید: سرچ کنسول (تا بفهمید آیا گوگل شما را میبیند) یا آنالیتیکس (تا بفهمید اگر کسی آمد، چه میکند)؟
در نظرات به من بگویید چرا!