تا حالا شده بخوای یه مقاله بنویسی، ولی ندونی از کجا شروع کنی؟ یا شاید هم شروع کردی، اما حس کردی نوشتهات اونقدری که باید، جذاب و تاثیرگذار نیست؟ نگران نباش! مقالهنویسی یه مهارت قابل یادگیریه و اگه به نوشتن علاقه داری، میتونی به راحتی توش پیشرفت کنی.

خیلیها فکر میکنن که برای نوشتن یه مقاله خوب، باید استاد گرامر و دستور زبان باشی؛ ولی طبق تجربۀ من، حقیقت اینه که اون چیزی که مقاله رو به دل مینشونه، محتوا و نحوه ارائه اونه. اگه یه موضوع جذاب داشته باشی و بتونی به شکل درستی ارائهش بدی، احتمال زیادی هست که مخاطب از خوندن مقالهات لذت ببره و حتی اون رو با بقیه به اشتراک بذاره.
نکتهای که قبل از ادامۀ این مطلب باید ذکر کنم، نحوۀ ارزیابی مقالاته! من در طول چهار سالِ گذشته بیش از ۲۰۰ مقاله برای وبسایتهای مختلف نوشتم که هزاران نفر اونها رو مطالعه کردن. بنظر شخصِ بنده، مقالۀ خوب مقالهای نیست که بازدید بیشتری بگیره! من به تعامل نگاه میکنم: چه تعداد از خوانندهها نظرشون رو کامنت کردن؟ مقالهای که نوشتم چقدر شِیر شده؟ و… در واقع از نظر من، مقالهای خوبه که روی مخاطب تأثیر گذاشته باشه.
حالا بیا با هم ببینیم چطور میتونیم یک مقاله تأثیرگذار بنویسیم که نهتنها مخاطب رو جذب کنه، بلکه باعث بشه اون تا انتهای متن همراه ما بمونه.
یکی از مهمترین بخشهای مقالهنویسی، داشتن یک پیام مشخص و واضحه. قبل از اینکه شروع به نوشتن کنی، از خودت بپرس: "این مقاله قراره چی بگه؟" یا "قرارِ چه کمکی به خواننده بکنه؟"
نوشتن بدون هدف، مثل رانندگی بدون مقصد میمونه. ممکنه در طول مسیر، مناظر زیبایی ببینی، ولی در نهایت نمیدونی کجا میخوای برسی. یک مقاله خوب باید از ابتدا تا انتها روی یک پیام مشخص متمرکز باشه و از مسیر اصلی خارج نشه.
برای اینکه پیام مقالهات روشنتر بشه، این نکات رو درنظر بگیر:
وقتی پیام مقاله واضح باشه، هم نوشتن برات راحتتر میشه و هم مخاطب بهتر متوجه منظور تو میشه. پس قبل از شروع، یه لحظه فکر کن و ببین قراره چی بگی و چطور میخوای بگی!
قبل از اینکه قلم رو روی کاغذ (یا انگشتها رو روی کیبورد) بذاری، باید بدونی درباره چی مینویسی. شاید فکر کنی که میتونی در مورد هر موضوعی که به ذهنت میرسه، مقاله بنویسی، اما واقعیت اینه که بدون داشتن درک کافی از موضوع، نوشتهات سطحی و کمارزش میشه.
آشنایی با موضوع به این معنی نیست که حتماً متخصص باشی، اما باید اطلاعات درستی جمعآوری کنی. مهم اینه که مقالهات بر اساس واقعیتها و دانستههای معتبر باشه، نه حدس و گمان. به جای اینکه در دام تحقیق بیش از حد بیفتی و ساعتها در منابع مختلف غرق بشی، یه روش کاربردی اینه که اول ایدههای خودت رو بنویسی و بعد سراغ منابع معتبر بری تا جاهای خالی رو پر کنی. این کار هم باعث میشه مقالهات اصالت داشته باشه، هم از اتلاف وقت جلوگیری میکنه.
همچنین، نیازی نیست همه چیز رو درباره موضوع بدونی، اما لازمه که از زوایای مختلف بهش نگاه کنی. وقتی چند منبع مختلف رو بررسی کنی، متوجه میشی که بعضی از نکات در همه منابع مشترکه. این یعنی اونها اطلاعات پایهای و ضروری هستن که باید توی مقالهات لحاظ کنی. اما چیزی که مقاله تو رو خاص میکنه، دیدگاه و تحلیل خودته. به جای اینکه فقط نقلقول کنی، برداشت خودت رو هم بنویس تا مقالهات شخصیتر و جذابتر بشه.
یکی از بزرگترین چالشهای مقاله نویسی اینه که بتونی مقالهای بنویسی که توی انبوه محتواهای موجود، گم نشه. اینترنت پر از مقالاتیه که درباره یه موضوع مشترک نوشته شدن. پس چطور میتونی کاری کنی که مقالهات دیده بشه؟ جواب اینه: زاویهی دید خاص خودت رو پیدا کن.
فرض کن که میخوای درباره «راههای افزایش بهرهوری در کار» بنویسی. هزاران مقاله در این مورد نوشته شده، پس باید به دنبال راهی باشی که مقالهات رو متفاوت کنه. مثلاً میتونی تجربه شخصی خودت رو بهش اضافه کنی و توضیح بدی که چطور تونستی بهرهوریات رو بالا ببری. یا میتونی از یه دیدگاه جدید بهش نگاه کنی؛ مثلاً به جای روشهای معمول، درباره اشتباهاتی بنویسی که باعث کاهش بهرهوری میشن.
برای پیدا کردن یه زاویه منحصربهفرد، میتونی از این روشها استفاده کنی:
یادت باشه که زاویهی دید خاص فقط به معنی مخالفت کردن با نظر عمومی نیست. مهم اینه که بتونی ارزش جدیدی ارائه بدی و خواننده رو به فکر بندازی. همین باعث میشه مقالهات جذابتر بشه و از بقیه محتواها متمایز بشه.

یکی از تأثیرگذارترین روشها برای مقاله نویسی اینه که نوشتهات فقط شامل اطلاعات خشک و کلیشهای نباشه. مردم دوست دارن از تجربههای واقعی بخونن، چون داستانهای شخصی احساسات رو درگیر میکنن و ارتباط عمیقتری با مخاطب ایجاد میکنن. به جای اینکه فقط یه سری نکات و توصیهها رو لیست کنی، سعی کن داستانی رو تعریف کنی که خواننده بتونه باهاش ارتباط بگیره.
مثلاً فرض کن میخوای درباره غلبه بر تنبلی و مدیریت زمان بنویسی. میتونی صرفاً یه سری راهکارهای کلی ارائه بدی، اما اگه تجربه شخصی خودت رو اضافه کنی، مقالهات زندهتر و جذابتر میشه. شاید بتونی تعریف کنی که چطور یه روز صبح، بعد از مدتها تعلل، بالاخره تصمیم گرفتی کار مهمی رو انجام بدی و چه احساسی داشتی وقتی موفق شدی. این نوع داستانها باعث میشن خواننده احساس کنه که تنها نیست و با تو همذاتپنداری کنه.
وقتی داستانت رو تعریف میکنی، سعی کن واقعی و صادق باشی. نیازی نیست که تجربهات حتماً بزرگ یا خاص باشه؛ حتی کوچکترین لحظات زندگی میتونن الهامبخش باشن. مهم اینه که حس و حال اون لحظه رو به خواننده منتقل کنی. همچنین، پایان داستانت باید به یه نتیجه مشخص برسه که پیام مقالهات رو تقویت کنه.
یکی از اشتباهات رایج در مقاله نویسی اینه که نویسنده سعی میکنه برای همه بنویسه. شاید فکر کنی اگه مقالهات برای همه جذاب باشه، موفقتر میشی، اما واقعیت اینه که وقتی بخوای همه رو راضی نگه داری، نوشتهات بیروح و عمومی میشه و هیچکس احساس نزدیکی باهاش نمیکنه.
به جای اینکه سعی کنی برای یک جمعیت گسترده بنویسی، یه فرد خاص رو در نظر بگیر. تصور کن داری برای یه دوست صمیمی یا یه همکار که علاقهمند به مقاله نویسیه، مینویسی. این کار باعث میشه لحن نوشتهات طبیعیتر و صمیمیتر بشه. وقتی برای یه نفر مشخص مینویسی، سوالات و دغدغههای واقعی اون فرد رو در نظر میگیری و نوشتهات کاربردیتر و قابل لمستر میشه.
یکی از بهترین راهها برای این کار، اینه که قبل از شروع نوشتن، یه پرسونای مشخص از خواننده مقالهات بسازی. این فرد چه ویژگیهایی داره؟ چه چیزی براش مهمه؟ چه مشکلاتی داره که مقاله تو میتونه بهش کمک کنه؟ هرچقدر این تصویر ذهنی شفافتر باشه، مقالهات هدفمندتر و تأثیرگذارتر خواهد بود.
همچنین، سعی کن از لحن مستقیم و گفتوگویی استفاده کنی. به جای جملات رسمی و خشک، طوری بنویس که انگار داری با یه نفر صحبت میکنی. این سبک نوشتن باعث میشه خواننده احساس راحتی کنه و راحتتر با نوشتهات ارتباط بگیره. در نهایت، هدف مقاله نویسی اینه که با مخاطب ارتباط برقرار کنی، و این کار زمانی موفق میشه که خواننده حس کنه این مقاله مخصوص خودش نوشته شده.
وقتی صحبت از مقاله نویسی میشه، خیلیها تصور میکنن که باید از جملات رسمی و سنگین استفاده کنن تا نوشتهشون معتبر به نظر برسه. اما واقعیت اینه که اگر نوشتنت شبیه یه گفتوگوی دوستانه باشه، مخاطب خیلی راحتتر باهاش ارتباط برقرار میکنه و تا انتها میخونه.
نوشتن به سبک محاورهای به این معنی نیست که از قواعد زبان چشمپوشی کنی یا نوشتهات غیرحرفهای بشه. بلکه یعنی جوری بنویسی که طبیعی و زنده باشه. این سبک کمک میکنه که خواننده حس کنه نویسنده داره مستقیماً باهاش صحبت میکنه، نه اینکه یه متن خشک و رسمی رو مطالعه کنه.
برای رسیدن به این سبک:
مهمترین نکته اینه که سبک محاورهای باعث میشه خواننده احساس راحتی کنه و ارتباط عمیقتری با محتوای تو بگیره. هرچقدر نوشتهات طبیعیتر باشه، شانس بیشتری برای درگیر کردن مخاطب خواهی داشت.
هیچ نویسندهای از صفر شروع نمیکنه. حتی بزرگترین نویسندهها هم از دیگران الهام میگیرن. اگه به مقاله نویسی علاقه داری، یکی از بهترین کارهایی که میتونی انجام بدی اینه که سبک نویسندههای مورد علاقهات رو بررسی کنی و ببینی چه چیزی نوشتههای اونها رو خاص کرده.
آستین کلئون توی کتاب سرقت به سبک یک هنرمند به این اشاره میکنه که هیچ هنر یا هنرمندی کاملاً اصیل نیست؛ نه حتی پیکاسو، دالی یا ویلیام باتلر ییتس. تأثیرات هنری به نوعی شبیه ژنتیکـه. هر کودکی ترکیبی از ژنهای والدینشه. DNA یه فرد، جدید یا خالص نیست، اما خروجیِ خاص خودش رو داره.
اما الهام گرفتن با تقلید کردن فرق داره. هدف اینه که نکات مفید رو یاد بگیری و بعد اونها رو با سبک شخصی خودت ترکیب کنی. مثلاً شاید از یه نویسنده، لحن ساده و صمیمیش رو دوست داشته باشی، و از نویسندهای دیگه، نحوهی داستانسراییش رو. با ترکیب این دو، میتونی سبک خودت رو بسازی.
برای اینکه بهترین بهره رو از این روش ببری، به جای اینکه فقط مقالات نویسندههای محبوبت رو بخونی، سعی کن اونها رو تحلیل کنی. ببین چطور جملهها رو میسازن، چطور ایدههاشون رو مطرح میکنن و چطور خواننده رو درگیر نوشتهشون میکنن. این کار کمک میکنه که به مرور، سبک شخصی خودت رو شکل بدی.
همچنین، سعی کن فقط از دو یا سه نویسنده الهام بگیری. اگه از تعداد زیادی نویسنده تأثیر بگیری، ممکنه نوشتهات پراکنده و بیهویت بشه. در نهایت، هدف اینه که به صدای منحصربهفرد خودت برسی، نه اینکه صرفاً سبک بقیه رو تکرار کنی.
با مطالعه و تمرین مداوم، کمکم سبک خودت رو پیدا میکنی و مقاله نویسی برات طبیعیتر و لذتبخشتر میشه. نویسندههای بزرگ هم یه روز از همین نقطه شروع کردن!

یکی از رایجترین اشتباهاتی که نویسندهها مرتکب میشن، اینه که فکر میکنن هرچقدر متن پیچیدهتر و پر از واژههای سخت باشه، حرفهایتر به نظر میرسه. اما واقعیت اینه که مقاله نویسی موفق یعنی ساده نوشتن و راحت فهمیدن. وقتی جملات رو کوتاه و واضح بنویسی، مخاطب بدون زحمت میتونه پیام تو رو درک کنه و تا انتهای مقاله همراهت بمونه.
سادهنویسی به این معنی نیست که نوشتهات سطحی باشه. بلکه یعنی ایدههای پیچیده رو طوری بیان کنی که همه بتونن متوجه بشن. بهترین مقالهها اونایی هستن که خواننده بدون اینکه مجبور بشه چندین بار یه جمله رو بخونه، مفهومش رو بگیره. برای اینکه متن سادهتر و خواندنیتر بشه، از جملات طولانی و چندلایه پرهیز کن و هر جمله رو طوری بنویس که انگار داری با یه دوست صحبت میکنی.
همچنین، استفاده از کلمات ساده و رایج به جای اصطلاحات تخصصی، کمک میکنه که مقاله برای طیف وسیعتری از مخاطبان قابل فهم باشه. اگر جایی لازم شد که یه مفهوم پیچیده رو توضیح بدی، سعی کن از مثالهای واقعی استفاده کنی. این کار نهتنها درک موضوع رو راحتتر میکنه، بلکه مقاله رو جذابتر و ملموستر میکنه.
بیشتر نویسندهها درگیر این وسوسه میشن که همزمان با نوشتن، متن رو ویرایش کنن. اما این کار نهتنها باعث کاهش سرعت نوشتن میشه، بلکه روند خلاقیت رو هم مختل میکنه. بهترین روش برای مقاله نویسی اینه که اول تمام ایدههات رو روی کاغذ بیاری و بعد از اتمام متن، ویرایش رو شروع کنی.
وقتی کل مقاله رو نوشتی، مدتی ازش فاصله بگیر. حتی اگه فقط چند ساعت هم باشه، این فاصله کمک میکنه که وقتی برای ویرایش برمیگردی، متن رو با دید تازهای ببینی. در این مرحله، روی وضوح، روانی و انسجام نوشته تمرکز کن. جملات اضافی رو حذف کن، ساختار متن رو اصلاح کن و مطمئن شو که هر بخش مقاله به درستی به بخش بعدی متصل شده.
یکی از راههای مؤثر برای ویرایش، اینه که متن رو با صدای بلند بخونی. این کار باعث میشه متوجه بشی که آیا نوشتهات طبیعی و روان به نظر میرسه یا نه. اگر جایی از متن به نظرت پیچیده، غیرطبیعی یا نامفهوم اومد، بدون که نیاز به بازنویسی داره.
ویرایش فقط درباره اصلاح غلطهای گرامری و املایی نیست. بلکه فرصتیه برای تقویت پیام مقاله و حذف بخشهایی که شاید در نگاه اول ضروری به نظر میرسیدن، اما در واقع تأثیر زیادی روی خواننده ندارن. در نهایت، هدف اینه که متن نهایی واضح، روان و تأثیرگذار باشه، طوری که خواننده تا آخرین جمله همراه تو بمونه.
وقتی درباره مقاله نویسی صحبت میکنیم، بیشتر تمرکز روی محتوا و سبک نگارش قرار میگیره. اما یه نکته مهم که خیلی از نویسندهها بهش توجه نمیکنن، ظاهر مقالهست. یه مقاله هرچقدر هم که محتوای ارزشمندی داشته باشه، اگه از نظر بصری جذاب نباشه، ممکنه خوانندهها رو از ادامه مطالعه منصرف کنه.
یکی از اولین چیزهایی که باید بهش دقت کنی، فرمت و ساختار مقالهست. استفاده از پاراگرافهای کوتاه، باعث میشه خواننده راحتتر مطالب رو دنبال کنه. بهجای اینکه یه دیوار بزرگ از متن ایجاد کنی، هر ایده رو در یک پاراگراف جداگانه بیار. این کار باعث میشه مقاله از نظر بصری منظمتر و خواندنیتر بشه.
همچنین، استفاده از تیترها و زیرتیترهای مشخص، باعث میشه مخاطب بتونه سریعاً بخشهای موردنظرش رو پیدا کنه. اگه مقالهات طولانیه، از فهرست ابتدایی یا هدینگهای مشخص استفاده کن تا خواننده احساس نکنه در یک متن بیپایان گم شده.
علاوه بر این، استفاده از تصاویر و نمودارهای مرتبط میتونه جذابیت بصری مقاله رو افزایش بده. اما دقت کن که تصاویر انتخابی مرتبط و باکیفیت باشن، چون تصاویر بیربط یا کمکیفیت میتونن تأثیر منفی روی اعتبار مقاله داشته باشن.
در نهایت، فونت و اندازه متن هم اهمیت زیادی داره. بهتره از فونتهایی استفاده کنی که خوانایی بالایی داشته باشن و اندازه متن رو طوری تنظیم کنی که چشم مخاطب اذیت نشه. یه مقاله با ظاهر مناسب، مخاطب رو جذب میکنه و باعث میشه تا انتها همراهت بمونه.
همونطور که فهمیدی، مقاله نویسی مهارتیه که با تمرین و مداومت تقویت میشه. اگه تا اینجا همراه بودی، یعنی به این مهارت علاقه داری و دوست داری توش پیشرفت کنی. پس یادت نره که نوشتن رو متوقف نکنی و همیشه در حال یادگیری باشی.
برای اینکه توی این مسیر رشد بیشتری داشته باشی، آموزشهای بیشترم رو از صفحه لینکدینم دنبال کن. اونجا نکات تخصصیتر و بهروزی درباره مقاله نویسی منتشر میکنم که میتونه کمکت کنه محتوای قویتری تولید کنی.
در نهایت، مهمترین چیز اینه که از نوشتن لذت ببری و با هر مقالهای که مینویسی، تجربه بیشتری کسب کنی. پس شروع کن، بنویس و از مسیر یادگیری مقاله نویسی لذت ببر!