مسئولیت مدنی بهعنوان یکی از ارکان بنیادین حقوق خصوصی، ناظر بر الزام اشخاص به جبران خسارات ناشی از فعل زیانبار است؛ فعلی که برخلاف الزامات قانونی، عرفی یا قراردادی، موجب ورود ضرر به دیگری میشود. این نهاد حقوقی، در تقاطع میان عدالت ترمیمی و نظم اجتماعی، نقش مهمی در حفظ حقوق اشخاص و تنظیم روابط مدنی ایفا میکند.
در نظام حقوقی ایران، مسئولیت مدنی عمدتاً در قالب «ضمان قهری» در قانون مدنی (مواد ۳۲۸ تا ۳۳۵) و نیز در مقررات خاص مانند قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹ مورد توجه قرار گرفته است. این مسئولیت به دو شاخه اصلی تقسیم میشود: مسئولیت قراردادی که ناشی از نقض تعهدات ناشی از قرارداد است، و مسئولیت غیرقراردادی که در اثر فعل زیانبار خارج از رابطه قراردادی تحقق مییابد.
از منظر مبنای حقوقی، نظریات مختلفی در خصوص توجیه مسئولیت مدنی ارائه شدهاند؛ از جمله نظریه تقصیر، نظریه خطر، نظریه تضمین حق، و نظریه عدالت ترمیمی. نظریه تقصیر، که در حقوق ایران نیز جایگاه برجستهای دارد، بر این اصل استوار است که مسئولیت تنها در صورت اثبات تقصیر عامل زیان قابل تحقق است. در مقابل، نظریه خطر، با محوریت مسئولیت بدون تقصیر، در مواردی چون فعالیتهای خطرناک یا استفاده از ابزارهای صنعتی، مسئولیت را صرفنظر از اثبات تقصیر، متوجه عامل زیان میداند.
در حوزه مسئولیت غیرقراردادی، عناصر سهگانه «فعل زیانبار»، «ورود ضرر» و «رابطه سببیت» از ارکان تحقق مسئولیت محسوب میشوند. اثبات رابطه علیت میان فعل و ضرر، یکی از دشوارترین مراحل در دعاوی مسئولیت مدنی است که در رویه قضایی نیز با چالشهای تفسیری مواجه است. همچنین، مفهوم «ضرر قابل جبران» شامل خسارات مادی، معنوی و در برخی موارد، خسارات احتمالی یا آینده است که در حقوق تطبیقی، دامنه شمول آن متفاوت است.
در تحلیل تطبیقی، حقوق فرانسه با پذیرش مسئولیت بدون تقصیر در موارد خاص، و حقوق انگلستان با تأکید بر دکترین Tort، الگوهای متفاوتی از مسئولیت مدنی ارائه میدهند. حقوق ایران، با تأثیرپذیری از فقه امامیه و حقوق فرانسه، رویکردی تلفیقی دارد که در برخی موارد، به ابهام در تعیین مبنا و قلمرو مسئولیت منجر شده است.
تحولات نوین مانند مسئولیت مدنی ناشی از دادههای شخصی، هوش مصنوعی، و فعالیتهای دیجیتال، ضرورت بازنگری در مفاهیم سنتی مسئولیت را ایجاب میکند. در این زمینه، تدوین مقررات خاص، توسعه نظریههای نوین، و بازتعریف مفاهیم سنتی مانند تقصیر و رابطه سببیت، از الزامات حقوقی عصر دیجیتال است.
در پایان، مسئولیت مدنی نهتنها ابزاری برای جبران خسارت، بلکه سازوکاری برای پیشگیری از رفتارهای زیانبار و ارتقاء فرهنگ مسئولیتپذیری در جامعه است. توسعه این نهاد، مستلزم تعامل میان حقوق داخلی، حقوق تطبیقی، و مقتضیات اجتماعی و فناوریهای نوین است.