ای کلک کوچک من
بشکاف
قلب خونین دریا را
و سرمستانه
بتاز
ای زیبای من
حال که کبوداند
ابرها
و رقصان است
گیسوی لخت دریا
تو نیز برقص!
آه ای کلک خیالانگیز من
آیا میبینی
قهقهی ماهیان شادکام را؟
آیا میچشی
پرواز سفیران لغزنده دریا را؟
و آیا حس میکنی
قلب سبز ابرها را؟
حال که تلاطمهای گستاخ
پاروهایم را ربودند
بجایم پارو بزن
و پیش رو ...
ای قایق کوچک من
