چرا برنامه نویس ها حقوق دان های خوبی میشوند ؟

تا بحال از خودتون سوال کردید اگر یک برنامه نویس روزی برسه که از شغل خودش خسته بشه و یا به هر طریقی دلش بخواد در یه رشته دیگه فعالیت کنه در کدوم رشته موفق تر از بقیه عمل میکنه ؟

هرکس بنا به سلیقه شخصی خودش میتونه پاسخ های متنوعی بده و ممکنه عده زیادی بگن در یک رشته مهندسی دیگر یا یکی از رشته های پزشکی که ارتباطی با تکنولوژی و الگوریتم ها داشته باشه !

پاسخی که قراره من به این سوال بدم ممکنه باعث تعجب خیلی از شماها بشه و حتی نتونید قبول کنید ! یکی از کوچکترین اثراتی که این شغل در ذهن ما بجای میگذاره دیدگاه باینری است ، در مرور زمان این شغل آرام آرام بدون اینکه خودمون متوجه بشیم تاثیر بسزایی در عملکرد ذهن ما و دیدگاهمون به دنیا میگذاره . ساعت های طولانی تک تک ما در مورد شباهت های جهان خاکی با کامپیوترها تفکر کردیم و دائم مسائل اطرافمون رو مثل برنامه ها تحلیل کردیم . ذهن تک تک هر برنامه نویسی رو بگردید دیدگاههای بسیار منطقی در مورد تحلیل مسائل روزمره را پیدا خواهید کرد ! حتی همکارانی داشته ام که صحنه اعدام برای آنها نه تنها بسیار عادی بوده است بلکه چنان استدلال های منطقی و بی رحمانه ای عنوان کرده اند که هر هر شنونده ای راهی بجز تسلیم شدن در مقابل آنها را ندارد .

از طرفی باید این نکته را در نظر بگیریم که برنامه نویس ها در عین حال محققان بسیار توانمند و خبره ای هستند . گاهی هفته ها و گاها ماهها در مورد مسائل مختلف بدون خستگی تحقیق کرده اند ! برای همین از ابتدا به سختی و بعدا شیرینی و لذت دانستن پی برده اند ! تک تک ما داخل پروژه ها و ... به مواردی برخورده ایم که لزوم پیاده سازی آن تحقیق و تفکر های طولانی بوده و برای همین تنبلی ذهنی که یکی از بزرگترین آفت اکثر دانشجویان ایرانی است در برنامه نویس ها پیدا نمیشود !

قدرت استدلال برنامه نویس ها در حل مسائل اگر به نیرومندی هندسه دان ها نرسد بدون شک به مراتب بسیار قوی تر از دیگران است . هر برنامه نویسی عادت دارد از کنار هم قرار دادن مسائل کوچک سیستم های پیچیده بوجود بیاورد و مسائل پیچیده و بزرگ را برای فهم بهتر به مسائل کوچک تر خرد کند . سر و کله زدن با الگوریتم ها و مسائل پیچیده ای که در طول روز با آنها مواجه میشود یواش یواش ذهن او را اینگونه تربیت میکنند که در نگرش او به تمام مسائل منطق و روابط ریاضی وار دیده میشود و همین باعث میشود قدرت استدلال فوق العاده ای حتی در جهان بیرون از کامپیوتر داشته اند !

هیچکس مثل برنامه نویس ها عادت به خواندن کتاب های خسته و کسل کننده که هیچ جذابیتی ندارند ندارد ! به خواندن کتاب های برنامه نویسی خشک و بی جان که برخلاف کتاب تاریخ و ادبیات و زیست شناسی هیچ جذابیتی ندارند هیچس کس مانند برنامه نویس ها عادت نکرده است .

تمام این خصوصیت هایی را که در بالا ذکر کرده ام دانشجویان حقوق برای بدست آوردنشان مجبور به تلاش و پشت کار فوق العاده ای هستند ، برای مثال :

  • اکثریت دانشجویان حقوق از فهم روابط و منطق نهفته در پشت مسائل حقوقی و قوانین عاجزند
  • کتاب های حقوقی مانند کتاب های برنامه نویسی بی جان و خشک هستند و برای اکثریت مردم کسل کننده میباشند .
  • برای موفق بودن در رشته حقوق باید روحیه تحقیق داشته باشید .

چند نفر از دوستانی که من نیز داشته ام و قبلا با من همکار بودند و الان مشغول شغل وکالت یا قضاوت میباشند این حقیقت را به زیبایی ثابت کرده اند ! رشته حقوق احتیاج به خصوصیت و خصلت هایی دارد که درون هر برنامه نویس ماهری یافت میشود ! برای همین توصیه میکنم اگر روزی بنا به هر دلایلی خواستید به رشته دیگری نیز فکر کنید حقوق را فراموش نکنید !! مطالب و کتب حقوقی برای قشر ما باور کنید در مقابل کتب و الگوریتم های پیچیده ای که دود از کنده بلند میکنند یک بستنی خوشمزه است . تازه قانون برخلاف تکنولوژی به زمان بالاتری برای تغییر احتیاج دارد و یک بار که یاد گرفتید گاها تا آخر عمر کفایت میکند :)