45ـ و هو موجه إلي الناس (يا ايها الناس) والذي متكرر عشرين مرة في القرآن و هو عنوان شامل وعام. و يظهر ان القرآن ليس خاصاً بقبيلة أو عرق، أو طبقة معينة، و لا لطبقات معينة. بل شاركت في دعوتها العامة ودعت الجمیع إلي عبادة الإله الواحد و محاربة اي الشرك و الانحراف عن خط التوحيد.
45- It is addressed to the people (ya ayahuaalnas), which is repeated twenty times in the Quran, and it is a comprehensive and public address. It shows that the Quran is not specific to a particular race, tribe, or class, nor to certain strata. Rather, it has participated in its general invitation and has invited everyone to worship the one God and fight against any polytheism and deviation from the line of tawhid (Monotheism).
45ـ خطاب به "یا ایها الناس" که در قرآن بیست مرتبه تکرار شده و خطابی جامع و عمومی است. نشان میدهد که قرآن مخصوص نژاد، قبیله، طایفه و قشرهای خاصی نیست، بلکه در دعوت عام خود شرکت داده و همه را به پرستش خدای یگانه و مبارزه با هر گونه شرک و انحراف از خط توحید دعوت کرده است.
46ـ Pوَ إِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَO. (60/بقرة)
46- And when Moses prayed for water for his people, we said," Strike the rock with your staff." Thereat twelve fountains gushed forth from it; every tribe came to know its drinking-place." Eat and drink of Allah's provision, and do not act wickedly on the earth, causing corruption." (60)
46ـ و (به ياد آوريد) زمانى را كه موسى براى قوم خويش، آب طلبيد، به او دستور داديم: «عصاى خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشيد؛ آن گونه كه هر يک (از طوايف دوازدهگانه بنى اسرائيل)، چشمه مخصوص خود را مىشناختند! (و گفتيم:) «از روزيهاى الهی بخوريد و بياشاميد! و در زمين فساد نكنيد!» (60 / بقره).
47ـ Pوَ إِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَ قِثَّائِهَا وَ فُومِهَا وَ عَدَسِهَا وَ بَصَلِهَا قَالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ بَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا يَکْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذٰلِكَ بِمَا عَصَوْا وَ کَانُوا يَعْتَدُونَO. (61/بقرة)
47- And remember when you have a protest," to Moses," that we would not wait for one type of food. So, ask of your Lord to bring plants from the earth for us, such as vegetables, cucumbers, garlic, lentils, and onions. " Musa said," Do you want the better food that you have, replaced by something worse than it? Now that your request is this, go down to the city of Egypt, where you asked for! They are ready, can tempt and humiliation were destined for them, and when they did not stop their oppression and disobedience and disbelieved in God’s revelations and prophets, and they killed the prophets unjustly. They were once again caught in God’s anger and wrath. (61)
47ـ و (به ياد آريد) وقتى كه به موسى اعتراض كرديد كه ما بر يک نوع طعام صبر نخواهيم كرد، از خداى خود بخواه تا براى ما از زمين نباتاتى برآورد مانند سبزى و خيار و سير و عدس و پياز. موسى گفت: آيا مىخواهيد غذاى بهترى را كه داريد به پستتر از آن تبديل كنيد؟ (حال كه تقاضاى شما اين است) به شهر مصر فرود آييد كه در آنجا آنچه درخواست كرديد مهيّاست. و بر آنها ذلّت و خوارى مقدّر گرديد، و چون دست از ستمكارى و عصيان برنداشته و به آيات خدا كافر مىگشتند و انبيا را به ناحق كشتند ديگر بار به خشم و قهر خدا گرفتار شدند. (61 / بقره).
48ـ الأنبياء قتلوا علی ید اليهود: قال إن الأنبیاء اليهود بطرق مختلفة مثل فصل الرؤوس، و إلقاء الاحیاء في الأبار، و الغلی في غلاية، و الحرق و... قتلوا و ما إلي ذلك، وسيط لقتل العديد من الأنبياء بأمر الملوك و أيدي الكفار والمشركين قد تم ذبحهم (كل ما تراه اليوم منهم).
48-The prophets were murdered by the Jewish: Have said that Jewish prophets in various ways such as to separate the heads, alive throw in the wells, to boil in a boiler, to burn and …they were killed and so on, mediator for killing many prophets by the command of kings and the hands of the infidels and polytheists have being done slaughtered (everything that you see today from them).
48ـ پیامبر کشی یهود: گفتهاند که یهودیان بسیاری از پیامبران را با روشهای گوناگون از قبیل سر بریدن زنده در چاه انداختن در دیگ جوشاندن سوزاندن و... میکشتند و غیر از آن واسطه کشتن بسیاری از پیامبران به امر پادشاهان و به دست کفار و مشرکان گردیدند (هر آنچه که امروز از آنها میبینید).
49ـ Pإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَ النَّصَارَى وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَO. (62/بقرة).
49- And those who believed in the prophet of Islam, and those who converted to Judaism, and Christians, and the Sabians (follower of prophet Yahya), whenever they believe in God and the Day of Resurrection and do righteous deed, their reward is certain with God; And there is no fear or sadness for them. (each one of the followers of divine prophets, who have acted according to the duties and orders of religion in their age and time, are paid and salvation). (62)
49ـ كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آوردهاند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارى و صائبان [پيروان يحيى] هرگاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هيچ گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، بر طبق وظايف و فرمان دين عمل كردهاند، مأجور و رستگارند). (62 / بقره)
50ـ إذا اتبعت أي دين، فهي وسيلة للخلاص؟ نعم، كما ورد في نص الآية في نفس الوقت والزمان، فقط في وقت حياة النبي ولكن بعد وفاة النبي يجب أن تشير إلي النبي القادم. كما هوالحال في في حالة فوت سلطاني سیختار سلطاني آخر أو عند ما یرقی النجاح في أی فصل دراسي إلی مستوي اعلي، بالإضافة إلي ذلك، فهذا أمر الهي. و بالإشارة إلي الآية 85 من آل عمران.
هذه الآية المفهوم العالم عن الإسلام و هو نفسه الإستسلام، للحقيقة، بمعناه الخاص ينقل دين الإسلام الذي هو المثال الأكثر اكتمالا علي ذلك و يقول: لا احد مقبول اليوم إلا الدين الإسلامي مع احترام جميع الأديان السماويه، برنامج الجنس البشري اليوم هو الإسلام. تماما مثل طلاب الدكتوراه مع احترام جميع الدورات التي يتم تدريسها في مستويات مختلفة من التعليم، يجب أن يتبع الدرس الوحيدة في مستوي الدورة التدريبية و معالجة غير ذلك لن يكون سوي الضرر والخسارة، اولئك الذين لديهم تقليد في غير محله و عن طريق التحيز الجاهل و يبنون لهم قضايا عرقية و خرافات و رفض دين الله، من دون شك سيعانون من الخسائر والخسائر و باستثناء الندم و خسارة الحياة و لن يحصل رأس المال علي أي نتيجة.
50- If one follows any religion, is it a means for salvation? Yes, as mentioned in the text of the verse, at the same time, that is, only at the time of the prophet’s life, but after the death of the prophet, you should refer to the next prophet. As in the effect of the death of Soltani, another Soltani will choose, or when success in any class upgrades to the higher class, in addition, this is a divine command.
Concerning verse 85 of Al-Imran …This verse has a general concept of Islam, which is the same as surrender to truth. in its special sense, it transmits the religion of Islam, which is the most complete example of that, and says: No one is accepted today except the Islamic religion while respecting all divine commands. The program for mankind today is Islam. Just like Ph.D. students who respect all courses taught at different levels of education, the only lessons in the course level that they should follow and address, other than that, will be nothing but damage and loss. Those who are with misplaced dy imitation and by ignorance prejudices and build racial issues and superstitions and reject God’s religion. Without a doubt, they will suffer losses and losses, and except for the regret and the loss of life and the capital of life, they will not get any result.
50ـ آیا پیروی از هر آئینی، مایه نجات است؟ بله، همانطوری که در متن آیه ذکر شده در همان عصر و زمان یعنی فقط در زمان حیات آن پیغمبر ولی بعد از فوت آن پیغمبر باید به پیغمبر بعدی رجوع کرد. همانطوری که در اثر فوت سلطانی سلطانی دیگر انتخاب میکنند و یا در صورت موفقیت در هر کلاس به کلاس بالاتر ارتقاء مییابد، علاوه بر آن این یک دستور الهی است.
و با ارجاع به آیه 85 عمران این آیه، مفهوم عام اسلام را که همان تسلیم بودن در مقابل حق است، به مفهوم خاص آن یعنی آئین اسلام منتقل میکند که کاملترین نمونه آن است و میگوید: امروز جز آئین اسلام از هیچ کس پذیرفته نیست در عین محترم بودن همه ادیان الهی، برنامه امروز بشر، اسلام است. همانگونه که دانشجویان دوره دکتری در عین احترام به تمام دروس که در مقاطع مختلف تحصیلی خواندهاند، تنها دروس سطح دوره خودشان را باید دنبال کنند و پرداختن به غیر از آن جز زیان و خسارت چیزی نخواهند داشت، آنها هم که با تقلید نابجا و تعصب جاهلی و مسائل نژادی و خرافات خود بسازند و پشت به آئین خدا کنند، بدون شک گرفتار زیان و خسران خواهند شد و جز تأسف و ندامت از بر باد دادن سرمایههای عمر، نتیجهای نخواهند گرفت.
51ـ Pوَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَO. (آل عمران/85)
51- Should anyone follow a religion other than Islam, it shall never be accepted from him, and he will be among the losers in the Hereafter. (85)
51ـ و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق)، آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت از زیان کاران است. (آل عمران / 85).
52ـ Pوَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَ ذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاکِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَO. (83/ بقرة)
52- And when We took a pledge from the Children of Israel:" Worship no one but Allah, do good to parents, relatives, orphans, and the needy, and speak kindly to people, and maintain the prayer, and give the zakat," you turned away, except a few of you, and you were disregardful. (83)
52ـ و (ياد آريد) هنگامى كه از بنى اسرائيل عهد گرفتيم كه جز خداى را نپرستيد و نيكى كنيد درباره پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران، و به زبان خوش با مردم تكلّم كنيد و نماز به پاى داريد و زكات (مال خود) بدهيد، پس شما عهد شكسته و روى گردانيديد جز چند نفرى، و شماييد كه از حكم خدا برگشتيد. (83 / بقره).
53ـ Pوَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَکُمْ لَا تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ لَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِيَارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَO. (84/بقرة)
53- And when We took a pledge from you:" You shall not shed your [own people's] blood, and you shall not expel your folks from your homes," you pledged, and you testify [to this pledge of your ancestors]. (84)
53ـ و (به ياد آريد) هنگامى كه از شما عهد گرفتيم كه خون يكديگر را نريزيد و يكديگر را از خانه و ديار خود نرانيد، پس بر آن عهد اقرار كرده و خود شما بر آن گواه مىباشيد. (84 / بقره).
54ـ Pوَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَ قَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَ أَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّمَا جَاءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَO. (87/بقرة)
54- Certainly, we gave Moses the Book, and followed him with the apostles, and We gave Jesus, the son of Mary, manifest proofs, and confirmed him with the Holy Spirit. Is it not that whenever an apostle brought you that which was not to your liking, you would act arrogantly; so, you would impugn a part [of them], and slay [another] part? (87)
54ـ و ما به موسى كتاب تورات عطا كرديم و از پى او پيغمبران فرستاديم و عيسى پسر مريم را به معجزات و ادلّه روشن، حجتها داديم و او را به واسطه روح القدس توانايى بخشيديم. آيا هر پيغمبرى كه از جانب خدا اوامرى بر خلاف هواى نفس شما آرد گردنفرازى و سرپيچى نموده و (از راه حسد) گروهى را تكذيب كرده و جمعى را به قتل مىرسانيد؟! (بقره / 87).
55ـPقُلْ مَنْ کَانَ عَدُوّاً لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدًى وَ بُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَO. (97/بقرة)
55- Say," Whoever is an enemy of Gabriel [should know that] it is he who has brought it down on your heart with the will of Allah, confirming what has been [revealed] before it, and as a guidance and good news to the faithful." (97)
55ـ (آنها مىگويند: «چون فرشتهاى كه وحى را بر تو نازل مىكند، جبرئيل است، و ما با جبرئيل دشمن هستيم، به تو ايمان نمىآوريم!») بگو: «كسى كه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است؛ در حالى كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكند؛ و هدايت و بشارت است براى مؤمنان.» (97 / بقره).
56ـ Pمَنْ کَانَ عَدُوّاً لِلَّهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيکَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکَافِرِينَO. (98/بقرة)
56- [Say,]" Whoever is an enemy of Allah, His angels and His apostles, and Gabriel and Michael, [let him know that] Allah is indeed the enemy of the faithless." (98)
56ـ كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل باشد (كافر است؛ و) خداوند دشمن كافران است. (98 / بقره).
57ـ اربعة ملائكة مقربين: عادة ما تدرج الكتب الإسلامية أربعة ملائكة مقربين من الله مثل جبرائيل، ميكائيل، إسرافيل، عزرائيل من بينهم، جبرئيل للجميع هو الأفضل، هؤلاء الملائكة هم وسطاء الله في الأعمال: جبريل، هو وسيط الوحي الإلهي، ميكائيل هو وسيط رزق المخلوقات وسبل عيشها، إسرافيل، هو وسيط قيامة الأموات عند القيامة، و عزرائيل هو وسيط لأخذ الروح.
57- Four near (favorite) angels: Islamic books usually mention four close angels of God as Gabriel, Michael, Israfil, and Azrael. Among them, Gabriel is the best. These angels are the mediators of God in works: Gabriel is the mediator of divine revelation; Michael is the mediator of the sustenance and livelihood of the creatures; Israfil is the mediator of the resurrection of the dead at the resurrection, and Azrael is the mediator of the receipt of the soul.
57ـ چهار فرشته مقرب: کتب اسلامی معمولاً چهار فرشته مقرب خدا را جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل شمردهاند که از میان آنها جبرئیل از همه برتر است. این فرشتگان واسطههای خداوند در کارها هستند: جبرئیل، واسطه وحی الهی؛ میکائیل واسطه رزق و روزی مخلوقات؛ اسرافیل واسطه زنده کردن مردگان در قیامت و عزرائیل، واسطه قبض روح است.
58ـ Pرَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُO. (128/بقرة)
58- "Our Lord, make us submissive to You, and [raise] from our progeny a nation submissive to You, and show us our rites [of worship], and turn to us clemently. Indeed, you are the All-clement, the All-merciful. (128)
58ـ پروردگارا، دل ما را تسليم فرمان خود گردان و فرزندان ما را نيز امتى تسليم و رضاى خود بدار، و راه پرستش و طاعت را به ما بنما و بر ما (وظيفه بندگى را) سهل و آسان گير، كه تويى توبهپذير و مهربان. (128 / بقره).
59ـ Pإِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَO. (131 / بقرة)
59- When his Lord said to him," Submit," he said," I submit to the Lord of all the worlds." (131)
59ـ آنگاه (برگزيده شد) كه خدا به او فرمود: اى ابراهيم سر به فرمان خدا فرود آر، عرض كرد: پروردگار عالميان را مطيع فرمانم. (131 / بقره).
60ـ Pوَ وَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَO. (132/ بقرة)
60- Abraham enjoined this [creed] upon his children, and [so did] Jacob, [saying], "My children! Allah has indeed chosen this religion for you; so never die except as Muslims." (132)
60ـ و ابراهيم و يعقوب بدين گونه به فرزندان خود سفارش و توصيه نمودند كه اى فرزندان من، خدا براى شما آيين پاک برگزيد، پس (پيروى كنيد و) تا گاه جان سپردن الّا تسليم رضاى خدا نباشيد. (132/ بقره)
61ـ Pأَمْ کُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلٰهَكَ وَ إِلٰهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِلٰهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَO. (133/بقرة)
61- Were you witnesses when death approached Jacob, when he said to his children," What will you worship after me?" They said," We will worship your God, and the God of your fathers, Abraham, Ishmael, and Isaac, the One God, and to Him do we submit." (133)
61ـ شما كى و كجا حاضر بوديد هنگامى كه مرگ يعقوب در رسيد و به فرزندان خود گفت كه شما پس از مرگ من كه را مىپرستيد؟ گفتند: خداى تو را و خداى پدران تو ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه معبود يگانه است و ما مطيع فرمان اوييم. (133 / بقره).
62ـ طقوس الناس الذین کبروا: العقل الناضج و السلیم یأمر الانسان بالسعادة و التنمیة و ذکر القرآن، أنّ السبیل الوحید للسعادة هو التوحید الصادق و الخضوع للّه و هو حق طقوس ابراهیم فالحكيم بفكره بعد معرفة ابراهيم و طقوسه، إنه يعرف السعادة فی اتباع مثل هذا الشخص و من یبتعد عن دین ابراهیم عناداً و تعصباً، في الحقیقة، هو لم ینمو فكرياً، و هو احمق.
62- The rituals of the people who have grown: A person has grown and is healthy, intellect commands man to happiness and development, and the Qur’an has stated that the only way to happiness is sincere monotheism and submission to God, which is the truth of Abraham’s rituals. the wise man, by his intellect, after knowing Abraham and his ritual, knows happiness in following such a person, and one who turns away from the religion of Abraham out of stubbornness and prejudice, he has not grown intellectually and is an idiot.
62ـ آئین افراد رشد یافته: عقل رشد یافته و سالم، انسان را به راه سعادت و تکامل امر میکند و قرآن، تنها راه سعادت را توحید خالصانه و تسلیم بودن در برابر خداوند که حقیقت آئین ابراهیم است ـ بیان فرموده است. پس انسان عاقل بواسطه عقلش پس از شناخت ابراهیم و آئین او، سعادت را در پیروی از چنین انسانی میداند و کسی که از روی لجاجت و تعصب از آئین ابراهیم روی بگرداند در حقیقت از نظر عقلی رشد نکرده و سفیه است.
63ـ معني الإسلام و درجاته: إن الإسلام والخضوع يعنيان أن أحداً شیئاً یخضعان لآخر و لا یعصیان ابداً. في هذه الآية و مثلها، الإسلام يعني الخضوع المطلق للأوامر الإلهية، و ما جاء من الله. أن یکون الاستسلام لله في تنفیذ القواعد والأوامر الإلهية، بدرجات متفاوتة. إن اولی مراحل الإسلام، هو الإعتراف اللغوي بأنه وحدانية الله و من المعارف الهية أخری التي نسميها الاستشهاد. مما لا شك فيه، أن الغرض من فضل الإسلام ابراهيم النبي (ع) في هذه الآيات، ليس من درجة من الإسلام؛ بل الخضوع لله هو مثل العبد، لا تعرف الذات صاحب أي شيء، والله هو المالك الحقيقي لكل الأشیاء بما یعمله الوجود الذات، في هذه الحالة تكون ارادة الله مطلبه، و تكون كل جهوده لرضا الله.
63- Meaning and degrees of Islam: Islam and submission. Both mean that someone or something is obedient to another and never disobeys. in this verse and like it، Islam means absolute submission to divine commands and what has come from God. To surrender to God in the implementation of the rules and divine orders has different degrees. The earliest stage of Islam is the linguistic confession to the oneness of God, and it is other divine knowledge that we call the Martyrdoms. Undoubtedly, the purpose of Islam’s excellence Abraham (AS) in these verses is not a degree of Islam; Rather, submission to God is such that the servant does not know himself the owner of anything, and God is the true owner of all things, including self-existence. In this case, God’s will be his request, and all his efforts to obtain the satisfaction of God will be.
63ـ معنا و درجات اسلام: اسلام و تسلیم هر دو بدین معنا هستند که کسی و چیزی مطیع دیگری باشد و هرگز نافرمانی نکند. در این آیه و مانند آن، اسلام یعنی تسلیم مطلق بودن در برابر دستورات الهی و آنچه از خدا رسیده است. تسلیم خدا بودن در اجرای مقررات و دستورهای الهی، درجات متفاوتی دارد. پائینترین درجه اسلام، اقرار زبانی به یگانگی خداوند و دیگر معارف الهی است که آن را شهادتین مینامیم. بی شک مقصود از اسلام حضرت ابراهیم (ع) در چنین آیاتی، این مرتبه از اسلام نیست: بلکه تسلیم بودن در برابر خدا بدین صورت است که بنده، خود را مالک هیچ چیزی نداند و خدا را مالک حقیقی همه اشیاء و از جمله وجود خود شناسد. در این صورت، خواست خدا، خواست او خواهد شد و تمام تلاشش برای بدست آوردن رضایت خداوند میشود.