ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۶ دقیقه·۴ روز پیش

2 -الإسلام،رسالة جميع الأنبياء

ـ Pبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِO (1 / الفاتحة)

In the Name of Allah the all-beneficent, the All-merciful. (1)

به نام خداوند بخشنده مهربان. (1)

2ـ تعريف اسلام: المسلم ليس من أتباع النبي الإسلام. من حيث القرآن، بل يعني الخضوع المطلق لأمر الله والتوحيد الكامل وهو خالص من كل شرك، وأن النبي إبراهيم كان حاملاً لواءه.

Definition of Islam: A Muslim is not a follower of the Prophet of Islam in terms of the Qur’an. Rather, it means absolute submission to the command of God and complete monotheism, which is free from all polytheism; the prophet Abraham was the flagbearer of it.

 2ـ تعریف اسلام: مسلم در اصطلاح قرآن به معنی پیروان پیامبر اسلام نیست. بلکه اسلام به معنی تسلیم مطلق بودن در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هرگونه شرک و دو گانه پرستی است که حضرت ابراهیم پرچم­دار آن بود.

3ـ Pلَا إله إلّا اللهُ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَO.‌

There is no god except God, and we are only surrendered to God order.

نیست معبودی جز خدای یگانه که فقط تسلیم امر او هستیم.

4ـ Pلَا إلهَ إلّا اللهُ المَلِكُ الحَقّ المُبِينO.

There is no god other than the only God who is the privileged sultan.        

نيست معبودی جز خدای یگانه که سلطان حق آشکار است.

5ـ Pلَا إله إلّا اللهُ وَحدَهُ لَا شَرِيكَ لَهO.

There is no worthy god except the only God who has no partner.            

نیست معبودی جز خدای یگانه که هیچ شریکی ندارد.

6ـ Pاهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَO (6 / الفاتحة)

Show us the straight way (6)

تو ما را به راه راست هدايت فرما. (6)

7ـ الصراط المستقیم: هذا يعني مساراً واضحاً و سلساً لا يوجد انحراف في أي اتجاء هي تعني نفس عبادة الله و دين الحق إن تكون مطيعاً لأوامر الله إن يكون خضوعاً خالصاً لأوامر. البرنامج الوحيد الذي يقود الإنسان إلي السعادة الأبدية و لا يوجد فيه جزء خاطي.

7- Straight path: That is the clear, wide, and smooth path that does not deviate in any direction, and it means the same religion as a worship of God and the religion of truth, and to be obedient to Allah’s commands (to be pure submission to the commands of God). The only program that leads a person to eternal happiness, and there is no wrong point in that.

7ـ صراط مستقیم: یعنی راه روشن و وسیع و همواری که به هیچ طرف انحراف ندارد و مراد از آن، همان آئین خداپرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورهای خدا است (تسلیم محض بودن به اوامر الهی). تنها برنامه­ای که انسان را به سعادت ابدی می­رساند و ذره­ای اشتباه در آن راه ندارد.

8ـ Pذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَO. (2 / بقرة)

This is the greatness Book; that there is no doubt about it and it is a source of guidance for those who fear Allah. (2)

اين كتاب با عظمتى است كه شک در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است. (2/ بقره).

9ـ التوجیه: يعني الإرشاد إظهار الطریق بطريقة توجه الشخص إلي وجهة دون انحراف.  

 Guidance: Guidance means to show the way in a way that directs a person to a destination without deviation

هدایت: هدایت یعنی نشان دادن راه به گونه­ای که انسان را بدون انحراف به مقصد برساند.

المرشد: القائد هو الشخص الذي یتقدم علي المجموعة و یظهر لهم الطریق الصحیح.

Leader: A leader is someone who is moving ahead of a group and showing them, the right path

هادی: و هادی کسی است که پیشاپیش گروهی حرکت می­کند و راه راست را به آنها نشان می­دهد.

10ـ الغرض من نزول القرآن (أو كتب السماویة أخري مثل المزمور و الكتاب المقدس، و التوراة و الإنجیل): الله في عدة آيات مثل هذه الآية، قدم الله القرآن ككتاب هداية و هو في الحقيقة توجيه خالص. و هو هداية لا سبيل فيها إلي الضلال والظلام، و هدف الله من نزول القرآن إظهار الطريق الذي يؤدي إلي السعادة الأبدية للإنسان. والأنبياء هم المرشدون و يظهرون الطريق الصحيح. لذلك يجب علي خدام الله أن يستمعوا إلي كل مشورة الأنبیاء، و علیهم أن يؤمنوا بالکتب السماویة و لا يميزوا بین الأنبیاء الله. في ضوء هذه النقطة يتضح أن أحد مقاصد نزول القرآن الكريم يعبر عن تاريخ الأنبياء الزمن الماضي و يذكر مختلف الجماهير... و هذه هي الهداية الوحيدة و رمز السعادة للإنسان.   

10- The purpose of the revelation of the Quran or other heavenly books, such as the Psalms, the scriptures, the Torah, and the Gospel: Allah, in several verses, such as this verse, has introduced the Quran as a book of guidance, and it is indeed pure guidance. And it is guidance in which there is no way to be misguided and in darkness. And God’s purpose in revealing the Qur’an is to show the way that leads to the eternal happiness of human beings. And the prophets are the guides, and they show the right path. Therefore, the servants of the Lord must listen to all the counsel of the prophets, and they must believe in the heavenly books and make no distinction between divine prophets. According to this point, it becomes clear that one of the purposes of the Qur’an’s revelation is to express the history of the prophets and the relatives of the past and mention of various public and … these are the only guidance and symbol of happiness for man.

10ـ هدف از نزول قرآن (یا بقیه کتابهای آسمانی زبور، صحف، تورات و انجیل): خداوند در آیات متعددی مانند همین آیه قرآن را کتاب هدایت معرفی کرده است و به راستی هدایت محض است و هدایتی است که هیچگونه گمراهی و تاریکی در آن راه ندارد و هدف خداوند از نازل کردن قرآن نشان دادن راهی است که به سعادت ابدی انسانها منجر می­شود. و پیغمبران هادی هستند و راه را نشان می­دهند. لذا بندگان خداوند باید به تمام اندرزهای پیامبران گوش فرا دهند و به تمام کتابهای آسمانی ایمان داشته باشند و میان پیامبران الهی هیچ فرقی نگذارند. با توجه به این مطلب، روشن می­شود که یکی از اهداف نزول قرآن بیان تاریخ پیامبران و اقوام گذشته و ذکر مطالب عمومی گوناگون و... است، که تنها هدایت و نشان دادن راه سعادت به انسان است.

11ـ القرآن؛ یفصل بین الحقیقة و الباطل: "فرقان، الكتاب المقدس" تعني الفاصل و معناه في هذه الآية، إنه القرآن؛ لأن القرآن هو افضل وسيلة لمعرفة الحقيقة من الباطل في جميع أنظمة الحياة البشرية و طوال الحياة. القران معيار قوي للفكر والأفكار، والقوانين، و الآداب والأخلاق. لهذاالسبب نقرأ في رواية من رسول الله صلي الله عليه و آله: "عند ما تغطيك الفتن مثل جزء من الليل الحالك، احتمي بالقرآن". و من المثیر بالأهتمام، أن جوهر الله ينعم بوحي فرقان، أي أن القرآن الذي يفصل بين الحق و الباطل، و هذا يدل علی أن أعظم نعمة هي أن الإنسان في يده وسيلة لمعرفة الصواب من الخطأ.

11- The Quran separates truth from falsehood: " Furqan “means the separator, and its meaning in this verse is the Qur’an. Because the Qur’an is the best means of recognizing truth from falsehood in all human life, regular order, and throughout life. The Qur’an is a strong criterion for thoughts, ideas, laws, decrees, manners, and ethics. for this reason, we read in a narration from the prophet (PBUH) of God: “When seditions catch you like part of a night, take refuge in the Quran. “worthy of attention, the essence of God is blessed by the revelation of Forqan, that is, the Qur’an which separates truth from wrong, has been introduced and this shows that the greatest good and blessing is that man has in his hand a means of knowing the truth from wrong.

 11ـ قرآن؛ جدا کننده حق و باطل: «فرقان» یعنی جدا کننده و منظور از آن در این آیه، قرآن است؛ چرا که قرآن بهترین وسیله شناخت حق از باطل در تمام نظام حیات بشر و در طول زندگی است. قرآن، معیار محکمی در زمینه افکار و عقائد و قوانین و احکام و آداب و اخلاق است. بهمین جهت در روایتی از پیامبر خدا (ص) می­خوانیم: «هنگامی که فتنه­ها همچون قسمتی از شب تاریک شما را پوشاند، به قرآن پناه برید». جالب توجه این که مبارک بودن ذات پروردگار، به وسیله نزول فرقان، یعنی قرآنی که جدا کننده حق از باطل است، معرفی شده و این نشان می­دهد که برترین خیر و برکت آن است که انسان وسیله­ای برای شناخت حق از باطل در دست داشته باشد.

12ـ Pيا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَO. (21/ بقرة)

 O people! To praise only God who created you and your predecessors, let it be you become pious and pure. (21)

اى مردم، بپرستيد خدايى را كه آفريننده شما و پيشينيان شماست، باشد كه پارسا و منزه شوید. (21 / بقره)

 13ـ كتاب للجميع: موجهة إل "يا ايها الناس" هو ما يتكرر عشرين مرة في القرآن و عنوان شامل و عام، يظهر أن القرآن خاصاً بالعرق أو القبيلة أو الطبقة الخاصة، بل دعا الجميع في دعوة للمشاركة والجميع لعبادة الله وحده محاربة أي شرك بالله و انحراف عن سلالة التوحيد.

13- A book for everyone: To “People” which is repeated twenty times in the Qur’an and a comprehensive and public address, it shows that the Qur’an is not specific to race ‘tribe ‘or particular stratum ‘rather, He invited everyone in his invitation to participate and everyone to worship the only God and fight against any polytheism and deviation from the line of tawhid (monotheism) has invited.

13ـ کتابی برای همه: خطاب به «یا ایها الناس» که در قرآن بیست مرتبه تکرار شده و خطابی جامع و عمومی است، نشان می­دهد که قرآن مخصوص نژاد، قبیله، طایفه و یا قشر خاصی نیست، بلکه همگان را در دعوت خود شرکت داده و همه را به پرستش خدای یگانه و مبارزه با هر گونه شرک و انحراف از خط توحید دعوت کرده است.

14ـP وَ إِنْ کُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَO. (23/ بقرة)

14- And if you have any doubts about the Qur’an that We have sent down to Our servant Muhammad (PBUH), then brought a surah like it, and recited your witnesses other than God, if you are telling the truth. (23)

14ـ و اگر شما را شكّى است در قرآنى كه بر بنده خود (محمد صلّى اللَّه عليه و آله) فرستاديم، پس بياوريد يک سوره مانند آن، و گواهان خود را بخوانيد به جز خدا، اگر راست مى‏گوييد. (23/ بقره)

15ـ عدم قدرة الجميع علي إحضار مثل القرآن: الله في هذه الآية و آيات أخري من القرآن الآية 38 يونس والآيات 13، 14 هود، الآية 88 الأسراء و الآيات 33، 34 سورة الطور. جميع المخلوقات ذات الذكاء بمن فيهم البشر، والجن... من جلب كتاب كالقرآن و بل لإحضار عشر سور و حتي سورة من هذا القبيل، فاشلة و غير قادرة، و بالتالي، بحزم كامل، يدعو إلي إحضار كلمة مثل القرآن.

15- The inability of everybody to bring like the Quran: God in this verse and other verses of the Qur’an, verse 38 Yunus, and verses 13 and 14 Hood, Verse 88 Al-Asraa, and verses 33 and 34 Al-Toure. All creatures with intelligence - including humans, jinns …from bringing a book like the Qur’an, but to bring ten surahs and even a surah like that, failed and were unable to, and thus, with decisiveness, He invites to bring a word like the Qur’an.

15ـ عجز همگان از آوردن مانند قرآن: خداوند در این آیه و آیات دیگر از قرآن آیۀ 38 یونس و آیات 13 و 14 هود، آیۀ 88 اسراء و آیات 33 و 34 طور تمام موجودات با شعور ـ اعم از انسان، جن و... را از آوردن کتابی مانند قرآن، بلکه ده سوره و حتی یک سوره مانند آن، عاجز و ناتوان می­داند و از این رو با قاطعیت تمام به آوردن کلامی مانند قرآن دعوت می­کند.

16ـP أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَO (38/ یونس)

16- Rather, the disbelievers say that the Qur’an was woven by Muhammad (PBUH) himself. Say: if you are telling the truth, yourself and or you can ask of anyone to help you and then bring a surah like it." (38)

16ـ بلكه كافران مى‏گويند قرآن را (محمد) خود بافته است. بگو: اگر راست مى‏گوييد شما خود و هم از هر كس نيز مى‏توانيد كمک بطلبيد و يک سوره مانند آن بياوريد. (38/یونس)

17ـ القرآن شامل: الله في هذه الآية والآيات الأخري أولئك الذين خلقوا القرآن يعرفون الفكر الإنساني، يدعو لجعل سورة مثل سورة القرآن و هذا يثبت أن عجز البشر عن إحضار صنع سورة مثل السور القرآنية، سبب الوحي من هذا الكتاب هو السماوية. النقطة التي يجب وضعها في الأعتبار هذه هي معجزة القرآن لا يقتصر علي خطابها والبلاغة فريدة من نوعها. بالأحري بلاغة القرآن و خطابها إنه ركن من ميزاته الفريدة التي سلمت الإنسانية أمام نفسها. يمكن القول أن أهم ميزة في القرآن هي شمولية هذا الكتاب سماوي. الوحي القرآن الكريم علي أساس التعاليم الإلهية الأساسية و شموليتها في احكام العبادة والقوانين المدنية والسياسية و الأقتصادية والقضائية، الأخلاق النبيلة والأخلاق الحميدة التي تأتي معها، قصص الأنبياء والأمم الماضية، الأخبار الإلهية منها، يصف الملائكة والجن والسماء والارض فيها، النصايح والمخاوف والأمال أن أعطي، مقالات من أول الخلق و عاد إلي الله، و أسباب و تعبيرات قوية روحانية و مضيئة و توجيهها، كل مايهم الشخص هو اليقين الذي هو كتاب من عند الله و قوي بشرية محدودة لا يملك القدرة علي تحقيقة بهذه الطريقة.

17- Comprehensive Qur’an: Allah, in this verse and other verses, those who created the Qur’an know human thought, invite to make a surah like Surah Al-Qur’an, and this proves that the inability of humans to bring in the making of a surah like the Quranic Surah, the reason for the revelation of this book is heavenly. The point to keep in mind is that the miracle of the Qur’an is not limited to its eloquent rhetoric; Rather, the eloquence and rhetoric of the Qur’an is a corner of its unique features that has surrendered humanity in front of itself. it can be said that the most important feature of the Quran is the comprehensiveness of this heavenly book. The revelation of the Quran is based on the most divine teachings and its comprehensiveness in the rules of worship and civil law and political, economic, and judicial laws, the noble morality and good manners that come with it, the stories of the prophets and past nations, the divine news of it, describing angels and Jinns and sky and the earth in it, advises and fears and hopes that give, articles from the beginning of creation, and it returned to God said, and strong reasons and expression of spiritual and luminous and guiding it, all that matters to a person is the certainty that is a book from God and limited humans powers, it cannot bring like that.

17ـ جامعیت قرآن: خداوند در این آیه و آیاتی دیگر کسانی را که قرآن را ساخته و پرداخته فکر بشر می‌دانند، دعوت می­کند که یک سوره مانند سوره­های قرآن بیاورند و از این طریق اثبات می­کند که ناتوانی انسانها در آوردن یک سوره مانند سوره­های قرآن، دلیل وحیانی بودن این کتاب آسمانی است. نکته­ای که باید به آن توجه داشت، اینست که اعجاز قرآن تنها در فصاحت و بلاغت بی نظیر آن خلاصه نمی­شود، بلکه فصاحت و بلاغت قرآن، گوشه­ای از ویژگی­های بی نظیر آن است که بشریت را در مقابل خود به خضوع وا داشته است. می‌توان گفت مهمترین ویژگی قرآن، جامعیت این کتاب آسمانی است. اشتمال قرآن بر اساسی­ترین معارف الهی و جامعیت آن در احکام عبادی و قوانین مدنی و سیاسی و اقتصادی و قضائی، اخلاق بزرگوارانه و آداب نیکوئی که در آن آمده، داستان­های پیامبران و امت­های گذشته، خبرهای غیبی آن، توصیف فرشتگان و جن و آسمان و زمین در آن، پندها و بیم­ها و امیدهائی که می­دهد، مطالبی که از آغاز خلقت و بازگشت آن بسوی خدا گفته، و دلایل قوی و بیان روح بخش و نورانی و هدایت­آمیز آن، همه و همه مطالبی است که به انسان یقین می­بخشد که آن کتابی از سوی خداوند است و قوای محدود انسان، توانائی آوردن مانند آن را ندارد.

18ـP بَلْ کَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ کَذٰلِكَ کَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَيْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ.O (39/یونس)

18- Rather, they deny something that their knowledge is not surrounded by it, and the truth and its inner part meaning have not yet been reached to them. The predecessors also denied God’s messengers and revelations. So, look at the end of the work tyrants to where hauled?! (39)

18ـ بلكه انكار چيزى را مى‏كنند كه علمشان به آن احاطه نيافته و حقيقت و باطن آن هنوز به آنان نرسيده است، پيشينيان هم اين چنين رسل و آيات خدا را تكذيب كردند، پس بنگر عاقبت كار ستمكاران عالم به كجا كشيد! (39 / یونس)

19ـ الجهل والجهل: عامل مهم في المعارضة مع اليمين: هذه الآية تستخدم أساسا جزء مهم من المعارضة والعداء والصراع مع اليمين، ينبع من الجهل والجهل. لهذا السبب قالو إن تتمة الجهل هو الكفر. الواجب الأول أن يكون لكل مسلم الحق، هذا في وجه ما لايعرفه، كن صامتاً وانتظر وانتقل الي البحث و جميع الاطراف التي لا تعرف التحقيق، حتي لم يجد سبب حاسم في النفي، لا تنكر ذلك؛ لأنه لا ينبغي أن يقع تحت عبء إثبات شيْ دون سبب محدد. و هكذا " اعطي الله لهذه الآية مع اثنين من آيات القرآن درسين مهمين: باستثناء ما يعرفونه، لا تقل شيئاً الا ما يعرفونه و ما ذالا يعرفون، لا تنكر، "و موضوع مناقشة الآية يقول" لكنهم أنكروا شيئاً لم يدركوه (يعرفوه)".

19- Ignorance and unawareness; A principal factor in the fight with the right: This verse is used, which is an important part of the opposition and hostilities and the fight with the right, which originates from ignorance. That is why they said that the sequel to ignorance is disbelief. The first duty is for every Muslim to have the right, this is in the face of what he does not to know, be silent and wait and go to search and all the sides that do not know to investigate until a decisive reason has not found for negation, do not negation it, as it should not go under the burden of proving something without a definite reason. And so “God has given to this nation with two verses of Qur’an two important lessons”: “Do not say anything except what they know and what they do not know, not to deny “. And the verse discussion subject is saying: “But they denied something that they were not aware of “.

19ـ جهل و نادانی: عامل مهمی در ستیز با حق: از این آیه استفاده می­شود که اصولا قسمت مهمی از مخالفت­ها و دشمنی­ها و ستیز با حق، از جهل و نادانی سرچشمه می­گیرد. به همین دلیل گفته­اند که سرانجام جهل، کفر است. نخستین وظیفه­ای که هر مسلمان حق طلبی دارد، این است که در مقابل آنچه نمی­داند، سکوت و انتظار اختیار کند و به جستجو برخیزد و تمام جوانب مطلبی را که نمی­داند، بررسی کند و تا دلیل قاطعی بر نفی پیدا نکرده آن را نفی نکند، همان گونه که نباید بدون دلیل قاطعی زیر بار اثبات چیزی برود. و لذا «خداوند با دو آیه از قرآن دو درس مهم به این امت داده است: جز آنچه می­دانند، نگویند و آنچه را نمی­دانند، انکار نکنند» و آیه مورد بحث میفرماید: «بلکه چیزی را تکذیب کردند که از آن آگاهی نداشتند».

قرآنسیاسی اقتصادی
۰
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید