120ـ Pوَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَO. (111/مائده)
And let us come to time when we sent the revelation to the apostles to believe in Me and My messenger," they said," We believed and Bear witness that we are Muslims." (111)
و (به يادآور) زمانى را كه به حواريون وحى فرستادم كه: «به من و فرستاده من، ايمان بياوريد!» آنها گفتند: «ايمان آورديم، و گواه باش كه ما مسلمانيم!» (111 / مائده).
121ـ Pأُولٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْعَالَمِينَO. (90/انعام)
They are those whom Allah has guided. So, follow their guidance. And say," I do not ask you for a reward for this mission and propaganda! This mission is nothing but a reminder for the world! (this is my duty). (90)
آنها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده؛ پس به هدايت آنان اقتدا كن! (و) بگو: «در برابر اين (رسالت و تبليغ)، پاداشى از شما نمىطلبم! اين (رسالت)، چيزى جز يک يادآورى براى جهانيان نيست! (اين وظيفه من است)» (90 / انعام).
122ـ Pذٰلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لاَ إِلٰهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ وَکِيلٌO. (انعام / 102)
(yes), That is Allah, your Lord, there is no god except Him, the creator of all things; So, worship Him. He watches over all things. (102)
(آرى،) اين است پروردگار شما! هيچ معبودى جز او نيست؛ آفريدگار همه چيز است؛ او را بپرستيد و او نگهبان و مدبّر همه موجودات است. (102 / انعام).
123ـ Pقَدْ جَاءَکُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْکُمْ بِحَفِيظٍO. (104 / انعام)
Obvious reasons have come to you from your Lord. So, whoever sees the truth through it, this is good for his own benefit; and whoever turns a blind eye to seeing it, is at his own loss; and I am not the keeper over you (and I do not force you to accept faith). (104)
دلايل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ كسى كه (به وسيله آن، حقّ را) ببيند، به سود خود اوست؛ و كسى كه از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش مىباشد؛ و من نگاهبان شما نيستم (و شما را بر قبول ايمان مجبور نمىكنم). (104 / انعام).
124ـ Pفَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ کَذٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ.O (125/انعام)
124- Whomever Allah desires to guide, He opens his breast to Islam, and whomever He desires to lead astray, He makes his breast narrow and straitened as if he were climbing to a height. Thus does Allah lay [spiritual] defilement on those who do not have faith. (125)
124ـ آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را براى (پذيرش) اسلام، گشاده مىسازد؛ و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينهاش را آن چنان تنگ مىكند كه گويا مىخواهد به آسمان بالا برود؛ اين گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمىآورند قرار مىدهد! (125 / انعام).
125ـ وصف الصدر: نية " الصدر" ( الثدي) في هذه الآية، هي الروح والفكر و هذا السخرية في كثير من الأحيان يمكن استخدامها، و يعني "وصف الصدر" نفس الروح والفكر و الإمتداد آفاق العقل البشري؛ لأن قبول الحق يحتاج الي تصرفات كريمة و كثير من المصالح الشخصية التي باستثناء أصحابها أصحاب الروح العالية والافكار والآراء، والذين لهم روح واسعة و فكر عال فهم غير مستعدين لذلك. والله في هذه الآية، وصف الصدر من أعظم النعم، وضيق الصدر هو احد. و قد تحسب العقوبات الإلهية. لذلك فإن الله في شكل مكانة تعبيرا عن عطية عظيمة وصفها لنبيه في الآية 1 من السورة الأنشراح: "الم نشرح لك صدرك؟" هذا هو الموضوع الذي مع الدراسة في حالات الأفراد المرئية جيداً. بعض ارواحهم واسعة جدا و جاهزة لدرجة أنهم مستعدون لقبول أي واقع ـ علي الرغم من كونه كبيراً ـ علي العكس من ذلك، فإن بعض أرواحهم ضيقة و محدودة للغاية و يبدو أنه لا يوجد، طريقة للتأثير علي أي حقيقة فيها. أفاق رؤيتهم تقتصر علی حياتهم اليومية و نومهم والطعامهم. إذا وصلهم العالم، كل شيء علي ما يرام و إذا تم العثور علي أدني تغيير، علي ما يبدو كل شيء انتهي و دمر. سئل النبي صلي الله عليه و آله لما نزلت هذه الآية: ما هو وصف الصدر؟ قال النبي صلي الله عليه و آله: "النور الذي يسلقه الله في قلوب من يشاء و في نوره، فقال الإمام: نعم، علامته الالتفات إلي البيت الأبدي، والتخلص من الدنيوي المخادع الاستعداد للموت (بالإيمان والعمل الصالح والسعي بالطريقة الصحيحة)؛ قبل أن يأتي الموت.
125- Description of Sadr: the intention of “ Sadr “ (the breast) in this verse, is the spirit and the thought, and this irony in many cases can use the meaning of “ description of Sadr” the same breadth of spirit and think and the extension of the horizons of human reason; Because acceptance of right, it needs to have the generous disposition and a lot of interests personal that except for the owners those have high spirit and thoughts and opinions, and those who have a broad spirit and high thought, they are not ready for that. God in this verse, the description of Sadr in one of the great blessings and straitened of Sadr (tightness of breast) are one of the divine punishments that have been counted. Therefore, God in the form of a great gift described to this prophet in verse 1 of Surah Al-Ensherah, “Did we not open your breast for you?” This is the subject that was studied in the cases of individuals well seen. Some of their souls are so vast and ready that they are ready to accept any reality, though big to behave. On the contrary, some of their souls are so tight and limited that it seems that there is no way to influence any truth in them. Their vision horizons are limited to their daily lives, their sleep, and their food. If the world reaches them, everything is all right, and if the slightest change is found, apparently everything is finished and ruined. When this verse is revealed, the Prophet (PBUH) is asked: What is Sadr's description? The Prophet (PBUH)said: “It is the light that God will cast in the hearts of anyone who wills and in the light of it, his soul will be wide and open “. They asked: Is there any indication that is known? The Imam said: “Yes, its mark is to pay attention to the eternal house and get rid of the deceptive world and prepare for death (by faith and virtuous deeds and endeavoring in the right way); Before death comes.
125ـ شرح صدر: منظور از «صدر» (سینه) در این آیه، روح و فکر است و این کنایه در بسیاری از موارد به کار میرود و منظور از «شرح صدر» همان وسعت روح و بلندی فکر و گسترش افق عقل آدمی است؛ زیرا پذیرا شدن حق، احتیاج به گذشتهای فراوان از منافع شخصی دارد که صاحبان اندیشه و افکار بلند و کسانی که روح وسیع و افکار بلند دارند، آمادگی آن را ندارند. خداوند در این آیه، شرح صدر را یکی از مواهب بزرگ، و ضیق صدر (تنگی سینه) را یکی از کیفرهای الهی برشمرده است. از این رو خداوند در مقام یک موهبت عظیم به پیامبر خود در آیه یکم سوره الشَرح میفرماید (الم نشرح لک صدرک): «آیا سینه تو را وسیع و گشاده نکردیم؟» این موضوعی است که با مطالعه در حالات افراد به خوبی مشاهده میشود. بعضی روحشان چنان وسیع و آماده است که آمادگی پذیرش هر واقعیتی را ـ هر چند بزرگ باشد ـ دارند. به عکس اما بعضی روحشان چنان تنگ و محدود است که گویا راهی و جائی برای نفوذ هیچ حقیقتی در آنها نیست. افق دید آنها محدود به زندگی روزمره و خواب و خوراکشان است. اگر دنیا به آنها برسد، همه چیز درست است و اگر کمترین تغییری در آن پیدا شود، گویا همه چیز پایان یافته و خراب شده است. هنگامی که این آیه نازل شد، از پیامبر (ص) پرسیدند: شرح صدر چیست؟ پیامبر (ص) فرمود: نوری است که خدا در قلب هر کس که بخواهد میافکند و در پرتو آن، روح او وسیع و گشاده میگردد». آیا نشانهای دارد که با آن شناخته شود؟ حضرت فرمود: «آری، نشانهاش توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از دنیای فریبنده و آماده شدن برای مرگ (به وسیله ایمان و عمل صالح و تلاش و کوشش در راه حق) است؛ پیش از آنکه مرگ فرا رسد».
126ـ Pقُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِينَO. (149/انعام)
Say: It is a clear and decisive reason for God (a reason that leaves no excuse for anyone). And if He wills, can guide you all by force. But because forced guidance is fruitless, it does not this work. (149)
بگو: «دليل رسا (و قاطع) براى خداست (دليلى كه براى هيچ كس بهانهاى باقى نمىگذارد). و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدايت مىكند. (ولى چون هدايت اجبارى بىثمر است، اين كار را نمىكند.)» (149 / انعام).
127ـ Pثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْکِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَ تَفْصِيلاً لِکُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَO. (154/انعام)
127- Then We gave Moses the Book, completing [Our blessing] on him who is virtuous, and as an elaboration of all things, and as a guidance and mercy, so that they may believe in the encounter with their Lord. (154)
127ـ سپس به موسى كتاب (آسمانى) داديم؛ (و نعمت خود را) بر آنها كه نيكوكار بودند، كامل كرديم؛ و همه چيز را (كه مورد نياز آنها بود، در آن) روشن ساختيم؛ كتابى كه مايه هدايت و رحمت بود؛ شايد به لقاى پروردگارشان (و روز رستاخيز)، ايمان بياورند! (154 / انعام).
128ـ شرح عن طقوس شاملة و كاملة: يمكن القول أنه إذا كانت طقوس موسی (ع) قد اكتملت كما تشير كلمة "بالكامل" ما هي ضرورة حجيء دين المسيح و دين الإسلام؟! ولكن يجب ملاحظة أن كل دين، لوقته، هو دين شامل و كامل و من المستحيل أن ينزل الدين من جنة الله ناقصاً؛ ولكن طقوس كانت مثالية لفترة من الوقت، قد تكون غير مكتملة و غير مناسبة لأوقات لا حقة؛ كبرنامج شامل للمدرسة الابتدائية، غير كافية للمدرسة الثانوية. سبب ارسال الكثير من الأنبياء مع العديد من الكتب المقدسة السماوية حتي آخر النبي (صلي الله عليه و آله) والوصية الأخيرة. بالطبع، بمجرد أن يكون الإنسان جاهزاً لاستلام الأمر النهائي، يتم إصدار الأمر النهائي، لا حاجة لدين جديد بعد الآن تماماً مثل الخريجين الذين يمكنهم الاعتماد علي معلوماتهم و تحقيق التقدم العلمي من خلال الدراسة، والمضي قدما. لا يحتاج أتباع مثل هذالدين إلي دين جديد و يمكنهم الحصول علي ما يكفي من الحركة من نفس الطقوس النهائية.
128- An explanation about a comprehensive and complete ritual: It may be said that if the ritual of Moses (AS) was as complete as the word “entirely implies, what was the necessity for the coming religion of Christ and then the religion of Islam?! But it should be noted that each religion, for its time, is a comprehensive and complete religion, and it is impossible for religion from God's side to be revealed as imperfect; But a ritual that was perfect for a while, possibly unfinished and inadequate for later times. A comprehensive program for elementary school is inadequate for high school. The reason for sending so many prophets with numerous scriptures is heavenly until the last prophet (peace be upon him) and the last commandment. Of course, once humans were ready to receive the final command, the final order was issued, no need for a new religion, and just like graduates who can be based on their information and achieve scientific progress through study, and go ahead. Followers of such a religion do not need a new religion, and they can get enough mobility from the same ultimate ritual.
128ـ توضیحی درباره آئین جامع و کامل: ممکن است گفته شود اگر آئین موسی (ع) کامل بود چنان که کلمه «تماماً» از آن حکایت میکند ـ دیگر آمدن آئین مسیح (ع) و سپس آئین اسلام چه ضرورتی داشت؟! باید اما توجه داشت که هر آئینی، برای زمان خود، آئین جامع و کاملی است و محال است آئین ناقصی از طرف خداوند نازل گردد؛ ولی آئینی که برای زمانی کامل بوده، ممکن است برای زمانهای بعد ناتمام و نارسا باشد؛ همانطور که یک برنامه جامع و کامل برای دوره دبستان، برای دوره دبیرستان نارسا است. علت فرستادن پیامبران بسیار با کتابهای آسمانی متعدد تا آخرین پیامبر (ص) و آخرین دستور نیز همین است. البته هنگامی که بشر آمادگی دریافت دستور نهائی را پیدا کرد دستورهای نهائی صادر شد، دیگر نیاز به آئین جدید نیست و درست همانند افراد فارغ التحصیل که میتوانند بر اساس معلومات خود و از طریق مطالعه به پیشرفتهای علمی برسند و پیش بروند، پیروان چنین مذهبی نیز به آئین جدید نیاز ندارند و تحرک کافی را میتوانند از همان آئین نهائی بگیرند.
129ـ Pلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍO. (59/اعراف)
Certainly, we sent Noah to his people. He said," O my people, worship Allah! You have no other god besides Him. Indeed, I fear for you the punishment of a tremendous day." (59)
همانا نوح را به قومش فرستاديم، گفت: اى قوم، خداى يكتا را پرستيد كه جز او شما را خدايى نيست، من بر شما از عذاب روزى بزرگ (يعنى قيامت) مىترسم. (59 / اعراف).
130ـ الاختلافات في القدرات لاستغلال هدي الله: تشير هذه الآية إلي مسألة مهمة تظهر للجميع في حياة الدنيا والآخرة: هذا مجرد نشاط واحد فقط من نشاط الشخص الذي لا مكفي للحصول علي نتيجة؛ من قطرات المطر أكثر حيوية و حساسة لا يمكن تخيلها؛ لكن الموهبة والقدرة هي أيضاً شرط. ولكن هذا المطر الذي فيه نعومة طبيعة لا يتعارض؛ في مكان واحد تنمو الخضرة والزهور و في مكان آخر شوكة و غصين. نقل عن الرسول صلي الله عليه و آله: مثل الهدي والعلم الذي بعثني الله في بعثه إلي ذلك، يشبه المطر الغزير الذي يتساقط علي الارض و جزء منه، و تبتلع التربة الماء و نتيجة لذلك، تزرع العديد من النباتات كثيرة و جزء آخر هو أرض قاحلة، سيحتفظ بالمياه الموجودة فيها حتي يتمكن الناس من شربها و سقيها، و بهذا يمكنهم أيضاً ري محاصيلهم. يسقط جزء من المطر أيضاً علي أرض التي بها جبال و مرتفعات صخرية. الذي لا يمسك بالماء و لا يخزن فيه الماء و لا ينمو فيه نبات. الناس أيضاً ثلاث عشائر عن ديني: يتعلمها البعض و يخرجون بساطهم من الماء؛ لكنهم لا يساعدون الأخرين و لا يتعلمون أي شيء للأخرين. يستفيد منه الآخرون أيضاً و يتعلمون أيضاً للأخرين. المجموعة الثالثة، هناك من لا يعلمها و لا يعلمها للآخرين.
130- Differences in the capacities to exploit God’s Guidance: This verse points to an important issue that manifests to all in the life of this world and the next: This is just one of the subject’s activities, which is not enough to get a result. But talent and capability are also conditions. from raindrops, more life-giving and delicate, it cannot be imagined, but this rain that falls in it, its nature is not contrary, in one place greenery and flowers grow, in another place thorns and twigs. A narration from the prophet (PBUH) is quoted: Like the guidance and science that God sent me on a mission to that, it is like heavy rain drizzling on the ground and part of it, the soil will swallow the water and as a result, grow up many plants and another part that is barren land, will hold the water in it so people can drink it and be watered and with that, they can also to irrigate their crops. Part of the rain also falls to the ground, including the Rocky Mountains and heights. Which does not hold water, and does not store water in it, nor does a vegetable grow in it. people also have three claims about my religion: Some learn it and bring up their carpet from water, but they don’t aid others, and they don’t learn anything from others. others also benefit from it and learn from others. In the third group, some neither learn it nor teach it to others.
130ـ تفاوت ظرفیتها در بهرهگیری از هدایت خدا: این آیه اشاره به یک مسئله مهم دارد که در زندگی این جهان و جهان دیگر در همه تجلی میکند: این که تنها فاعلیت فاعل برای به ثمر رسیدن یک موضوع کافی نیست؛ بلکه استعداد و قابلیت قابل نیز شرط است. از دانههای باران حیاتبخشتر و لطیفتر تصور نمیشود؛ اما همین بارانی که در لطافت طبعش خلاف نیست، در یک جا سبزه و گل میرویاند و در جای دیگر خس و خاشاک. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: مثل هدایت و علمی که خداوند مرا بدان مبعوث کرد، مثل باران شدیدی است که در سرزمینی ببارد و قسمتی از آن زمین، آب را در خود فرو برد و در نتیجه گیاهان بسیار برویاند و قسمتی دیگر که بایر است، آب را در خود نگه دارد و مردم از آن بنوشند و سیراب شوند و با آن زراعت خود را نیز مشروب کنند. قسمتی از باران هم به سرزمینی ببارد که دارای بلندیها و کوههای سنگی است که نه آب را در خود نگهداری و ذخیره میکند و نه گیاهی در خود میرویاند مردم نیز نسبت به دین من سه طایفهاند: بعضی آن را یاد میگیرند و گلیم خود را از آب در میآورند؛ ولی از دیگران دستگیری نمیکنند و چیزی از آن به دیگران نمیآموزند. بعضی دیگر هم خود از آن بهرهمند میشوند و هم به دیگران میآموزند. گروه سوم، کسانی هستند که نه خود آن را میآموزند و نه به دیگران یاد میدهند.