158ـ شعب لوط وتدمير مدنهم بالكامل (بالزلزال): إنه يشير إلي مدن أهل لوط التي هي نتيجة نفس الجنس من اللعبة التي تضمنت عقاباً إلهياً كان عذاباً حدث بزلزال شديد، في حالة أن الأعلي أصبح أدني نقطة في أرض المدينة.
158-The people of Lot and to destroy completely their cities (by the earthquake): It refers to the people of Lot which is the result of the same-sex of the game that involved divine retribution has been a torment, that happened with an intense earthquake if the heights became the lowest point of the city earth
158ـ قوم لوط و شهرهای زیرورو شده: اشاره به شهرهای قوم لوط دارد که در اثر همجنس بازی دچار عذاب الهی شده و با زلزله شدیدی زیرورو گردید به صورتی که بلندیهای سرزمین آنها پستترین نقاط آن گردید.
159ـ Pإِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُO. (111/توبه)
159- Indeed, Allah has bought from the faithful their souls and their possessions for paradise to be theirs: they fight in the way of Allah, kill, and are killed. A promise binding upon Him in the Torah and the Evangel and the Qur'an. And who is truer to his promise than Allah? So, rejoice in the bargain you have made with Him, and that is the great success. (111)
159ـ همانا خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده، آنها در راه خدا جهاد مىكنند پس (دشمنان دين را) به قتل مىرسانند و (يا خود) كشته مىشوند، اين وعده قطعى است بر خدا و عهدى است كه در تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده، و از خدا با وفاتر به عهد كيست؟ پس از اين معاملهاى كه كرديد بسى شاد باشيد كه اين به حقيقت سعادت و فيروزى بزرگ است. (111 / توبه).
160ـ Pلَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْکُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌO. (128/توبه)
160- There has certainly come to you an apostle from among yourselves. Grievous to him is your distress; he is full of concern for you, and most kind and merciful to the faithful. (128)
160ـ همانا رسولى از جنس شما براى (هدايت) شما آمد كه فقر و پريشانى و جهل و فلاكت شما بر او سخت مىآيد و بر (آسايش و نجات) شما بسيار حريص و به مؤمنان رئوف و مهربان است. (128/ توبه).
161ـ النبي يصر علي توجيه الأمة: الآيات القرآنية و حياة الرسول (صلي الله عليه وآله)، دليل علي أنه أب طيب ولكنه أكثر من أب ـ من يبذل قصاري جهده لتربية طفله و إذا رأي ولده فهو علي خطأ، ليأكل قلبه يعاني كثيراً، كان يحاول أن يقود أمته و يعاني من ضلالتهم؛ لدرجة أنه في بعض الأحيان كان قريباً من الحزن ليمنح المرء حياته؛ كما نقرأ في الآية 6 من سورة الكهف "كأنك تريد من تمثيلهم، دمر نفسك بالحزن إن لم يؤمنوا بهذه العبارة" نعم، النبي (صلي الله عليه و آله)، الذي عرف النهاية الرهيبة التي يتجه إليها الضالون و كيف يحرقون حياتهم الأبدية، بذل قصاري جهده لإنقاذهم و يعاني كثيرا من رفضهم. و هؤلاء الضالون لايزالون يحرقون عالمهم، ويل! إلي الأخرة.
161- The Prophet insists on directing the ummah: Quranic verses and the prophet’s (PBUH) life, evidence that he is a kind father but much more than one father –who does his best to raise his child and if he sees his child is in the wrong, to eat one’s heart out, he suffers very much -, he was trying to lead his nation and suffers from their misguidance; To the point that sometimes he was close of the grief to give one’s life to; As we read in verse 6 of surah al-kahf “ As if you want from their acting, destroy yourself with sorrow if they not to believe in this statement “. Yes, the Prophet (PBUH), who knew what a terrible end the misguided were heading for and how they burn their eternal life, did his best to save them, and he is suffering greatly from their rejection. And these misguided are still setting their world on fire, and woe to them.
161ـ اصرار پیامبر بر هدایت امت: آیات قرآن و زندگی پیامبر (ص)، گواه این مطلب است که او همچون پدری مهربان بلکه بسیار بیشتر از یک پدر ـ که نهایت سعیاش را برای رشد فرزندش بکار می برد و اگر فرزندش را به بیراهه ببیند، خون دل میخورد ـ ، تا آنجا که گاهی از شدت غصه نزدیک بود جان دهد؛ چنان که در آیه 6 سوره کهف میخوانیم «گوئی میخواهی به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند». آری، پیامبر (ص) که میدانست گمراهان به سوی چه عاقبت وحشتناکی میروند و چگونه زندگی ابدی خود را به آتش میکشند، نهایت سعی خودرا برای نجات آنها به کار میبست و از روی گردانی آنها به شدت رنج میبرد. و این گمراهان امروز نیز دنیای خویش را به آتش میکشند وای به آخرت آنها.
162ـ Pفَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِO. (129/توبه)
But if they turn their backs [on you], say," Allah is sufficient for me. There is no god except Him. In Him, I have put my trust, and He is the Lord of the Great Throne. (129)
پس (اى رسول) هر گاه مردم رو گردانيدند بگو: خدا مرا كفايت است كه جز او خدايى نيست، من بر او توكل كردهام و او رب عرش بزرگ است. (129 / توبه).
163ـ Pوَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَO. (11/یونس)
163- And if God had hastened the punishment of the people’s ugly actions and the evil prayers, they make against themselves, like charity, the people would have all been condemned to death and destruction, but those who do not hope to meet us, in the same way, to wander in disbelief and rebellion we let loose them. (11)
163ـ و اگر خدا به عقوبت عمل زشت مردم و دعاى شرّى كه در حق خود مىكنند به مانند خيرات تعجيل مىفرمود مردم همه محكوم مرگ و هلاک مىشدند و ليكن ما آنان را كه به لقاى ما اميدوار نيستند به همان حال سرگردانى در كفر و طغيان رها مىسازيم. (11 / یونس).
164ـPقُلْ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْکُمْ وَ لَا أَدْرَاکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلَا تَعْقِلُونَO. (16/یونس)
164- Say," If Allah [ had not] wished, I would never have recited this Qur’an to you, and He would not have made you aware of it, because I lived among you for a lifetime ago (without claiming to be a prophet). Do you not use your intellect and thoughts?
164ـ بگو اگر خدا نمیخواست هرگز بر شما تلاوت این قرآن نمىكردم و او هم شما را به آن آگاه نمىساخت، زيرا من عمرى پيش از اين ميان شما زيستم (كه دعوى رسالت نداشتم) آيا عقل و فكرتان را كار نمىبنديد؟ (16 / يونس).
165ـ Pفَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَO. (17 / يونس)
So, who is a greater wrongdoer than him who fabricates a lie against Allah, or denies His signs? Indeed, the guilty will not be felicitous. (17)
پس كيست ستمكارتر از آن كه به خدا نسبت دروغ دهد يا آيات او را تكذيب كند؟ و البته بدكاران هرگز به فلاح و رستگارى نخواهند رسيد. (17 / يونس).
166ـ Pإِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْکُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَکَّرُونَO. (24/یونس)
166- The parable of the life of this world is that of water which We send down from the sky. It mingles with the earth's vegetation from which humans and cattle eat. When the earth puts on its luster and is adorned, and its inhabitants think they have power over it, our edict comes to it, by night or day, whereat We turn it into a mown field as if it did not flourish the day before. Thus, do We elaborate the signs for people who reflect. (24)
166ـ محقّقا در مثل، زندگانى دنيا به آبى ماند كه از آسمانها فرو فرستاديم تا به آن باران انواع مختلف گياه زمين از آنچه آدميان و حيوانات تغذيه كنند در هم رويند تا آن گاه كه زمين (از خرمى و سبزى) به خود زيور بسته و آرايش كند و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف پندارند ناگهان فرمان ما به شب يا روز در رسد و آن همه زيب و زيور زمين را دور كند و چنان خشک شود كه گويى ديروز هيچ نبوده است. اين گونه آيات خود را به تفصيل براى اهل فكرت بيان مىكنيم. (24 / یونس) .
167ـ Pوَ اللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍO. (25 / يونس)
And Allah invites to the abode of peace and health, whomever He wants and sees worthy and suitable He guides to the right path. (25)
و خداوند به سراى صلح و سلامت دعوت مىكند؛ و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مىنمايد. (25 / يونس).
168ـ العالم، منزل غير مستقر؛ الجنة، دار السلام والهدوء: القرآن في هاتين الآيتين مع مثال جميل يعبر عن عدم الاستقرار العالم. تخيل حديقة مليئة بالأشجار والأعشاب و النباتات و كلها مثمرة وضوضاء الحياة مرئية في كل مكان؛ لكن في ليلة مظلمة أو يوم مشرق، فجأة غيوم سوداء، غطت السماء والرعد ثم هناك عواصف شديدة و عواصف كبيرة، تسحقهم. غداً نذهب لرؤية تلك الحديقة، الأشجار تحطمت، انهارت و ذابت النباتات و نري كل شيء مختلط بشكل غير منظم علي الارض؛ كان الأمر كما لو أننا لا نستطيع أن نصدق أن هذه هي نفس الحديقة الخضراء التي كانت تضحك لنا بالأمس. نعم، هذه هي قصة حياة الإنسان، و لا سيما في عصرنا و زماننا الذي يدمر أحياناً زلزال أو حرب متعددة الساعات مثل هذه المدينة الممتعة بحيث لا تترك شيئاَ سوي الخراب المليء بكومة من الجثث الممزقة و كم هم غير مدركين للناس السعداء بهذه الحياة غيرالمستقرة! في الجنة، لكن ليس في كفاح ناهبي العالم المادي لا أخبار، لا من مضايقات الغبية لللأثرياء من جهل الله لا من الحرب وسفك الدماء و الاستعمار والاستغلال. جميع هذه المفاهيم، في كلمة واحدة "دارالسلام" ـ (بيت السلام و الصحة) ـ تتجمع و كلما كانت الحياة في هذا العالم تتخذ أيضاً شكلاً توحيدياً و إلهياً، يتحول إلي ىارالسلام و تخرج من وجه مزرعة اجتاحتها العاصفة.
168- The world is an unstable house; Heaven is the abode of peace and tranquility. The Quran, in these two verses, with a beautiful example, expresses the instability of the world. Imagine a garden full of trees and grass and plants, all of which are fruitful, and the fuss of life is visible all over it; But on a night or a bright day, suddenly black clouds cover the sky and thunder, and then there are heavy storms and big hailstorms, which crush them. Tomorrow, when we go to see that garden, the trees have broken, the plants crumbled and withered, and we see everything disorderly mixed on the ground; It was as if we could not believe that it was these same green gardens that it was laughing at us yesterday. Yes, this is the story of human life, in particular in our age and time, that sometimes an earthquake or a multi-hour war destroys such a pleasant city that it leaves nothing but a ruin full of a pile of dismembered corpses, and how unaware are the people who are happy with such an unstable life! In paradise
, but not in the struggles of the looters of the material world no news not from the stupid harassment of the wealthy from unaware God not from war and bloodshed and colonization and exploitation - All these concepts, in a word “ Dar-al salam “ - (Home of peace and health) - is gathered and whenever life in this world it also takes on a monotheistic and divine form, it turns into Dar al-salam and it comes out from the face of a storm-ravaged farm.
168ـ دنیا؛ سرای ناپایدار. بهشت سرای صلح و سلامت: قرآن در این دو آیه با مثالی زیبا ناپایداری دنیا را بیان میکند. تصور کنید باغی پر از درخت و سبزه و گیاه را که همگی به ثمر نشسته و غوغای حیات در سراسر آن نمایان است؛ اما در یک شب تاریک یا یک روز روشن ناگهان ابرهای سیاه، آسمان را میپوشاند و رعد و برق و سپس طوفان و رگبارهای شدید و تگرگهای دانه درشت، آن را از هر سو درهم میکوبد. فردا که به دیدن آن باغ میرویم، درختان درهم شکسته، گیاهان از هم پاشیده و پژمرده و همه چیز را درهم و به روی خاک ریخته مشاهده میکنیم؛ آن چنان که باور نمیکنیم این همان باغ سر سبز و خرمی بود که دیروز به روی ما میخندید. آری، چنین است ماجرای زندگی انسانها مخصوصاً در عصر و زمان ما که گاه یک زلزله یا یک جنگ چند ساعته یک شهر آباد و خرم را در هم میکوبد که چیزی جز یک ویرانه با انبوهی اجساد قطعه قطعه شده باقی نمیگذارد و چه غافلند مردمی که به چنین زندگی نا پا یدار دل خوش کردهاند! در بهشت اما نه از کشمکشهای غارتگران دنیای مادی خبری است و نه از مزاحمتهای احمقانه ثروت اندوزان از خدا بیخبر و نه از جنگ و خونریزی و استعمار و استثمار ـ تمام این مفاهیم، در کلمۀ «دارالسلام» ـ (خانه صلح و سلامت) ـ جمع شده است و هرگاه زندگی این دنیا نیز شکل توحیدی و الهی به خود گیرد، آن به دارالسلام تبدیل میشود و از صورت مزرعۀ بلا دیده طوفان زده در میآید.
169ـ Pلِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَ زِيَادَةٌ وَ لَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لَا ذِلَّةٌ أُولٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَO. (26/یونس)
Those who are virtuous shall receive the best reward and an enhancement. Neither dust nor abasement shall overcast their faces. They shall be the inhabitants of paradise, and they shall remain in it [forever]. (26)
كسانى كه نيكى كردند، پاداش نيک و افزون بر آن دارند؛ و تاريكى و ذلّت، چهرههايشان را نمىپوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند. (26 / يونس).
170ـ Pقُلْ مَنْ يَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلَا تَتَّقُونَO. (31/يونس)
170- Say," Who gives you sustenance from heaven and the earth? Who gives [your] hearing and sight, and who brings forth the living from the dead and brings forth the dead from the living, and who is the one whose command keeps the world of creation orderly?" So, they will say, there is only one God tell them: So why don’t you fear God. (31)
170ـ مشركان را بگو: كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مىدهد؟ يا كيست كه گوش و چشمها عطا مىكند؟ و كيست كه از مرده زنده و از زنده مرده بر مىانگيزد؟ و كيست كه فرمانش عالم آفرينش را منظم مىدارد؟ پس خواهند گفت: خداى يكتاست. به آنها بگو: پس چرا خدا ترس نمىشويد؟ (31 / يونس)
171ـ Pوَ مَا کَانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْکِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَO. (37/یونس)
And this Qur'an is not based on the basis that anyone can find, except by God’s revelation, but it, acknowledges other celestial book, and describes the divine book in detail, which is undoubtedly revealed by God of the world. (37)
و اين قرآن نه بدان پايه است كه كسى جز به وحى خدا تواند يافت، ليكن ساير كتب آسمانى را تصديق مىكند و كتاب الهى را به تفصيل بيان مىكند كه بىهيچ شک نازل از جانب خداى عالميان است. (37 / يونس).
172ـ Pوَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لَايُظْلَمُونَO. (47/يونس)
And for every nation there is a messenger, that when their messenger come and the evidence against them is exhausted, there will be a just judgment between them, and no one will be wronged in punishment and reward. (47)
و براى هر امتى رسولى است كه هر گاه رسول آنها آمد (و حجت بر آنان تمام شد) ميان آنها حكم به عدل شود و هيچ كس (در كيفر و پاداش) ستم نخواهد شد. (47 / يونس).