ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۴ دقیقه·۱۷ ساعت پیش

18 -Islam, the message of Prophets

200ـ Pوَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا إِنْ هٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌO. (7/هود)

200- He is someone who created the heavens and the earth in six Days (six period); and His Throne(government) was positioned on the waters; (because of this creation) to test you [to see] which of your actions is better, and if you tell them: You will be resurrection after death, indeed, the disbelievers will say: This dawn is obvious. (7)

200ـ او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد؛ و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت؛ (بخاطر اين آفريد) تا شما را بيازمايد كه كداميک عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگويى: «شما بعد از مرگ، برانگيخته مى‏شويد! «،مسلّماً» كافران مى‏گويند: «اين سحرى آشكار است!» (7 / هود).

201ـ الغرض الرئيسي من خلق الكون: النقطة التي أشر إليها في هذه الآية: الغرض الأساسي من خلق عالم الوجود، هو الإنسان. الإنسان الذي يجب أن يكون علي طريق التعليم والتدريب للراحة و علي طريق التطور و الاقتراب من الله في كل لحظة. يقول الله تعالي: "خلقت هذا الخلقة العجيبة ليختبرك ما أحسن من أعمالك" و من المثير للإهتمام، أن هذه الآية تعتبرأن قيمة الإنسان هي الصالح والفضيلة عمله و ليس تعدد أعماله و وفرة. وهذا يدل علي أن الإسلام في كل مكان يعتمد علي نوعية العمل و ليس كميته. في هذا الصدد، نقل عن الإمام الصادق (عليه السلام): "الله لا يريد كثرة العمل؛ بل الله يريد العمل الصحيح، و صواب التصرف علي هذا الله هو الخوف والنية الصادقة". ثم قال: "إن الإبقاء علي الفعل بإخلاص أصعب من الفعل نفسه"والممارسة الخالصة، و هي فعل لا تطلب الثناء أي شخص آخر غير الله".

201- The main purpose of the creation of the universe: The point that is signified in this verse, signified to it: The main purpose of the creation of the world is human. The man who must be on the path of education and training to repose and be on the path of evaluation, and get closer to God every moment. God says: “This wonderful creation has been created to test you. Which of your deeds is better? “. Interestingly, this verse considers human value to be the goodness and virtue of his action, not the multiplicity and abundance of his actions. This shows that Islam everywhere relies on the quality of action rather than its quantity. in this regard, Imam Sadiq (as) has been quoted:  God does not want an abundance of action; rather, God wants the right action, and correctness of acting on this God is fear and truthfully intentions “. Then he said: Maintaining action sincerely is more difficult than the action itself, and pure practice is an act that you do not seek the praise of anyone other than God.

201ـ هدف آفرینش جهان هستی: نکته­ای در این آیه به آن اشاره می­کند این است که هدف عمده آفرینش جهان هستی، انسان است. انسانی که باید در مسیر تعلیم و تربیت قرار گیرد و راه تکامل را بپوید و هر لحظه به خدا نزدیک­تر شود. خداوند میفرماید: «این آفرینش شگفت را برای این آفریده است تا شما را بیازماید که کدام یک عملتان بهتر است» جالب توجه این که این آیه، ارزش انسانی را به حسن و نیکوئی عمل او مربوط می­داند و نه به کثرت و فراوانی عمل او. این نشان می­دهد که اسلام در همه جا روی کیفیت عمل تکیه دارد و نه روی کمیت آن. در همین زمینه از امام صادق (ع) نقل شده است: «خداوند فراوانی عمل را نمی­خواهد؛ بلکه درستی عمل را می­خواهد. و درستی عمل به این خدا ترسی و نیت صادقانه است». سپس فرمود: «نگهداری عمل خالصانه، مشکل­تر از خود عمل است و عمل خالص، عملی است که ستایش کسی جز خدا را به خاطر آن طلب نکنی».

202ـ Pفَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‌O. (14/هود)

202- So, if the disbelievers do not respond to you, then know that this book has been revealed to the knowledge of God, and its call is that there is no God but that one divine nature, so would you, the people submit to the ruling of God and His messenger. (14(

202ـ پس هر گاه كافران جواب شما را ندادند در اين صورت بدانيد كه اين كتاب به علم خدا نازل شده و دعوتش اين است كه هيچ خدايى جز آن ذات يكتاى الهى نيست، پس آيا شما مردم تسليم (حكم خدا و رسول) خواهيد شد؟ (14 / هود).

 203ـ Pوَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَکُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌO. (25/هود)

And indeed, we sent Noah to his people as a messenger, he told his people that I have come with a clear statement to advise and warn you. (25)

و به حقيقت ما نوح را به سوى قومش به رسالت فرستاديم (او قومش را گفت) كه من با بيان روشن براى نصيحت و هشدار شما آمدم. (25 / هود).

204ـ Pوَ إِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَO. (50/هود)

 And to" Ad [We sent] Houd, their brother. He said to them," O my people! Worship Allah. That there is no God but His for you! you only slander and call idols His partners. (50)

(ما) به سوى (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستاديم؛ (به آنها) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! شما فقط تهمت مى‏زنيد (و بتها را شريک او مى‏خوانيد)! (50 / هود).

205ـ Pوَ إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌO. (61/هود)

205- And to Thamoud [We sent] Salih, their brother. He said," O my people! Worship Allah. You have no other god besides Him. He brought you forth from the earth and made it your habitation. So plead with Him for forgiveness, then turn to Him penitently. Of course, my Lord is close to everyone [and] listening and responsive." (61)

205ـ و باز ما به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را به رسالت فرستاديم، صالح به قوم خود گفت: اى قوم، خداى يگانه را كه شما را جز او خدايى نيست پرستش كنيد، او خدايى است كه شما را از زمين بيافريد و براى عمارت و آباد ساختن آن برگماشت، پس شما از خداى خود آمرزش طلبيد و به درگاه او توبه كنيد كه البته خداى من (به همه) نزديک است و شنونده و اجابت كننده است. (61 / هود).

206ـ Pقَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُO. (79/هود)

Lot’s people said," You yourself know that we have no desire for those girls, and you know very well what we mean." (79)

قوم لوط گفتند: تو خود مى‏دانى كه ما را رغبت و ميلى به آن دختران نيست و تو به خوبى مى‏دانى كه مطلب ما چيست. (79 / هود).

207ـ اولئك الذين لم يعتبروا العفة حقهم!: الغريب أن هؤلاء الضالين أخبروا لوط أنه ليس لدينا ميل لبناتك و أن هذا ليس من حقنا. هذا التفسير، يمثل انحرافهم التام و يظهر أن عمل المجتمع الملوث وصل إلي نقطة يكون فيها الصواب خطأ والباطل هو الصحيح علي ما يبدووهم غير مسرورين بالزواج من فتيات طاهرات مؤمنات؛ لكنهم يعرفون أن الا نحراف الجنسي الصحيح. المرحلة الأخيرة و الخطيرة للوقوع في العادة والتعود علي المعصية، اعتبر الجناة أن أبشع الأعمال و قبحها حقهم، و أنقي استغلالهم الجنسي باطل.

207- Those who did not consider chastity their right! Strongly enough, that misguided people told Lot that we don’t have the inclination to marry your daughters and that this is not our right. This interpretation represents their utter deviation and shows that the work of a polluted society reached a point where the right is wrong and the wrong is right, it seems, and they are not pleased about marrying clean and faithful girls, but they know sexual perversion as right. The final and dangerous stage is to fall into habit and to get used to sin; the perpetrators consider the most shameful and ugly acts as their right, purest sexual exploitation, false.                                 

207ـ کسانی که پاکدامنی را حق خود نمی­شمردند!: عجیب این که آن قوم گمراه به لوت می­گفتند که ما به دختران تو تمایل نداریم و اصلا این کار حق ما نیست. این تعبیر، نمایانگر نهایت انحراف آنهاست و نشان می­دهد که کار یک جامعه آلوده به جائی می­رسد که حق را باطل و باطل را حق می­بیند و راضی به ازدواج با دختران پاک و با ایمان نیست؛ ولی انحراف جنسی را حق می­داند. مرحله نهائی و خطرناک عادت کردن و خو گرفتن به گناه این است که مرتکبین آن، ننگین­ترین و زشت­ترین اعمال را حق خود می­شمارند و پاک­ترین بهره­گیری جنسی را ناحق می­دانند.

208ـ Pوَ إِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ وَ لَا تَنْقُصُوا الْمِکْيَالَ وَ الْمِيزَانَ إِنِّي أَرَاکُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْکُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍO. (84/هود)

208- And to Midian [We sent] Shu'ayb, their brother. He said," O my people! Worship Allah. You have no other god besides Him. Do not diminish the measure or the balance. Indeed, I see that you are faring well, but I fear for you the punishment of an all-embracing day." (84)

208ـ و ما به سوى اهل مدين برادرشان شعيب را (به رسالت فرستاديم)، وى گفت: اى قوم، خداى يكتا را كه شما را جز او خدايى نيست پرستش كنيد و در كيل و وزن كم‏فروشى مكنيد، من خير شما را در آن مى‏بينم (كه با همه عدل و انصاف كنيد) و (اگر ظلم كنيد) من مى‏ترسم از روزى كه عذابى سخت شما را فراگيرد. (84 / هود).

209ـ عظمة الخطيئة اللواط: يقال في هذه الآية الغرض من الظالمين مذكور، الظالمون من مكة أو المشركين من قوم الرسول. و بناء علي ذلك و عليه، فإن معني الآية أنه ليس من المحتمل أن تسقط مثل هذه الحجارة علي طغاة مكة. قد يعني أيضاً أن المسافة بين مدن أهل لوط التي دمرت تماماَ ليست بعيدة عن مضطهدي اهل نبي الإسلام (صلي الله عليه وآله)؛ فهذه المدن كانت بين طريق مكة والشام، و قد مروا بذلك الجانب. نقرأ في الآية 76 من سورة الحجر: "و أرضهم الخربة (اهل لوط) علي رأس طريق (القوافل) علي الدوام". نقرأ أيضاً في الآيات 137 و 138 من سورة الصافات: "و أنتم دائماً في الصباح الباكر تمرون جنباً إلي جنب هذه (أطلال المدن)، و أيضاً في المساء ألا تعتقد ذلك؟!". لعل هذه الآية، هددت كل الطغاة والظالمين؛ أي أن ظالم قد يقع تحت عذاب اهل لوط. نقرأ في رواية الإمام باقر (عليه‌السلام): "هؤلاء الطغاة هم من أمة الرسول الذين يرتكبون الذنب القبيح لأهل لوط". المثلية الجنسية، سواء عند الرجال أو النساء، خطيئة كبيرة في الإسلام. الروايات عن أئمة الإسلام في إدانة هذه الخطيئة، إنه أمر مؤثر و صادم لدرجة أن قراءتها يشعرالجميع بأن قبح هذه الخطيئة يصل إلي أساسها. نقرأ في إحدي روايات نبي الإسلام (صلي الله عليه و آله): "عند ما فعل أهل لوط بأعمالهم المخزية، دموع الأرض لدرجة أن الدموع وصلت إلي السماء و بكت السماء لدرجة أنها وصلت إلي العرش. في هذا الوقت، أوحي الرب للسماء برجمهم، و أعلن الله للأرض أنه ينبغي ابتلاعهم. "بالطبع هو، البكاء والدموع لهما تشبيه و رمز. نقرأ في خطاب آخر للنبي نفسه: من يمارس الجنس، مع شباب، يدخل يوم القيامة بحالة التلوث، حتي لا تطهره مياه العالم. فيغضب الله منه و يلعنه و يهيئ له النارويا له من مكان رديء! ". ثم قال: " إذا اختلط ذكر بذكر يهتز عرش الله بسبب (عمله الفاضح).

209- The greatness of the sin of sodomy: It is said that the purpose of the oppressors is mentioned in this verse; the oppressors are from Mecca or the polytheists of the prophet’s people. Accordingly, the meaning of the verse is that it is not unlikely that such stones would be shed on the tyrants of Mecca. It may also mean that the distance between the cities of the people of Lot that were destroyed completely is not far from the oppressors of the people of the Prophet (PBUH) of Islam, for those cities were between the way of Mecca and Sham, and they passed by that side. In verse 76 of Surah al-Hijr, we read: “and their ruined land (the people of Lot) is on the head of the way of (the caravans) always “. We also read in verses 137 and 138 of surah al-Safat: And you are constantly early in the morning passing by side these (the ruins of the cities), and also in the evenings, don’t you think?! “. perhaps this verse has threatened all tyrants and oppressors; That is, any oppressor may be falling under the torment of the people of Lot. In the narration of Imam Baqir (as), we read: These tyrants are those of the Prophet’s Ummah who commit the ugly sin of the people of Lot. Homosexuality, both in men and women, is a great sin in Islam. The narrations narrated by the leaders of Islam in condemnation of this sin it is so moving and shocking that reading them makes everyone feel the ugliness of this sin is such that it simply reaches its base. in one of the narrations of the Prophet of Islam, we read: “When the people of Lot did their shameful deeds, the earth came to tears so much that its tears reached the sky, and the sky cried so much that its tears reached the empyrean. At this time the Lord did inspirations to the sky that they should stone them, and God revealed to the earth that they should be swallowed, “of course it is Crying and tears, have a simile and symbol. In another discourse of the same Prophet we read: “Anyone who has sex with young people, the Day of judgment enter with a state of pollution; So that the waters of the world will not cleans him. Then God will get angry at him and curse him and prepare hell for him, and what a bad place! “Then he said,’ Whenever a male mixes with a male, the throne of God will shake because of his shameful act.

209ـ بزرگی گناه لواط: گفته شد که منظور از ستمگران در این آیه، ستمگران اهل مکه یا مشرکان قوم پیامبر (ص) هستند. بر این اساس، معنی آیه چنین می­شود که باریدن چنین سنگ­هائی بر ظالمان مکه بعید نیست. شاید هم معنای آیه این باشد که فاصله شهرهای قوم لوط که زیرورو شدند از ستمگران قوم پیامبر اسلام (ص) دور نیست؛ زیرا آن شهرها بین راه مکه و شام قرار داشت و آنها از کنار آن می­گذشتند. در آیه 76 سوره حجر می­خوانیم: «و ویرانه­های سرزمین آنها (قوم لوط) بر سر راه همیشگی (کاروان­ها) است». همچنین در آیات 137 و 138 سوره صافات می­خوانیم: «و شما پیوسته صبحگاهان از کنار (ویرانه­های شهرهای) آنها می­گذرید، و (هم چنین) شبانگاه، آیا نمی‌اندیشید؟!» شاید هم این آیه، تمام ظالمان و ستمکاران را تهدید کرده است؛ یعنی هر ستمگری ممکن است مشمول عذاب قوم لوط گردد. در روایتی از امام باقر (ع) می­‌خوانیم: «جزو این ستمگران کسانی از امت پیامبر هستند که گناه زشت قوم لوط را انجام دهند». همجنس گرائی، چه در مردان باشد و چه در زنان، در اسلام از گناهان بسیار بزرگ است. روایاتی که در مذمت این گناه از پیشوایان اسلام نقل شده، آن قدر زیاد و تکان دهنده است که با مطالعه آنها هر کس احساس می­کند زشتی این گناه به اندازه­ای است که کمتر گناهی به پایه آن می­رسد. از جمله در روایتی از پیامبر اسلام (ص) می‌خوانیم: «هنگامی که قوم لوط آن اعمال (ننگین) را انجام دادند، زمین چنان گریه­ای سر داد که اشک­هایش به آسمان رسید و آسمان چنان گریه‌ای کرد که اشک­هایش به عرش رسید. در این هنگام خداوند به آسمان وحی کرد که آنها را سنگ باران کن و به زمین وحی کرد که آنها را فرو بر». البته بدیهی است که گریه و اشک، جنبه تشبیه و کنایه دارد. در حدیث دیگری از همان حضرت می­خوانیم: «هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت با حالت جنابت وارد محشر می­شود؛ آن چنان که آب­های دنیا او را پاک نخواهند کرد. آن گاه خداوند او را غضب و لعنت کند و دوزخ را برای او آماده می­کند و چه بد جایگاهی است!» سپس فرمود: «هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به خاطر این (عمل ننگین) به لرزه در می­آید.»

كما جاء في آيات القرآن الكريم، فإن كل القبائل التي عارضت أنبيائها، كل واحد منهم كان له نوع من الهلاك الإلهي المتورط فيه؛ الذين استسلموا للوصايا الإلهية تم خلصوا.

As stated in the verses of the Holy Quran, all the tribes who opposed their prophets, each one has been involved in some kind of divine doom; and those who surrendered to divine commandments were saved.   

همانطوری که در آیات قرآن کریم بیان شده است، تمام اقوامی که با پیغمبرشان مخالفت کرده­اند، هر کدام به نوعی دچار عذاب الهی شده­اند؛ و آنهائی تسلیم اوامر الهی شدند از نجات یافتگان بودند.

آیات قرآنامام صادقانحراف جنسیقرآن کریم
۱
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید