ویرگول
ورودثبت نام
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
پیروان حق
خواندن ۱۶ دقیقه·۱۷ ساعت پیش

20 - Islam, the message of Prophets

224ـ Pوَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَ مِنْهَا جَائِرٌ وَ لَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِينَ‌O. (9/نحل)

 And it is up to God to show the right path to the servants; But some ways are wrong! And if God wills, He wills guide you all by force; (But, compulsion is not beneficial). (9)

و بر خداست كه راه راست را (به بندگان) نشان دهد؛ امّا بعضى از راه‏ها بيراهه است! و اگر خدا بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدايت مى‏كند (؛ ولى اجبار سودى ندارد). (9 / نحل).

225ـ علي الله أن يظهر الطريق الصحيح: تحدث الله في هذه الآية عن طريق الأنسان لروحي، يقول إنه بدون أدني شك سيظهر الله للخدام طريق التطور. هذا التوجيه والقيادة للإنسان من ناحيتين: 1ـ الفطرة، والتي تدعو الإنسان من الداخل إلي الخير و الكمال. 2ـ الأنبياء والكتب المقدس التي تدعو البشر من الخارج إلي الله. بالطبع، قد يتوهم البعض أنه إذا كان من الضروري إظهار الطريق الصحيح من قبل الله، لماذا لا يتحرك معظم الناس في هذا الطريق، و هذه علامة علي عجزالله؛ هذا يعني ـ لا قدرالله ـ لا يقدرالله أن يهدي الناس. الله يزيل هذه الخطأ، و في نهاية الآية، تقول: "إذا أراد الله، لكان قد أرشدكم جميعاً." هذا يعني أن قوة إرادة الله ليست إلزامية، بالأحري، يريد أن يسلك الخدم الطريق الصحيح باختبارهم و تجنب معصية الله. بمعني أخر، من خلال القيام بالأعمال الصالحة و تجنب الذنوب اختيارياً، يعرضون أنفسهم للهداية الإلهية. و من المثير للإهتمام، في هذه الآية، أن من الضروري أن يظهر الله الطريق الروحي للإنسان؛ لكنه لم يقل ذلك قط عن النعم المادية و هذه بحد ذاتها علامة علي النعم الأكبر لتوجيه النعم المادي.

225- It is up to God to show the right way: God has spoken in this verse about the spiritual way of man; he says that without any doubt, God will show the servants the way to evolution. This guidance and leading for humans are in two ways: 1- Instinct, which calls the human from within to goodness and perfection. 2- The prophets and scriptures that invite humankind from outside to God. Of course, the illusion may come to some that if showing the right path by God is necessary, why do most people not move on this path, and this is a sign of God’s impotence; That means - God forbid! - God cannot guide people. God for the removal of this bug, at the end of the verse it says, “If God wanted, He would have guided (with the forcing) all of you. It means the will-power of God is not compulsory; Rather, he wants His servants to choose the right path by their own choice and to avoid disobeying God. In other words, by doing righteous deeds and avoiding sins, they expose themselves to divine guidance. Interestingly, in this verse, God must show the spiritual path to man, but he never said so about the material blessings, and this itself is a sign that spiritual blessings are better than material blessings.

225ـ بر خدا است که راه راست را نشان دهد: خداوند در این آیه، از راه معنوی انسان سخن به میان آورده، می­فرماید که بی شک خداوند راه رسیدن به تکامل را به بندگانش نشان می­دهد. این راهنمائی و هدایت برای انسان از دو راه است: 1ـ فطرت که از درون، انسان را به خوبی­ها و کمال فرا می­خواند. 2ـ پیامبران و کتاب­های آسمانی که بشر را از بیرون به سوی خدا دعوت می­کند. البته ممکن است این توهم برای برخی پیش بیاید که اگر نشان دادن راه راست بر خدا لازم است، چرا بیشتر مردم در این راه حرکت نمی­کنند، و این نشانه ناتوانی خدا است؛ یعنی ـ معاذالله ـ خدا نمی­تواند مردم را هدایت کند. خداوند برای رفع این اشکال، در پایان آیه می­فرماید که «اگر خدا می­خواست، همه شما را (به اجبار) هدایت می­کرد». یعنی بنای خدا اجبار نیست؛ بلکه او می­خواهد که بندگان، راه راست را با اختیار انتخاب کنند و از نافرمانی خدا بپرهیزند. به عبارت دیگر، با انجام کارهای شایسته و دوری از گناهان به طور اختیاری، خود را در معرض هدایت الهی قرار دهند. جالب توجه این که در این آیه، خداوند، نشان دادن راه معنوی به انسان را بر خود لازم دانسته؛ اما هرگز درباره نعمت­های مادی این گونه سخن نگفته و این خود نشانه برتری نعمت هدایت بر نعمت­های مادی است.  

  226ـ Pإِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَO. (22/نحل)

226- Your God is the One God. Those who do not believe in the eternal of the Hereafter, (even if they speak in tongues) are deniers (of the supreme source) in their hearts and obey not God’s order are arrogant and rebellious. (22)

226ـ خداى شما خدايى يكتاست، و آنان كه به عالم آخرت ايمان ندارند (اگر هم به زبان گويند) به دل منكر (مبدأ متعال) اند و (از اطاعت حكم خدا) تكبر و سرپيچى مى‏كنند. (22 / نحل).

 227ـ Pيُنَزِّلُ الْمَلَائِکَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلٰهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِO. (2/نحل)

227- God sends down the angels with the Spirit of His command to any of the servants that He wants to admonish the people, and make them afraid of the punishment of polytheism, and let servants understand, that there is no God but me, so, fear me. (2)

227ـ خدا فرشتگان را با روح به امر خود بر هر يک از بندگان كه خواهد مى‏فرستد كه خلق را (اندرز داده و از عقوبت شرک به خدا) بترسانيد (و به بندگان بفهمانيد) كه خدايى جز من نيست، پس از من بترسيد. (2/ نحل).

228ـ Pثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَکَائِيَ الَّذِينَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَى الْکَافِرِينَ‌O. (27/نحل)

228- Then He will disgrace them on the Day of Resurrection, and say," Where are My partners for whose sake you used to defy [Allah]?" Those who were given knowledge will say," Indeed today disgrace and distress pursue the faithless." (27)

228ـ سپس روز قيامت خدا آنها را رسوا مى‏سازد؛ و مى‏گويد: «شريكانى كه شما براى من ساختيد، و بخاطر آنها با ديگران دشمنى مى‏كرديد، كجا هستيد؟!» (در اين هنگام،) كسانى كه به آنها علم داده شده مى‏گويند: «رسوايى و بدبختى، امروز بر كافران است!» (27 / نحل).

229ـ اولئك الذين أعطوا علي العلم: لقد استخدم بعناية في هذه الآية والآيات القرآنية الأخري أن "الذين اوتوا العلم" هم أناس فهموا وحدانية الله و أصبحت حقيقة التوحيد واضحة لهم و هم أيضاً ابرياء و بعيدون عن الخطأ؛ لأنهم سمح لهم بالتحدث في مشهد القيامة و نقرأ في الآية 38 من سورة النبأ عن القيامة: "(في ذلك اليوم) لن يتكلم أحد إلا باذن الرحمن (و عند ما يقولون) يقولون الحق." عندما يكون الكلام صحيحاً أن المتحدث له حصانة من الخطأ و عبثا، و لا أحد يتمتع بحصنانة كاملة من الخطأ في الكلام إلا إذا كان أيضاً في سلوكه من الخطأ و يدعو إلي الابتعاد. لذلك هم (اولئك الذين أعطوا المعرفة) هناك مجموعات لا تري شيئاً سوي الحقيقة و لا تقول شيئاً سوي الحقيقة و لن تفعل ذالك إلا الحقيقة. هذا يأتي من القرآن. في بعض التقاليد، تم تفسير هذه المجموعة أيضاً إلي الأئمة معصومين (عليه‌السلام).

229- Those who have been given science: It is carefully used in this verse and other verses of the Quran that “ (alathin autawa Al-Eilm) “ are people who have to understand certainly oneness of God and the truth of monotheism has become clear to them and they are also innocent and far from wrong; Because they have been allowed to speak at the resurrection scene and in verse 38 of surah Naba we read about the resurrection: “ (on that day) No one will speak except by the permission of God the merciful, (and when they say) they say right.” when the speech is true that it’s the speaker has Immunity from error and in vain, and no one is completely Immunity from error in speech unless it’s also in its behavior from error and in vain to be far. So, they (those who have been given knowledge) are groups who see nothing but the truth and say nothing but the truth, and except truth will not do. This comes from the Quran. In some traditions, this group has also been interpreted to be infallible Imams (as).

229ـ کسانی که به آنان علم داده شده است: با دقت در این آیه و آیات دیگر قرآن استفاده می­شود که «الذین اوتوا العلم»، افرادی هستند که به یگانگی خداوند یقین پیدا کرده­اند و حقیقت توحید بر ایشان روشن شده و نیز افرادی معصوم و دور از خطا و اشتباه هستند؛ زیرا به آنها اجازه سخن گفتن در صحنه قیامت داده شده است و در آیه 38 سوره نبأ درباره قیامت می­خوانیم: «(در آن روز) هیچ یک جز به اذن خداوند رحمان سخن نمی­گویند (و آنگاه که می­گویند) درست می­گویند.» سخن هنگامی درست است که از گوینده آن از خطا و بیهوده و باطل مصونیت داشته باشد، و هیچ کس به طور کامل از خطای در گفتارش مصونیت ندارد مگر آنکه در رفتارش نیز از خطا و اشتباه دور باشد. پس آنها (کسانی که به آنها علم داده شده) گروهی هستند که جز حق نمی­بینند و جز حق نمی‌گویند و جز حق انجام نمی­دهند. این مطلب از قرآن به دست می­آید. در برخی از روایات نیز این گروه به امامان معصوم (ع) تفسیر شده است.                         

230ـ Pوَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَيْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِينَO. (36/نحل)

230- Certainly, we raised an apostle in every nation [to preach:]" Worship Allah, and keep away from the Rebels." Then among them were some whom Allah guided, and among them were some who deserved to be in error. So, travel over the land and then observe how was the fate of the deniers. (36)

230ـ ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد؛ و از طاغوت اجتناب كنيد!» خداوند گروهى را هدايت كرد؛ و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت؛ پس در روى زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏كنندگان چگونه بود! (36 / نحل).

231ـ التوحيد و محاربة المتمردين (الطاغوت) أساس الدعوة النبوية: وفقا لهذه الآية، كانت الدعوة إلي التوحيد و محاربة الطاغوت أساساً لدعوة جميع الأنبياء، لأنه إذا كانت أسس التوحيد لا يجب أن تكون قوية و معتدين من المجتمعات البشرية و بيئة الفكر الإنساني لا يجب مقاطعتها، فلن يتمكن أي برمامج تعديلي من الرهن. المتمردة يعني المعتدي من الحد والمقيود، و يقال علي كل ما هو عدوان من الحدود الله. لهذا السبب و من هنا إلي الشيطان المعبود، حاكم الطاغية والظالم والمتعجرف، و كذلك الطريق الذي يؤدي الي الظلم، يسمي (طاغوت) المتمرد.

231- Monotheism and the fight against the rebellious are the basis of the prophetic invitation: According to this verse, the invitation to monotheism and fight against rebellious have been the basis of inviting all the prophets because if the foundations of monotheism not to be strong and aggressors from human societies and environment of human thoughts not to boycott, no amendatory program would not be able to perform. Rebellious means the aggression from limit and boundaries and to anything that is aggressor from divine limits it is also said. For this reason (to the devil), idol, the ruler of the tyrant and the oppressor and arrogant, as well as a path that leads to an unjust being, rebellious (thoghoot) is called.

231ـ توحید و مبارزه با طاغوت اساس دعوت انبیاء: طبق این آیه دعوت به توحید و مبارزه با طاغوت اساس دعوت تمام پیامبران بوده زیرا اگر پایه­های توحید محکم نشود و طاغوتها از جوامع انسانی و محیط افکار انسانها طرد نشود هیچ برنامه اصلاحی پیاده شدنی نیست. طاغوت به معنای تجاوز کننده از حد ومرز است و به هر چیزی که وسیله تجاوز از حدود الهی گردد نیز گفته می­شود. از این جهت به شیطان بت حاکم جبار و ستمگر و مستکبر و نیز مسیری که به غیر حق بینجامد طاغوت گفته می­شود.

232ـPيَا يَحْيَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِيّاًO. (12/مریم)

" O John (Yahya)! [We said,] 'Take the Book of God with strength!" And we gave him the command of prophethood and enough wisdom in his childhood. (12)

اى يحيى! كتاب (خدا) را با قوّت بگير! و ما فرمان نبوّت (و عقل كافى) در كودكى به او داديم! (12 / مريم).

233ـ الحصول علي كتاب الله بقوة: علي الأرجح كلمة "كتاب" في هذه الآية، التوراة أو التوراة جنبا إلي جنب مع كتب الأنبياء الأخري قبل يحيي؛ لأن الكتاب في ذلك الوقت احتوي علي الشريعة والوصايا الإلهية، فقد كانت التوراة. الغرض من اقتناء الكتاب بقوة هو إدراك معرفة و ممارسة وصاياه و تعليماته باهتمام وجدية.

233- Getting the book of God's strength: Most likely, the word “book “ in this verse, the Torah, or the Torah, is along with the other books of prophets before Yahia; Because a book at that time contained the law and the divine commandments, it has been the Torah. The purpose of getting the book strength is to realize the knowledge and practice of its commandments and its instructions with attention and seriousness.                      

233ـ گرفتن کتاب خدا با قوت: به احتمال زیاد منظور از «کتاب» در این آیه، تورات یا تورات همراه با سایر کتب پیامبران قبل از یحیی (ع) است؛ زیرا کتابی در آن زمان مشتمل بر شریعت و احکام الهی بوده، تورات بوده است. مراد از گرفتن کتاب با قوت نیز محقق کردن معارف و عمل به دستورها و احکام آن با توجه و جدیت است.

234ـ Pوَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌO. (36/مریم)

" Indeed, Allah is my Lord and your Lord. So, worship Him. This is a straight path." (36)

و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش كنيد؛ اين است راه راست! (36 / مريم).

235ـ Pوَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاًO. (81/الأسراء)

And tell the nation that the true religion has come, and falsehood has been destroyed, that falsehood itself deserves to be destroyed. (81)

 و (به امت) بگو كه (دين) حق آمد و باطل نابود شد، كه باطل خود لايق محو نابودى ابدى است. (81 / اسراء).

236ـ Pوَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراًO (105/اسراء)

And we sent down these verses of great Qur’an in truth and they were revealed in truth and honesty, and We did not send you except as a bearer of good news and as a warner. (105)

و ما اين آيات (قرآن عظيم) را به حق فرستاديم و به حق و راستى هم نازل شد، و نفرستاديم تو را جز براى آنكه بشارت دهى و بترسانى. (105 / اسراء).

237ـ حصانة القرآن من التحريف: في أن الفرق بين "و بالحق أنزلناه" (و أنزلناه القرآن علي الحق) و "بالحق نزل" و ما هو "الوحي" (والذي نزل بالحق)، المترجمون الفوریون لدیهم تصریحات مختلفة. ما يبدو أكثر وضوحاً، و هو آن يبدأ الشخص فی بعض الأحیان في العمل، ولكن لأن قوته محدودة، هو (هی) لا یستطیع الانتهاء بشكل صحيح حتي النهاية، لكنه (هي) الذي يعرف كل شيء قادر علي فعل كل شيء، كما انه يبدأ بشكل صحيح و يحققه تماماً. علي سبيل المثال، أحياناً يطلق الإنسان مياهاً صافية من المصدر، ولكن لأنها لا تستطيع حمايتها من التلوث، فإن النظافة والشفافية لا تصل ألي المستهلك، ولكن الذي یتحکم عمله فی كل الشیئ، کما أنه يجلب الماء النظیف من النافورة، كما أنها تستوردها نظيفة و صافية في أوعية العطش والشاربين. القرآن هو مجرد کتاب نزله الله بحق. و فی کل طریقة الإتصال، سواء في المرحلة، عندما كان وسیط جبرائيل و في تلک المرحلة، عند ما كان متلقياً للنبي. في جميع الظروف، فقد حافظت عليها و حمايتها بكل الطرق و حتي مع مرور الوقت وفق "انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون" لم تصل يد أي تشوية إلي حضنه ولن تصل. لان الله قد اعتني به، لذلك فإن هذا الماء الصافي للوحي الإلهي، من زمن النبي صلي الله عليه و آله، إلي أخر الدنيا، سليما لجمیع القلوب تجد طريقها وسوف تکتشف.

237- Immunity of the Qur’an from distortion: In that the difference between “wa belhaghe anzalnaho “(and we revealed the Quran to the truth) and what is the “wa belhaghe nazal “(and it was revealed in truth), interpreters have different statements. what seems clearer, that is, sometimes a person starts working, but because their power is limited, they cannot correctly finish it until the end, but he (she) who in awareo of  an thing and has power over off things, also starts right and also achieves it completely. For example, sometimes a man releases clear water from the source, but because it cannot protect it from pollution, the water does not remain clean and transparent does not reach the consumer, but he who his work controls in every way, it also brings clear water out of the fountain, they also import it clean and clear in the containers for thirstiest and drinkers. The Qur’an is just such a book that has been rightly revealed by God and in the whole way of communication. Both at the stage when he was Gabriel’s mediator and at the stage when he was the recipient of the prophet. in all circumstances, it has been preserved and protected in every way and even over time, according to “enna nahno nazalna aldhekr wa enna laho lahafezon “, the hand of any distortion has not reached his lap and will not reach. Because God has taken care of it. Therefore, this clear water of divine revelation, from the time of the prophet (PBUH) to the end of the world, reaches all hearts and finds its way and will find out.

 237ـ مصونیت قرآن از تحریف: در این که فرق میان "و بالحق انزلناه" (و ما قرآن را به حق نازل کردیم) "و بالحق نزل" (و به حق نازل شد) چیست، مفسران بیانات گوناگون دارند. آنچه روشن‌تر به نظر می‌رسد، این است که گاه انسان شروع به کاری می­کند، اما چون قدرتش محدود است، نمی­تواند آن را تا به آخر بطور صحیح به پایان برساند؛ اما کسی که از همه چیز آگاه است و بر همه چیز تواناست، هم صحیح شروع می­کند و هم آنها را به طور کامل تحقق می­بخشد. برای مثال، گاهی انسان آب زلالی را از سر چشمه رها می­کند، اما چون نمی­تواند آن را در راه از آلودگی­ها حفظ کند، پاک زلال بدست مصرف کننده نمی­رسد؛ ولی آن کس که از هر نظر بر کار خود مسلط است، هم آن آب را پاک زلال از چشمه بیرون می­آورد، هم آن را پاک و زلال در ظرف­های تشنگان و نوشندگان وارد می­کند. قرآن نیز چنین کتابی است که به حق از ناحیه خداوند نازل شده است و در تمام مسیر ابلاغ. چه در آن مرحله که واسطه جبرئیل بوده و چه در آن مرحله که گیرنده پیامبر بوده. در همه احوال آن را از هر نظر حفظ و حراست فرموده و حتی با گذشت زمان به مقتضای انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون دست هیچگونه تحریف به دامانش دراز نشده و نخواهد شد. چرا که خدا پاسداری­اش را به عهده گرفته است. بنابراین، این آب زلال وحی الهی. از عصر پیامبر (ص) تا پایان جهان. دست نخورده به همه دلها راه یافته و می­یابد.

آیات قرآن
۱
۰
پیروان حق
پیروان حق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید